مدیریت ورزشی

تعريف مديريت

انجام كار به وسيله ديگران يعني كاركردن با چندنفرتا وقت تفكر و ارائه طرح بوجودآيد.

استفاده ازمنابع محدودبه منظوررسيدن به هدفهاي مطلوب.

فرايندمؤثروكارآمدمنابع مادي وانساني دربرنامه ريزي سازماني بسيج منابع  و امكانات هدايت  و  كنترل  است  كه  به  منظور رسيدن  به  هدف صورت  مي گيرد.

تعريف مديريت تربيت بدني وورزش

فرايندتامين وبه كارگيري مؤثرنيروي انساني ماهروكارآمدوابزارلازم جهت برنامه ريزي ها  سازماندهي  هماهنگي  و كنترل  براي  حصول اهداف تربيت بدني باتوجه به نظام ارزشي.

علم وهنر بكارگيري امكانات ومنابع انساني   مادي ومالي جهت اجراي مقاصدورزشي .

فرايندي از برنامه ريزي  سازماندهي  رهبري  نظارت  و كنترل  اطلاق مي شود.

 

برای خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

یادگیری حرکتی

یادگیری حرکتی:

توانایی یادگیری برای موجود زنده امری حیاتی است،زیرایادگیری،موجود زنده را توانا می سازد تا خود راباجنبه های مشخصی از محیط سازگار کندواز تجربه ها سود ببرد.این یادگیری برای انسان در مقایسه با سایر موجودات زنده حیاتی تر است.یادگیری تقریبا به صورت مداوم انجام می شود.اگر دنبال یاد گیری نباشیم همان موجود نسبتا ساده ای خواهیم بود. نتیجه آشکار تمرین هر فرد،بهبود سطح عملکردآن است که به طرق مختلف قابل اندازه گیری است،مانند درصد بیشتر درپرتاب آزادبسکتبال یانمره بهتر در یک مجموعه حرکت روتین بارفیکس در ژیمناستیک.اما یادگیری چیزی بیشتر از بهبود سطح عملکرد است. روانشناسان دریافته اندکه یادگیری به عنوان قابلیت اجرای ماهرانه که درطول تمرین تکامل می یابد،مفید است،به این صورت که بهبود توانایی به بهبود عملکرد منجر می شود.بنابر این بهبود عملکرد به خودی خود ،یادگیری نیست،بلکه نشان دهنده وقوع یادگیری است

تعریف یادگیری حرکتی:

مجموعه ای از فرایندهای همراه با تمرین یا تجربه است که به تغییرات نسبتا پایدار درقابلیت اجرای ماهرانه منجر می شود. ازتعریف فوق باید اینگونه استنباط کنیم که فرد،توانایی یااستعدادخود را برای اجرای مهارت افزایش می دهد.

طبقه بندی مهارت های حرکتی:

واژه های کلیدی

مهارت                                                       مهارت حرکتی

مهارت های حرکتی باز                                  مهارت های حرکتی بسته

مهارت های حرکتی مجرد                                مهارت های حرکتی زنجیره ای                  مهارت های حرکتی مداوم

قابلیت برجسته وممتاز انسان دراجرای مهارتها،مشخصه ای مهم ازهستی اوست. اجرای ماهرانه برای انسان امری ذاتی است.بنابراین بدون داشتن ظرفیت وتوانایی لازم برای اجراهای ماهرانه چگونه می توان نوشت وچگونه می توان خواند؟

مهارتهای انسان اشکال متنوعی دارند،برخی تاکید بر کنترل وهماهنگی گروهای عضلانی بزرگ بدن درفعالیتهای نسبتا شدید مانند فوتبال یا حرکات زمینی ژیمنا ستیک دارند وبعضی دیگر که به گروهای عضلانی کوچکتر مربوط می شوند با دقت وظرافت زیاد مثل ماشین نویسی یا تعمیر ساعت به کار گرفته می شوند. مربیانی که فرایند های موثر یادگیری را بهتر متوجه می شوند،بدون شک درامرآموزش مهارتها بر ورزشکاران خودامتیاز وبرتری دارند

تعریف مهارت:

مهارت قابلیتی است که با اطمینان معین وصرف حداقل انرژی یا زمان کاری به نتیجه برسد.

دراین تعریف به چندین نکته باید توجه داشت:

نکته اول: کار باید به هدف مورد نظر برسدمانند کامل کردن یک پاس دربازی فوتبال یا اجرای بالانس درژیمناستیک.

نکته دوم: ماهر بودن به این معنی که اجراکننده باید با اطمینان بیشینه ای به هدف مورد نظر برسد.

برای ماهر بودن باید بتوانید با اطمینان نسبی مهارت رانشان دهید بدون اینکه شانس درآن نقشی عمده واصلی داشته باشته باشد.(مانند تیر اندازی با کمان).

نکته سوم: به طور اخص یکی از شاخصهای عمده بسیاری از مهارتهای حرکتی اجرای آن با صرف حداقل انرژی است (ماننددونده دوی ماراتن).درضمن برای برخی ازمهارتهااین امرهدف اصلی نیست،مانند پرتاب وزنه.

برای خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

مديريت سازمان هاي ورزشي

مديريت سازمان هاي ورزشي


مديريت يعني هماهنگي همه امكانات و منابع از طريق برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و نظارت ، به طوري كه هدف هاي مشخص تحقق پذيريد.

مديريت عبارت است از عمل تاثير گذاري بر افراد به طوري كه از روي ميل و علاقه براي هدف هاي گروهي تلاش كنند.

 

رهيري موضوعي وسيعتراز از مديريت است و مديريت نوع خاصي از رهبري محسوب مي شود كه در آن تحقق اهداف سازماني مورد نظر است . رهبري نيز براي تحقق هدفهايش ملزم است كه با افراد و به وسيله افراد كار كند ، اما اين هدفها لزوما اهداف سازماني نيستند.

ابزارهاي اصلي مديريت عبارتند از :

 

برای خواندن موضوع به ادامه مطلب یروید

ادامه نوشته

آموزش فوتبال

آموزش فوتبال

فصل‌ اول‌

نگاهي‌ به‌ تاريخچه‌ و سير تكاملي‌ فوتبال‌


فصل‌ دوم‌

ضربه‌ها


فصل‌ سوم‌

كنترلها



برای خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

کمک های اولیه ( قسمت دوم)

فصل ششم‌
كمكهاي اوليه در زخمها و خونريزيها

هدف مرحله‌اي‌

شناخت‌، علل ايجاد، عوارض و پيامدهاي انواع زخم و خونريزي و كمكهاي اولية مربوط به آنها

 

6-1 زخم و جراحت‌

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

انتظار مي‌رود پس از مطالعة اين بخش بتوانيد:

زخم و انواع آن را تعريف كنيد.

علل ايجاد زخمهايي را كه در محيطهاي ورزشي ايجاد مي‌شود بنويسيد.

انواع روشهاي بندآوردن خونريزي را بدانيد.

پيامد و عوارض زخمها را شرح دهيد.

قطع خونريزي بخشهاي مختلف بدن را به روشي متناسب با سطح خونريزي انجام دهيد.

 

     يكي از شرايط سلامت كامل جسماني سلامت گردش خون در بدن است‌. براي رسيدن خون به ميزان كافي فشار خون طبيعي و شبكة گردش خون سالم ضرورت دارد. وجود زخم و خونريزي شديد فعاليت گردش خون را مختل مي‌كند و اختلال در گردش خون باعث مي‌شود بافتها، به‌ويژه بافت دستگاههاي حياتي بدن آسيب ببيند.

 

شكل 6-1 خراشيدگي در زانو                                            شكل 6-2 بريدگي‌

 

6-2 علايم زخمهاي باز

از مجموع زخمهاي ذكر شده سه مورد خراشها، بريدگيها و سوراخ‌شدگيها بيشتر در فعاليتهاي ورزشي ايجاد مي‌شود كه به شرح آن مي‌پردازيم‌.

  خراشيدگيها . اين نوع زخمها كه بر اثر كشيده شدن پوست روي سطوح مختلف (در ورزش مثل تشك كشتي يا زمين فوتبال‌) ايجاد مي‌شود و لاية بيروني پوست صدمه مي‌بيند، معمولاً خونريزي زيادي ندارند و فقط كمي خون در سطح آنها جمع مي‌شود (شكل 6-1).

در اين زخمها خطر آلودگي و عفونت وجود دارد. احتمال ابتلا به عفونت بستگي به ميزان آلودگي سطحي كه بدن با آن تماس داشته است دارد.

شكل 6-3 زخم سوراخ شده‌

   بريدگيها . بريدگيها غالباً براثر اصابت چاقو يا هر جسم لبه تيز و برنده مثل شيشه به وجود مي‌آيد. بريدگيها معمولاً زخمهاي سطحي نيستند و در نتيجه احتمال بروز جراحات عمقي مثل صدمه ديدن ماهيچه‌ها، تاندونها، عروق و حتي اعصاب وجود دارد. در اين گونه زخمها چنانچه عروق صدمه ببينند، خونريزي شديد است (شكل 6-2).

   زخمهاي سوراخ شده . اين زخمها در نتيجة فرورفتن اجسام تيز و باريك در بدن ايجاد مي‌شود. در اثر فرورفتن اين اجسام‌، مجراي كوچكي در بافتها به وجود مي‌آيد; كه اين اجسام عبارت اند از: گلوله‌، اجسام نوك‌تيز مثل سوزن‌، ميخ يا پيچ (شكل 6-3).

شكل 6-4 روش نقطه فشار

6-3 كمكهاي اوليه در زخمهاي باز

     خونريزي باز را هرچه زودتر بايد متوقف كرد يا كاهش داد. سپس بايد زخم را از آلودگي و عفونت محافظت كرد و چنانچه خون زيادي از بيمار رفته باشد، امدادگر بايد براي وقوع شوك در بيمار آمادگي داشته باشد. از دست دادن سريع خون ممكن است منجر به ايجاد شوك و از بين رفتن هوشياري بيمار شود. امدادگر بايد براي متوقف‌كردن خونريزيهاي شديد با روشهاي بندآوردن خونريزي به شرح زير آشنا شود:

    روش فشار مستقيم عضو . يكي از راههاي قطع خونريزي روش فشار مستقيم است‌. در اين روش ابتدا پانسمان استريل را روي زخم مي‌گذارند، سپس روي محل خونريزي را با دست فشار مي‌دهند. بايد به خاطر داشت كه فشاري كه روي زخم وارد مي‌شود يكنواخت باشد و از گذاشتن و برداشتن دست روي زخم يا كم و زياد كردن فشار خودداري شود (شكل 6-4). چنانچه اطراف پانسمان خون لخته شده باشد; نبايد هيچ‌گونه دستكاري در لختة خون انجام شود. روش بالا نگه‌داشتن عضو . يكي ديگر از روشهاي كاهش خونريزي‌، بالا نگه‌داشتن عضو صدمه ديده است‌. در تمام مواردي كه زخم دست‌، گردن‌، ساق‌پا و بازو دچار خونريزي شديد شده‌است‌، بايد عضو مجروح را در سطحي بالاتر از سطح قلب شخص مصدوم قرار داد.

شكل 6-5

روش نقطة فشار. از اين روش بيشتر در خونريزيهاي ساق پا يا بازو استفاده مي‌شود. در صورتي كه خونريزي شديد زخم در نواحي ساق پا يا بازو با اعمال روشهاي قبلي متوقف نشود، مي‌توان از روش نقطة فشار6 استفاده كرد. با استفاده از اين روش نقاط خاصي از بدن را كه همان سرخرگهاي اصلي هستند شناسايي مي‌كنيم و سپس روي آن فشار مي‌آوريم‌. در اين روش گردش خون عضو تقريباً متوقف مي‌شود لذا نمي‌تواند يك روش دايمي باشد بلكه يك روش موقتي است تا رسيدن فرد به بيمارستان‌.

شكل 6-6 روش استعمال تورنيكت (رگبند) در قطع خونريزي‌

2. براي وارد آوردن فشار روي سرخرگ بازويي‌، قسمت مياني بازوي حادثه ديده را با دست بگيريد به طوري كه شست شما در طرف خارج و بقية انگشتان در طرف داخل بازوي حادثه ديده قرار گيرد و سپس انگشتان دست خود را به طرف انگشت شست فشار دهيد تا از طرفين بازو فشاري به طرف داخل وارد شود. براي وارد آوردن فشار از سطح داخلي انگشتان خود استفاده كنيد و هرگز نوك انگشتان خود را براي اين عمل‌به‌كارنبريد. اين عمل سبب فشرده‌شدن سرخرگ بر روي استخوان بازو مي‌شود.

    روش استعمال تورنيكت‌يا رگبند . رگبند نوار لاستيكي يا پارچه‌اي است با عرض 2-5 سانتيمتر كه براي بستن شريان صدمه ديده‌اي كه خونريزي شديدي دارد به‌كار مي‌رود. از رگبند فقط در مواردي استفاده مي‌شود كه خونريزي شديد و خطر مرگ وجود داشته باشد و خونريزي به وسيلة روشهاي قبلي متوقف نشده باشد.

در بستن رگبند نكات مهم زير را مدنظر داشته باشيد:

1. رگبند را كمي بالاتر از زخم و روي پوست سالم ببنديد.

2. رگبند را بهتر است بالاي زانو يا بالاي آرنج بست‌.

3. هيچ‌گاه رگبند را زير بانداژ پنهان نكنيد يا روي آن را به وسيلة دستمال يا پتو نپوشانيد.

4. از اجسام خيلي باريك و فلزي مثل مفتول براي رگبند استفاده نكنيد.

5. زمان بستن رگبند را يادداشت و آن را در محلي نزديك صدمه الصاق كنيد.

6. پس از بستن رگبند هر پانزده دقيقه يك بار آن را شل كنيد تا جريان خون موقتاً برقرار شود و مجدداً رگبند را محكم كنيد و تا رسيدن به پزشك متخصص و يا مركز درماني اين عمل را تكرار كنيد.

 

6-7 زخمهاي بسته‌

تعريف‌

زخمهاي بسته زخمهايي هستند كه پس از ايجاد صدمه پوست آسيبي نمي‌بيند و بريدگي و خراشي روي آن ديده نمي‌شود و فقط بافتهاي دروني صدمه مي‌بينند. احتمال ايجاد اين‌گونه زخمها در هر نقطه‌اي از بدن وجود دارد، اما در صورت شديد بودن ضربه ممكن است خون از سوراخهايي كه حفره‌هاي داخلي بدن را به خارج مربوط مي‌كنند، مثل دهان‌، بيني و مقعد، جاري شود. يا در صورت ضربه به سر و ايجاد زخم بسته در جمجمه‌، دور چشمها كبود خواهد شد. زخمهاي بسته به علت مجاورنبودن با محيط كمتر دچار عفونت مي‌شوند.

    علل‌. اكثر زخمهاي بسته در اثر اعمال نيروهاي خارجي و سقوط اشياي سنگين روي بدن ايجاد مي‌شود. همچنين زخمهاي بسته گاهي براثر سهل‌انگاري به وجود مي‌آيند مثلاً، وقتي مصدوم دچار شكستگي بسته است‌، اگر پيش از اقدام به بي‌حركت كردن عضو شكسته و آتل‌گذاري آن‌، عضو را حركت دهد ممكن است لبة تيز استخوان شكسته در زير طبقات پوست ايجاد زخم بسته كند.

شكل 6-7 نحوة پانسمان زخمهايي كه شي‌ء خارجي در عضو باقي مانده است‌

     علايم‌. درد و حساسيت ناحية آسيب‌ديده از اصلي‌ترين علايم زخمهاي بسته هستند. ورم و تغيير رنگ ناحية آسيب‌ديده نيز از علايم بدني زخمهاي بسته‌اند به علاوه‌، علايم عمومي‌تر زخمهاي بسته به شرح زير است‌:

پوست سرد، مرطوب و رنگ پريده‌، نبض بسيار سريع و ضعيف‌، تنفس سريع و سطحي و سرگيجه‌

احساس تشنگي و بي‌قراري در مصدوم‌

در مواقعي كه ضربه به ناحية شكم‌، لگن و پشت اصابت كرده باشد، حادثه ديده خون استفراغ مي‌كند يا مدفوع و ادرار او خون‌آلود است‌. در اين‌گونه موارد مصدوم بايد در اسرع وقت به مراكز درماني انتقال يابد.

 

6-9 زخم و خونريزي در ورزش

     همان‌طور كه گفته شد، كه حوادثي مانند تصادف با وسايل نقليه در جاده‌ها و كار با ابزار و وسايل در محيط كارخانه يا منزل يا برخورد با موانع طبيعي در اوقات فراغت يا هنگام فعاليتهاي بدني و ورزشي ايجاد مي‌شود. با توجه به ماهيت موضوع فقط به شرح صدمات ورزشي مي‌پردازيم‌.

    تحقيقاتي دربارة صدمات ورزشي در سطح ده رشته در ايران انجام شده است‌. در اين تحقيق‌وقوع پنج نوع صدمة ورزشي در اندامها و بافتهاي مختلف بدن با در نظر گرفتن زمان تمرين و مسابقه‌، فصل تمرينات‌، و حضور داشتن يا نداشتن مربي در لحظة وقوع حادثه مورد مطالعه قرار گرفته است‌. پژوهش ياد شده درصد وقوع زخم و جراحت را در سطح سر و گردن‌، ميان تنه‌، كمربند شانه و بازو، آرنج و ساعد، لگن و ران‌، زانو و ساق پا مچ و انگشتان دست و مچ و انگشتان پا به‌دست آورده است‌. نمودارهاي زير وضعيت وقوع صدمات زخم و جراحت را در ده رشته ورزشي نشان مي‌دهند.

نمودار 6-1

نمودار 6-3 ميزان وقوع زخم و جراحت در ورزش بسكتبال‌

وقوع زخم و خراشيدگي در زانو عمدتاً در حركت شيرجه (توپ‌گيري‌) به وجود آمده‌است‌.

نمودار 6-3 نشان مي‌دهد كه وقوع زخم و خراشيدگي در قسمتهاي زانو و ساق و سر و گردن به ترتيب نسبت به ساير بخشهاي بدن بيشتر بوده‌است‌.

نمودار 6-4 ‌

نمودار 6-6 ميزان وقوع زخم و جراحت در اندامهاي مختلف بدن در ورزش دووميداني‌

نمودار 6-6، فوق كه مربوط به ضايعات خراشيدگي و زخمها نشان داده شده كه قسمتهاي‌تحتاني بدن‌، مثل زانو و ساق و همچنين مچ و كف پا، بيشتر در معرض اين خطر قرار مي‌گيرند و نواحي ميان تنه و كمربند شانه و بازو مصون از خطر اين صدمه بوده‌اند.

نمودار 6-7، ميزان وقوع خراشيدگي و زخمهاي سطحي را در كل بدن نشان مي‌دهد. مشاهده مي‌گردد كه زانو و ساق پا (خصوصاً زانو) نسبت به ساير نواحي بدن بيشتر در معرض وقوع اين صدمه بوده است‌.

نمودار 6-8 ميزان وقوع زخم و جراحت در ورزش تكواندو

نمودار 6-8، نشان مي‌دهد كه نواحي مچ و انگشتان و ساق پا به ترتيب نسبت به ساير اجزاي بدن بيشتر در معرض عارضة زخم و خراشيدگيها قرار مي‌گيرند و نواحي ديگر چون كمربند شانه‌اي باسن و ران كمتر صدمه مي‌بينند. سرو گردن نيز 18% صدمه ديدگي را در اين نمودار نشان مي‌دهد كه عمدتاً در نواحي لب‌، دهان‌، بيني و گوشها حادث شده است‌.

نمودار 6-9

^نمودار 6-10 فوق نشان مي‌دهد كه وقوع جراحت و زخمها در بخش سروگردن نسبت به ساير بخشهاي بدن بيشتر بوده است بطوري كه اين ناحيه به تنهايي حدود 12 اين صدمه را به خود اختصاص داده است و قسمتهاي ميان تنه و لگن و ران كمتر دچار اين صدمه شده‌اند.

فصل هفتم‌
پانسمان و روشهاي ضدعفوني زخم‌

هدف مرحله‌اي‌

آشنايي با روشهاي شستشو، ضدعفوني و پانسمان كردن انواع زخم‌

 

7-1 پانسمان

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

انتظار مي‌رود پس از مطالعة اين بخش بتوانيد:

پانسمان و مشخصات آن را شرح دهيد.

انواع وسايل پانسمان و كاربرد هريك را بنويسيد.

روشهاي مختلف ضدعفوني كردن را بدانيد.

انواع بانداژ و كاربرد هريك را شرح دهيد.

وسايل بانداژ و زخم را استرليزه كنيد.

زخم را تميز و پانسمان كنيد.

عمل ثابت كردن و گره زدن باند را انجام دهيد.

باند مناسب اعضاي مختلف بدن را انتخاب و بدن فرد مصدوم را باندپيچي ^كنيد.

شكل 7-1 لايه‌هاي مختلف چسب زخم‌

7-2 انواع وسيلة پانسمان و موارد كاربرد آن

     پانسمان زخم با وسايل مختلفي انجام مي‌شود كه از نظر اندازه‌، جنس‌، شكل و كاربرد، با توجه به نوع زخم‌، متفاوت‌اند. كه در اينجا به چند مورد آن اشاره مي‌شود.

     نوار چسب زخم‌. چسب زخم يكي از مواردي است كه براي پانسمان زخمهاي جزئي به كار مي‌رود. چسب زخم از يك لاية چسبناك‌، يك گاز و يك پوستة حفاظتي تشكيل شده است‌. در لاية چسبناك سوراخهاي ريزي قرار دارد كه اجازه مي‌دهد رطوبت روي پوست بخار شود و بيرون برود. بايد توجه داشت كه چسب زخمهايي كه اين ويژگي را ندارند نبايد بيش از دو تا سه ساعت روي زخم گذاشته شوند (شكل 7-1).

   

شكل 7-2. گاز (الف‌) و پد (ب‌)

گاز. گاز يكي از انواع وسيلة پانسمان است كه از جنس بسيار نرم و سبك و پارچةتوري مخصوصي ساخته شده است كه به سرعت ترشحات را به خود جذب مي‌كند. گاز در پانسمان دونوع زخم كاربرد بيشتري دارد. يكي زماني كه براي زخم يك پوشش سبك مورد نياز است (مثلاً در سوختگي كه نياز به بندآمدن خون نباشد و از طرفي جذب ترشحات ضرورت داشته باشد) و دوم آنكه باند استريل غيرآغشته به دارو در دسترس نباشد (شكل 7-2 الف‌).

پد. پد نوع ديگري از وسيله پانسمان است كه از لايه‌هاي پنبه و گاز يا پارچه‌اي كه قدرت جذب ترشحات را دارد در اندازه‌هاي مختلف تهيه مي‌شود و نوع آمادة استريل آن نيز ممكن است در داروخانه‌ها يا بيمارستانها موجود باشد (شكل 7-2 ب‌).

^7-3 روشهاي ضدعفوني كردن (استرليزاسيون‌)

استريل كردن يا استرليزاسيون به معناي از بين بردن كامل ميكروبهاي خارجي زنده اعم از بيماري‌زا و يا غيربيماري‌زا و غيرفعال‌كردن ويروسهاست‌، براي استريل‌كردن وسايل پانسمان (گاز، پد، قيچي و غيره‌) از حرارت به اشكال مختلف استفاده مي‌شود.

روشهاي متداول استريل عبارت‌اند از:

استفاده از بخار آب تحت فشار. حرارت مرطوب مطمئنترين وسيلة كشتن ميكروارگانيسم‌هاي بيماري‌زاست‌. رطوبت نفوذپذيري ياخته را زياد مي‌كند و به دنبال آن حرارت پروتئين ياخته را منعقد مي‌كند. بالا بردن فشار بخار آب اين امكان را مي‌دهد كه به درجة حرارت بالاتري برسيم‌. استريل باند توسط بخار به وسيلة دستگاهي به نام اتوكلاو11 انجام مي‌شود. براي استريل وسايل پانسمان بايد توجه داشت كه حداقل 25 دقيقه وسايل در دستگاه نگهداري شوند و حرارت اتوكلاو 250 درجه فارنهايت يا 121 درجة سانتيگراد باشد.

جوشاندن وسايل در آب‌. يكي ديگر از راههاي استرليزاسيون جوشاندن ابزارهاي پانسمان در آب است‌. در اين روش بايد آب كل سطح وسايل را در بربگيرد و حداقل 15 دقيقه در آب بجوشند. اين روش نسبت به ساير روشها محدوديتهايي دارد، به اين معني كه فقط برخي وسايل مثل انبرك و قيچي و ظروف را مي‌توان از طريق آن استريل كرد. در اين روش فقط باكتريها از بين مي‌روند و احتمال باقي ماندن هاگها و ابتلا به كزاز در مورد بيماري كه با اين وسايل جراحي شده است وجود دارد. بنابراين‌، استريل كردن با روش جوشانيدن نمي‌تواند و نبايد جاي استريل كردن با روش بخار آب تحت فشار را بگيرد.

.

 

7-4 تميز كردن زخم و پانسمان

     قبل از شروع پانسمان ابتدا بايد دستها را با آب ولرم و صابون شست و پس از آن در صورت وجود الكل‌، كمي الكل سفيد به دستها ماليد، سپس زخم و اطراف آن را با پنبه يا گاز آغشته به مواد ضدعفوني كننده‌، مانند آب اكسيژنه يا محلول پرمنگنات دوپتاس دودر هزار يا محلول ساولن‌، از سمت داخل زخم به خارج تميز كنيد و بعد به نظافت اطراف زخم بپردازيد. توجه كنيد كه هر قطعه پنبه را كه براي تميز كردن قسمتي از زخم به‌كار مي‌رود نبايد در قسمتهاي ديگر به كار برد. پس از تميز كردن زخم آن را پانسمان كنيد.

 

7-5 انواع پانسمان

پانسمان بر دو نوع است‌: پانسمان خشك و پانسمان مرطوب‌.

پانسمان استريل خشك‌: پانسمان خشك معمولاً براي حفاظت زخم از ميكروبها و صدمات بعدي انجام مي‌شود. براي پانسمان زخم امدادگر بايد به روش زير عمل كند:

1. وسايل پانسمان را آماده كنيد و در سيني مخصوص نزديك بيمار قرار دهيد.

2. بيمار رادر وضع راحت وعضوصدمه‌ديده‌رادروضعيت‌آماده‌براي پانسمان قرار دهيد.

3. زخم را مطابق روشي كه قبلاً گفته شد تميز كنيد و با استفاده از پنس استريل به تعداد لازم گاز روي زخم بگذاريد. توجه كنيد كه در جريان پانسمان باند و ساير وسايل با اشياي غيراستريل تماس پيدا نكند.

4. پانسمان را با استفاده از باند با نوار چسب در محل ثابت كنيد. در مواردي كه پوست بيمار به نوار چسب مورد استفاده حساس باشد بهتر است از باند يا نوارچسب‌هاي مخصوص كه حساسيت ايجاد نمي‌كند استفاده شود.

شكل 7-3 باند سه گوش‌                                          شكل 7-4 باند چندسر

7-6 بانداژ و انواع آن‌

     بانداژ يا باند پيچي به معني بستن باند دور عضو است كه براي انجام سه هدف ثابت نگه‌داشتن پانسمان يا آتل‌روي عضو يا زخم‌، ثابت نگه‌داشتن و ايجاد محدوديت در عضو و جلوگيري از ايجاد تورم يا كاهش آن در عضو انجام مي‌گيرد.

    باندها برحسب شكل‌، جنس و عملكردشان به چند نوع تقسيم مي‌شوند كه در اينجا به‌شرح پنج نمونه باند سه‌گوش‌، چندسر، كراواتي‌، يك‌گوش T و باند لوله شده مي‌پردازيم‌.

     باند سه‌گوش‌. باند سه‌گوش را مي‌توان در موارد متعددي به كار برد. اين باند را به‌صورت باز يا تا نشده مي‌توان به عنوان نوار شكسته‌بندي براي حفاظت و نگه‌داشتن بازو يا سينه و يا محكم كردن پانسمان در نواحي سر، دست و پا به كار برد و يا اينكه از آن به صورت تا شده برحسب نياز خاص استفاده كرد. باند سه‌گوش را مي‌توان از پارچة مربع شكلي به ابعاد يك متر مربع كه روي هم به صورت اريب (شكل 7-3) تا مي‌شود ساخت‌. در مواقع اضطراري‌، خصوصاً زماني كه باند مستقيماً روي زخم استفاده نمي‌شود و صرفاً براي ثابت نگه‌داشتن عضو يا آتل روي عضو به‌كار مي‌رود، مي‌توان از دستمال و روسري نيز استفاده كرد (شكل 7-3).

    باند چندسر. براي باندپيچي نواحي سينه يا شكم از اين نوع باند استفاده مي‌شود. باند چندسر باند عريضي است كه هر يك از دوانتهاي آن با چند بريدگي به قسمتهايي با عرض يكسان تقسيم شده است و به اين ترتيب هريك از دوانتهاي باند داراي چندانتهاي فرعي يا سر است كه به يكديگر متصل مي‌شوند. اين باند در مواردي كه بايد پانسمان را مرتباً عوض كرد مناسبترين باند و معمولاً از جنس فلانل است (شكل 7-4).

براي محكم كردن آتل يا نگهداري پانسمان بزرگ و سنگين روي عضو معمولاً از باندهاي كشي استفاده مي‌شود. باند كشي خود يك نوع باند لوله شده است‌.

شكل 7-6 روش بانداژ گوش به وسيلة باند T

      باند يك گوش T . اين باند يك نوع باند تركيبي و ساختگي است كه بيشتر در پانسمان سر كاربرد دارد. باند سه‌گوش را به صورت باند كراواتي درمي‌آوريم و وسط آن را روي گوش صدمه ديده قرار مي‌دهيم‌. يك سر باند روي جمجمه و سر ديگر باند را از زير گلو رد مي‌كنيم‌، سپس دوسر باند كراواتي را در طرف ديگر صورت در بالاي گوش به‌صورت T درمي‌آوريم‌، آنگاه يكي را از روي پيشاني و ديگري را از پشت سر به طرف گوش آسيب ديده هدايت مي‌كنيم و در نهايت باند را در بالاي گوش گره مي‌زنيم (شكل 7-6).

  

شكل7-8 ‌روش ثابت كردن باند روي عضو

7-7 ثابت كردن و گره‌زدن باند

براي ثابت نگه‌داشتن باند در محل موردنظر كارهاي زير به ترتيب بايد انجام شود:

1. سرآزاد باند را روي نقطه‌اي از پانسمان كه شروع باندپيچي خواهد بود بگذاريد (شكل 7-8 الف‌).

2. يك دور باند را به دور عضو بپيچيد به طوري كه گوشة سرآزاد باند بيرون باشد (شكل 7-8 ب‌).

3. گوشة سر آزاد باند را تا كنيد (شكل‌ج‌) و روي آن را باندپيچي كنيد (شكل 7-8 د).

براي گره‌زدن باند پس از پايان بانداژ كارهاي زير را بايد به ترتيب انجام داد:

     انتهاي باند و حلقه را روي عضو گره بزنيد (شكل 7-9 ب‌) يا انتهاي باند را حدود 20 سانتيمتر از وسط بريده و دو قسمت كنيد (شكل 7-9 ج‌) و يك گره در انتهاي آن بزنيد كه پاره نشود (شكل 7-9 د) سپس از دو سر آن براي بستن و گره زدن باند استفاده كنيد (شكلهاي 7-10 الف‌).

     بايد توجه داشت كه گره نبايد روي برجستگيهاي استخوان قرار گيرد. براي ثابت كردن باند در پايان بانداژ مي‌توان از نوارچسب يا سنجاق قفلي نيز استفاده كرد; در اين صورت انتهاي باند را با يك يا چند قطعه نوارچسب به لايه‌هاي ديگر باند مي‌چسبانيم (شكل 7-10 ج‌) يا آن را با سنجاق قفلي به لايه‌هاي ديگر وصل مي‌كنيم‌; براي اين كار بايد دوانگشت يك دست را زير لايه‌هاي باند قرار دهيم و با دست ديگر سنجاق قفلي را بزنيم كه به بدن بيمار صدمه‌اي نزند. سنجاق قفلي بايد در امتداد برش انتهاي باند زده شود (شكل 7-10 د).

 

7-8 موارد و روشهاي استفاده از باندهاي لوله‌شده‌

باندهاي لوله‌شده از پركاربردترين انواع باندهاست كه به روشهاي گوناگون و در باندپيچي اعضاي مختلف بدن به كار مي‌آيد. متداولترين روشهاي استفاده از اين باندها عبارت‌اند از:

الف‌) بانداژ حلقوي‌

ب‌) بانداژ مارپيچ‌

ج‌) بانداژ به شكل 8 (عدد 8 لاتين‌) براي مفاصل‌

د) بانداژ حلقه‌اي سرانگشتان‌

.

شكل 7-10

شكل 7-11

   بانداژمارپيچ‌.باندپيچي‌به روش مارپيچ به سه طريق مطابق شرح زير انجام مي‌شود:

      الف‌) بانداژ مارپيچ باز. باند را در محل موردنظر ثابت مي‌كنيم (شكل 7-12 الف‌) و سپس به شكل مارپيچ و فاصله‌دار به دور عضو مي‌پيچيم (شكل 7-12 ب‌) به طوري كه لايه‌هاي باز باند روي هم قرار نگيرد  و مماس هم نباشد و سپس آن را گره مي‌زنيم (شكل 7-12 ج‌). از اين روش بيشتر در آتل‌بندي يا بانداژهاي موقت استفاده مي‌شود.

شكل 7-13 بانداژ مارپيچ بسته‌

   ب‌) بانداژ مارپيچ بسته‌. از اين روش براي بانداژ قسمتهايي از بدن كه قطر يكسان ندارند مثل ساعد يا ساق پا استفاده مي‌شود. در اين روش پس از ثابت كردن باند آن را به شكل مارپيچ ولي بدون فاصله به دور عضو مي‌پيچيم به طوري كه هيچ فاصله‌اي بين لايه‌هاي باند نباشد و هر لايه 23 از لاية قبلي را بپوشاند (شكل 7-13).

شكل 7-14 بانداژ مارپيچ معكوس‌

      در اين حالت سطح داخلي باند به دور عضو بسته مي‌شود. اين كار را مجدداً در دورهاي بعدي تكرار كنيد به طوري كه هر لايه 23 از لاية قبلي را بپوشاند. چرخاندن لولة باند در هر دور بايد در همان نقطه قبلي و در يك امتداد انجام شود تا فشار باند روي عضو يكنواخت باشد.

     در پايان مبحث بانداژ حلقوي‌، براي نمونه به شرح اجراي بانداژ آرنج توسط باند حلقوي مي‌پردازيم‌.

      براي باندپيچي آرنج ابتدا عضو را خم مي‌كنيم و در وضعيت مناسب قرار مي‌دهيم‌; سر باند را روي سطح بيروني آرنج قرار مي‌دهيم و باند را دور عضو مي‌پيچيم طوري كه باند 23 لبة بالايي باند قبلي را دربرگيرد. سپس باند را پشت آرنج مي‌بريم و اين بار از لبة پايين اولين دور باند عبور مي‌دهيم‌. باندپيچي به‌همين‌ترتيب ادامه پيدا مي‌كند، يعني باند را يك‌بار از بالا و يك‌بار از پايين عبور مي‌دهيم‌. انتهاي باند را در بالاي مفصل آرنج تمام و با سنجاق يا چسب ثابت مي‌كنيم (شكل 7-15).

شكل 7-15 بانداژ حلقوي آرنج‌

^بانداژ به شكل 8 (8 لاتين‌). براي باندپيچي اعضايي از بدن مثل مچ دست يا مچ پا و به طور كل مفاصل بدن از اين روش استفاده مي‌شود. در اينجا به شرح باندپيچي مچ دست‌، مچ پا و آرنج به روش مذكور مي‌پردازيم‌.

^الف‌) بانداژ كف و مچ دست‌. باند را كف دست ثابت كنيد و يكي دوبار دور آن بپيچيد و سپس به‌طورمايل آن را از روي مچ و سپس دور مچ رد كنيد (شكل 7-16 الف‌) و دوباره به طور مايل آن را از روي مچ به طرف كف دست برگردانيد و دور كف دست به شكل 8 بپيچيد (شكل 7-16 ب‌). اين كار را به ميزان لازم تكرار كنيد و سپس باند را دور مچ گره بزنيد.

شكل 7-17 روش بانداژ مچ پا

    ب‌) بانداژ مچ پا. باند را دور كف و روي پا ثابت كنيد و يكي دوبار دور آن بپيچيد (شكل 7-17 الف‌) سپس آن را به طور مايل از جلو پا رد كنيد و دور مچ پا بپيچيد (شكل 17-7 ب‌) و دوباره به طور مايل آن را از جلو پا رد كنيد و دور كف و روي پا بپيچيد و اين باندپيچي به شكل 8 را به ميزان لازم تكرار كنيد به طوري كه هر لايه به اندازة 23 از لاية قبلي را بپوشاند (شكل‌ج‌). گاهي يك دور اضافي هم دور مچ پا بپيچيد و سپس باند را گره بزنيد (شكل 7-17 د).

    ج‌) بانداژ آرنج يا زانو. آرنج يا زانو را كمي خم كنيد و باندپيچي را به شكل مدور يا حلقوي از پايين مفصل شروع كنيد (شكل 7-18 الف‌). در ناحية مفصل آن را به‌طور مايل از روي مفصل رد كنيد (شكل 7-18 ب‌) و دوباره در پايين مفصل به شكل حلقوي بپيچيد. اين باندپيچي به شكل 8 را به ميزاني كه پانسمان را به طور كامل بپوشاند تكرار كنيد (شكل 7-18 ج‌) بانداژ را در بالاي زانو و يا آرنج تمام كنيد و سپس باند را گره بزنيد.

شكل 7-18

7-9 بانداژ شست‌

    ابتدا سر باند نواري را در انتهاي شست نزديك مچ قرار مي‌دهيم‌. باند نواري را پس از يك بار چرخش دور مچ دست طوري از بين انگشتان شست و سبابه عبور مي‌دهيم كه ابتداي باند را در بربگيرد و آن را ثابت كند (شكل 7-19 الف‌). سپس باند را دور انگشت شست مي‌پيچيم و از روي شست به پُشت دست مي‌آوريم‌. آنگاه باند را از دور مچ عبور مي‌دهيم‌، از بين دو انگشت شست و سبابه مي‌بريم‌، يك بار دور انگشت شست مي‌پيچيم و سپس از روي شست به پشت دست مي‌آوريم (شكل 7-19 ب‌). اين عمل را تكرار مي‌كنيم تا از ابتدا تا انتهاي شست را باند بپوشاند. انتهاي باند را با چسب يا با سنجاق ثابت مي‌كنيم (شكل 7-19 ج‌).

شكل 7-20. بانداژ شانه به‌وسيلة باند سه‌گوش‌

باند سه گوش را روي پانسمان زخم باز كنيد به طوري كه قاعدة آن روي بازو قرار گيرد (شكل 7-20 ب‌). باند را به ميزان مورد نظر روي بازو به طرف بالا تا كنيد و دو سر آن را دور بازو بپيچيد و گره بزنيد (شكل 7-20 ج‌). نبض بيمار را از مچ بازوي مجروح كنترل كنيد تا مطمئن شويد خللي در جريان خون ايجاد نشده‌است‌.

شكل 7-21 روش بانداژ ران به وسيلة باند سه‌گوش‌

     بانداژ ران به‌وسيلة باند سه‌گوش‌. يك باند نواري را دور كمر ببنديد و دو سر آن را در بالاي ران به يكديگر گره بزنيد. يك باند سه گوش روي ران بگذاريد به صورتي كه رأس باند از زير باند نواري عبور كند و در بالاي آن قرار بگيرد (شكل 7-21 الف‌). قاعدة باند را تابزنيد، سپس دور ران يك دور به صورت ضربدر بپيچانيد و در سطح خارجي ران گره بزنيد (شكل 7-21 ب‌).آنگاه رأس باند سه گوش را نيز در پايين گره باند كراواتي به باند سه گوش سنجاق بزنيد (شكل‌ج‌).

بانداژ سر به وسيلة باند سه گوش‌. قاعدة باند را به اندازة پنج سانتيمتر تا بزنيد و لبة تاخورده را بالاي ابروها و روي پيشاني و رأس باند را در پشت سر قرار دهيد. دو گوشة قاعدة باند را از بالاي گوش به پشت سر ببريد (شكل 7-25 الف‌)، از روي رأس باند به‌صورت ضربدري عبور دهيد و سپس جلو پيشاني بياوريد. در وسط پيشاني آن را به‌هم گره بزنيد (شكل 7-25 ب‌)، رأس باند را كه در پشت گردن قرار گرفته بالا بياوريد و در محلي كه از عبور دو گوشة قاعده به وجود آمده گير دهيد يا آن را با سنجاقي مطابق شكل (شكل 7-25 د) ثابت كنيد.

شكل 7-24

    باند سه گوش براي آويختن دست يا بازوي صدمه ديده به گردن‌. مصدوم را در وضعيت نشسته قرار دهيد و ساعد آسيب ديده را طوري نگه داريد كه مچ و انگشتان كمي بالاتر از آرنج قرار گيرند (شكل 7-26 الف‌). سپس انتهاي بالاي باند را از روي شانة دست سالم عبور دهيد و از پشت گردن رد كنيد و آن را تا جلو شانة قسمت آسيب ديده بكشيد. قسمت تحتاني باند را بالا بكشيد و به سر ديگر آن در پشت گردن گره بزنيد (شكل 7-26 ب‌) گوشه آزاد باند را در ناحيه آرنج نيز مي‌توان به باند سنجاق كرد (شكل 7-26 ج‌).

شكل 7-26 آويختن دست و بازو به گردن به وسيلة باند سه گوش‌

     در صورت دسترسي نداشتن به باند سه گوش مي‌توان از روشهاي ديگر براي ثابت كردن ساعد و دست آسيب ديده استفاده كرد. براي اين‌كار دست بيمار را داخل آستين يك كت يا روپوش دكمه‌دار و محكم قرار دهيد و با بستن دكمه‌هاي كت‌، آن را به گردن مصدوم آويزان كنيد. علاوه بر اين‌، مي‌توانيد آستين بيمار را با سنجاق به لباس او متصل كنيد. از روسري و كمربند نيز مي‌توان براي اين منظور استفاده كرد.

7-11 موارد و روشهاي استفاده از باند چهارسر

بانداژ پيشاني به وسيلة باند چهارسر. سطح مياني باند چهار سر را روي پيشاني قرار دهيد، سپس دو سر بالايي باند را از جلوي گوشها عبور دهيد و زير چانه گره بزنيد. همچنين دو سر پاييني باند را از بالاي گوشها عبور دهيد و در پشت سر گره بزنيد.

شكل 7-27 بانداژ پيشاني به‌وسيلة باند چهارسر                                          شكل 7-28

بانداژ پشت سر به وسيلة باند چهارسر. سطح مياني باند چهارسر را در قسمت پس سر قرار دهيد و سپس دو سر بالايي باند را روي پيشاني و دو سر پاييني آن را زير چانه گره بزنيد.

شكل 7-30 روش ساختن باند كراواتي                                 
 

     بانداژ بيني به وسيلة باند چهار سر. سطح مياني باند چهار سر را روي پانسمان قرار دهيد و دو سر پاييني آن را از بالاي گوشها و دو سر بالايي آن را از زير گوشها به پشت سر ببريد،سپس سرهاي بالايي و پايين باند را پشت سر و گردن‌، دو به دو، به يكديگر گره بزنيد.

 

7-12 روش ساخت باند كراواتي به وسيلة باند سه گوش و موارد كاربرد آن‌

از باند سه گوش مي‌توان باند كراواتي درست كرد و از آن براي بانداژ قسمتهاي مختلف بدن استفاده كرد. براي اين‌كار رأس باند سه گوش را به‌طرف وسط قاعدة آن تا مي‌كنيم (شكل 7-30 الف‌)، سپس از طول تا مي‌زنيم (شكل 7-30 ب‌) تا به پهناي موردنظر دست يابيم (شكل‌ج‌).

شكل 7-32

برخي از موارد كاربرد باند كراواتي به‌شرح زير است‌:

     بانداژ پيشاني به‌وسيلة باند كراواتي‌. سطح مياني باند را روي پانسمان زخم پيشاني‌بگذاريد، دو سر آن را از طرفين سر و بالاي گوش عبور دهيد و در پشت سر پس از عبور مجددبه صورت ضربدر دو سر باند را در محل پيشاني به يكديگر گره بزنيد(شكل 7-32).

شكل 7-33

فصل هشتم‌
صدمات وارد شده به بدن بر اثر حرارت و كمكهاي اولية

 مربوط سوختگي‌، گرمازدگي‌، سرمازدگي‌

هدف مرحله‌اي‌

آشنايي با علل و عوامل صدمات سوختگي‌، گرمازدگي و سرمازدگي و روشهاي كمك‌رساني به مصدوم‌

 

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

صدمة سوختگي را تعريف و انواع آن را نام ببريد.

نشانه‌هاي درجات مختلف سوختگي را بشناسيد.

عوامل سوختگي را شرح دهيد.

صدمة سرمازدگي را تعريف كنيد.

علايم و عوامل ايجاد سرمازدگي را شرح دهيد.

كمكهاي اولية مورد نياز را در سرمازدگي بدانيد.

گرمازدگي و علايم آن را شرح دهيد.

8 -1 سوختگي و انواع آن

       سوختگي ضايعه‌اي است كه بر اثر تماس بدن با عوامل گوناگون از قبيل مايعات بسيار گرم مواد شيميايي و گازها در بدن ايجاد مي‌شود. سوختگيها را معمولاً برحسب عمق يا ميزان ضايعات پوستي به سه درجه تقسيم كرده‌اند:

      سوختگي درجه يك‌. اين نوع سوختگي اغلب در اثر تابش طولاني آفتاب به بدن‌، تماس زودگذر با اشياي داغ‌، ريختن آب داغ (نه جوش‌) روي بدن و يا تماس بخارآب با سطح بدن ايجاد مي‌شود . علايم و نشانه‌هاي اين نوع سوختگي عبارت‌اند از:

1. تغيير رنگ و سرخي ناحية آسيب ديده‌

2. ورم خفيف و درد در ناحية آزرده‌

3. التيام سريع ناحية آسيب ديده‌

سوختگي درجة دو. اين نوع سوختگي بر اثر ريختن آب جوش روي بدن‌، تماس سطح بدن با اشياي داغ و تماس بدن با شعلة آتش ناشي از مواد سوختني و موارد مشابه ايجاد مي‌شود اين نوع سوختگي معمولاً دردناك است‌، زيرا انتهاي عصبي موجود در پوست كاملاً آسيب مي‌بيند.

علايم و نشانه‌هاي اين نوع سوختگي عبارت‌اند از:

1. وجود تاول در ناحية سوخته يا منظره‌اي سرخ رنگ و لكه لكه‌

2. تورم در ناحية سوخته (بعد از دو روز)

3. پوست آزرده حالت خيس و مرطوب دارد كه مربوط به نشت پلاسما از لايه‌هاي آسيب ديدة پوست است‌.

سوختگي درجة سه‌. اين سوختگي در اثر مجاورت بدن در مدت بيش از يك دقيقه در شعله آتش‌، لباسهاي مشتعل‌، غوطه‌ور شدن در آب داغ‌، تماس با اشياي خيلي داغ يا تماس با جريان برق است‌، درجة حرارت و طول مدت تماس با گرما عوامل مهمي در تعيين وسعت ضايعات سوختگي است . علايم و نشانه‌هاي اين نوع سوختگي عبارت‌اند از:

1. نماي سفيد يا زغالي پوست‌

2. از بين رفتن كامل لايه‌هاي پوستي و ضايعات شديد بافتي‌

3. درد و سوزش بسيار تند و شديد.

 

8 -2 وسعت و محل سوختگي

          وسعت و محل سوختگي يكي ديگر از عوامل حائز اهميت است‌. به‌طور كلّي‌، فرد بالغي كه 15% يا بيشتر از سطح بدنش دچار سوختگي شده باشد (در بچه‌ها بيش از 10 درصد)صرف‌نظر از محل سوختگي بايد در بيمارستان بستري شود. همچنين سوختگي در ناحية صورت نيز هرچند كوچك و جزئي باشد بايد آن را مهم دانست و ضمن دادن كمكهاي اوليه مصدوم را جهت ادامة درمان بايد سريعاً به پزشك رسانيد. سوختگي در نواحي سر و گردن اغلب همراه با ضايعات دستگاه تنفسي است و ممكن است پيشرفت ضايعه و افزايش تورم در مجاري هوايي سبب انسداد مجاري و خفگي شود.

براي تعيين درصد سوختگي بدن از «قانون 9 والاس‌» استفاده مي‌كنند. در اين قانون‌، سطح هريك از قسمتهاي بدن به شرح زير است (شكل 8-2):

شكل 8 -2 «قانون 9 والاس‌» در بالغين‌، براي تخمين درصد سوختگي بدن‌

شكم‌                                                                                                                                                 9%

پشت شكم (كمر)                                                        9%

سروصورت‌                                                            9%

دستگاه ژنيتال‌                                                          1%

دستها هركدام‌                                                           9%

پاها هركدام‌                                                            18%

سينه‌                                                                                                                                                9%

پشت سينه‌                                                                       9%

جمع        100=1+99=9*11

   در محاسبة ميزان سوختگي براساس قانون والاس‌، بايد بخشهايي كه توسط حرارت فقط قرمزرنگ شده‌اند (سوختگيهاي بسيار جزئي‌) ناديده گرفته شود و در مورد بچه‌ها نيز اندازة سر 14-12% و پاها 14% درنظر گرفته مي‌شود.

نمودار8 -1 درصد علل سوختگي مراجعه‌كنندگان بيمارستانهاي سوانح سوختگي در سال 1365

8 -3 علل سوختگي

سوختگي به علل مختلف ممكن است اتفاق بيفتد، از جمله شعلة آتش‌، حرارت‌مرطوب ناشي از بخار آب گرم‌، آب داغ‌، مواد شيميايي (اسيدها و قلياييها) مواد منفجره‌، جريان برق در ولتاژهاي بالا و اشعه خورشيد. آب داغ بيشترين درصد سوختگي را به خود اختصاص مي‌دهد. طبق آمار بيمارستان سوانح و سوختگي تهران‌، آب جوش و چاي بزرگترين علت سوختگي معرفي شده‌اند.  نمودار 8 -1 عوامل مختلف سوختگي را نشان مي‌دهد.

     همچنين طبق آمار مذكور افراد زير 5 سال نسبت به ساير گروههاي سني بيشتر به سوختگي دچار شده‌اند نمودار 8 -2 وضعيت سوختگي را در گروههاي سني مختلف نشان مي‌دهد.


  

8 -4 كمكهاي اوليه در سوختگي‌

     سوختگي درجة يك‌. اين نوع سوختگي معمولاً ساده است و احتياج به درمان خاصي ندارد. مي‌توان محل سوختگي را پنج دقيقه زير آب سرد نگه داشت و براي تسكين درد بيمار از مسكنها استفاده كرد و سطح سوخته را براي اينكه با اشيأ خارجي تماس پيدا نكند به‌طور خشك پانسمان كرد (پانسمان نبايد باعث گرم شدن عضو شود).

  سوختگي درجة دو. كمكهاي اوليه در سوختگي درجة دو عبارت‌اند از:

1. عضو و قسمت صدمه ديده را زير آب سرد (نه آب يخ‌) غوطه‌ور سازيد. اين عمل را آن‌قدر ادامه دهيد تا درد بيمار تسكين يابد.

2. پارچه‌اي را كه شسته و اتو شده است داخل آب يخ قرار دهيد و آن را پس از فشردن روي محل آسيب ديده بگذاريد.

3. به ملايمت محل آسيب ديده را خشك كنيد. در خشك كردن عضو هيچ‌گاه پارچه را روي عضو نكشيد بلكه فقط آن را روي عضو بگذاريد و سپس به آرامي آن را برداريد و به وسيلة گاز سترون شدة خشك زخم را پانسمان كنيد.

 4 .در سوختگي شديد از ماليدن هر نوع روغن‌، پماد، پودر پني‌سيلين يا سولفاميد بر سوختگي خودداري كنيد زيرا اكثراً باعث عفونت مي‌شوند و پاك كردن آنها از روي زخم براي بيمار بسيار دردناك است‌. .

5. محل صدمه را دستكاري نكنيد، تاولها را نتركانيد و بافتهاي روي محل زخم را برنداريد.

6. در صورتي كه بازو يا ساق پا آسيب ديده است‌، اين اعضا را در سطحي بالاتر از سطح بدن قرار دهيد

كمكهاي اوليه در سوختگي درجه سه‌. در سوختگي درجه سه اگر بيمارستان يا مركز درماني خيلي نزديك است‌، پس از پيچيدن ملافة تميز و مرطوب به دور بدن مصدوم‌، هرچه سريعتر او را به بيمارستان برسانيد. در غير اين‌صورت‌، چنانچه فاصله تا بيمارستان بيش از يك ساعت است‌، مطابق دستور زير عمل كنيد.

1. دستها، به‌ويژه زير ناخنها را بايد ابتدا با آب و صابون تميز بشوييد و جلو دهان و بيني خود را با پارچه‌اي بپوشانيد تا عطسه و سرفه احتمالي شما به روي بيمار تأثير نكند.

2. تكه‌هاي لباس سوختة بيمار را، كه به زخم چسبيده‌اند، هرگز از آن جدا نكنيد، بلكه با قيچي استريل خيلي آرام آنها را قيچي كنيد.

3. بيمار را از نظر وقوع شوك و سطح هوشياري تحت كنترل داشته باشيد.

4. محل سوختگي را با گاز استريل بپوشانيد. از روغن و پماد در پانسمان هرگز استفاده نكنيد.

5. چنانچه دستها يا ساق پا سوخته است آن را بالاتر از بدن قرار دهيد و به بيماري كه سوختگي ناحية صورت دارد كمك كنيد كه راست بنشيند و به طور مداوم وي را تحت نظر بگيريد تا در صورت وجود اشكال در تنفس‌، كمكهاي لازم را به او بكنيد، در صورتي كه بيمار اختلالات تنفسي پيدا كرد، بايد به وسايل مختلف راههاي تنفسي او را باز نگه داريد.

6. در صورتي كه دسترسي به پزشك زمان زيادي نياز داشته و لوازم و وسايل اولية پزشكي در دسترس و كمك دهنده با تزريقات آشنا باشد، مي‌توان درمان اوليه را با در نظر گرفتن احتياطات لازم با تزريق آمپول مسكن شروع و يك سرم رنيگر يا هماكسل به وريد بيمار متصل كرد.

7. نظر به اينكه در سوختگيهاي وسيع بدن به علت از دست رفتن سرم خون احتياج به مايعات بيشتر است‌، در صورت به هوش بودن بيمار مي‌توان هر 15 دقيقه نصف ليوان محلول قند يا نمك را تا رساندن او به بيمارستان جرعه جرعه به او خورانيد.

در هر شرايط بايد در نظر داشت كه سوختگي درجة سه نياز به مراقبت و درمانهاي پزشكي دارد و بايد در سريعترين فرصت ممكن بيمار به بيمارستان رسانده شود.

شكل 8 -3 نحوة شستشوي مواد شيميايي سوزاننده از روي بدن‌

8 - 5 سوختگي شيميايي و كمكهاي اولية مربوط

سوختگيهاي شيميايي نسبتاً در اماكن عمومي يا ورزشي نادر است و بيشتر در اماكن صنعتي و آزمايشگاهها ديده مي‌شود. در مواجهه با اين نوع سوختگي قبل از هر اقدامي بايد عامل سوختگي (مادة شيميايي‌) را با آب از روي بدن شست‌. براي اين كار بهتر است از دستمال استفاده نشود و فقط از آب شير استفاده شود. جريان آب بايد به حدي باشد كه بتواند قطراتي از مايع را كه روي زخم بيمار باقي مانده است بشويد و خارج كند. چنانچه قسمتهايي از بدن در معرض محلولهاي شيميايي قرار گرفته كه لباس روي آن بوده است‌، سريعاً لباسهاي آلوده را قيچي كنيد (امدادگر بايد مواظب باشد كه اسيد به خود او صدمه‌اي نزند). به‌خصوص توجه كنيد كه ممكن است مواد شيميايي داخل كفشها نيز ريخته شده باشد كه در اين‌صورت كفش و جوراب را بايد خارج كرد.

8 -6 آفتاب سوختگي

تابش مستقيم اشعة آفتاب ممكن است باعث سرخي‌، خارش و حساسيت پوست و نهايتاً آفتاب سوختگي همراه با تاول شود. چنانچه فرد كنار دريا با بدن خيس يا در معرض وزش باد باشد، آفتاب اثر سوزاننده‌تري بر بدن خواهد داشت‌. در آفتاب سوختگي‌، پوست سرخ و حساس مي‌شود و در بعضي موارد همراه با تاول است‌.

 درمان و راههاي جلوگيري از آفتاب سوختگي‌

   براي درمان آفتاب سوختگي بايد موضع را سريعاً خنك كرد. حتي‌المقدور از تماس پوست با اشياي خارجي يا ماليدن آن بايد خودداري شود. در صورت وجود تاول نبايد آنها را تركاند.

      كساني كه در محيطهاي باز و آفتابي ورزش يا فعاليت مي‌كنند بايد پيش‌گيريهاي لازم را براي كاهش آفتاب سوختگي بكنند. مؤثرترين اقدام براي جلوگيري از آفتاب سوختگي اين است كه در ابتداي فصل گرما، طول مدت  دفعاتي كه شخص در معرض نور خورشيد قرار مي‌گيرد كوتاه باشد، در تابستان‌، وقتي در ساحل يا كنار استخر هستيد، بايد از ماندن طولاني زير آفتاب از حوالي ظهر تا سه تا چهار ساعت بعدازظهر كه آفتاب سوزاننده‌تر است اجتناب كنيد. براي جلوگيري از آفتاب سوختگي مي‌توان از فراورده‌هاي مناسب كه از نفوذ اشعة ماوراي بنفش به پوست جلوگيري مي‌كنند استفاده كرد.

چشمها را نيز بايد در برابر تابش اشعة خورشيد با استفاده از سايبان يا عينك آفتابي محافظت كرد.

8 -7 سرمازدگي

سرمازدگي عبارت است از انجماد پوست و بافتهاي خارجي قسمتهاي به‌خصوصي از بدن به‌علت قرار گرفتن در معرض سرما و سرد شدن اين بافتها تا دماي زيرنقطة انجماد آب‌. حرارت بدن انسان هنگام سرماي زياد محيط و يا غوطه‌ور شدن در آب سرد پايين مي‌آيد. اين كاهش حرارت با واكنشهايي مانند لرزه و انقباض مويرگها و نهايتاً كاهش تواناييهاي بدني همراه خواهد بود. در سرمازدگي اگر پوست و اولين لايه‌هاي ياخته‌اي زير آن آسيب ديده باشد، سرمازدگي سطحي است‌. اما اگر بافتهاي عميقتر از جمله ماهيچه‌ها، رباط يا استخوان صدمه بيند، سرمازدگي عمقي است‌.

 

عوامل سرمازدگي

وسعت ضايعاتي كه به علت قرار گرفتن در معرض سرماي غيرعادي ايجاد مي‌شود، معمولاً به عواملي مانند درجة حرارت‌، طول مدت مجاورت با سرما و وزش باد، آمادگي جسماني‌، خستگي بدن‌، ميزان ذخيره‌هاي غذايي انرژي‌زا، ميزان رطوبت و ميزان و نوع لباسي كه فرد پوشيده است بستگي دارد.

 

كمكهاي اوليه در سرمازدگي

در برخورد با فرد سرمازده بايد سريعاً از هدر رفتن بيشتر حرارت بدن مصدوم جلوگيري كرد و حرارت از دست رفته را تدريجاً بازگرداند. براي دستيابي به اين هدف كارهاي زير را بايد انجام

1. در صورتي كه مصدوم لباسهاي خيس و يخ زده به تن دارد فوراً آنها را در آوريد و بدن را با لباس خشك و گرم بپوشانيد.

2. بدن مصدوم را پتو بپيچيد به طوري كه كل بدن و سر و گردن (بجز صورت‌) پوشيده باشد و به او نوشيدني گرم بخورانيد.

3. استفاده از آب گرم (38 تا 42 درجة سانتيگراد) براي كاهش عوارض و ضايعات ناشي از سرمازدگي مؤثر است‌. در ظرفي آب گرم بريزيد و عضو سرمازده را در آن قرار دهيد. موقع گرم كردن عضو، مصدوم در ناحية سرمازده احساس درد دارد. براي كاهش درد مي‌توان از آسپيرين يا ساير داروهاي ضددرد استفاده كرد. عمل گرم‌كردن عضو بايد تا آنجا ادامه يابد كه كبودي و رنگ پريدگي موضع كاملاً از بين برود. به محض اينكه عضو صدمه ديده برافروخته و سرخ رنگ شد، گرم كردن شخص را متوقف كنيد. سپس لازم است موضع و محل سكونت مصدوم را تميز و گرم نگه داشت و از موضع آسيب‌ديده مانند سوختگي يا زخم باز محافظت كرد.

4. در صورتي كه انگشتان دست و پا آسيب ديده‌اند به وسيلة گاز خشك استريل آنها را از يكديگر جدا نگهداريد.

5. پس از انجام اقدامات اوليه هرچه زودتر مصدوم را براي درمان و پيشگيري از ضايعات بعدي به پزشك برسانيد.

8 - 8 گرمازدگي‌

   گرمازدگي نوعي واكنش بدن نسبت به گرماست كه با ازدياد فوق‌العادة درجة حرارت بدن و اختلال مكانيزم تعريق مشخص مي‌شود. گرمازدگي معمولاً در تابستان و در افرادي ايجاد مي‌شود كه مدت طولاني زيرآفتاب سوزان راه مي‌روند يا در اماكني مانند نانوايي‌، آشپزخانه و كارخانه‌هايي كه داراي كوره‌هاي گرم هستند كار مي‌كنند. اين مشكل براي كساني كه به درجة حرارت محيطي عادت ندارند مثل ورزشكاراني كه براي انجام مسابقه به شهرهاي ديگر عزيمت مي‌كنند يا بعضاً در موقعيتهاي بحراني به انجام مسابقه مي‌پردازند نيز اتفاق مي‌افتد. به طور كلّي بايد گفت مورد اخير خصوصاً در حرارت مرطوب به ويژه در روز فراوانتر است زيرا رطوبت مانع تبخير آب بدن و تعريق مي‌شود. مربيان و سرپرستان تيمهاي ورزشي بايد به اين موضوع توجه بيشتري داشته باشند. به‌طورمثال‌، چنانچه دريك مسابقة فوتبال براي يك جلسه تصميم بر اين است كه مسابقه در شهرستان رشت يا انزلي در فصل تابستان انجام شود، بايد اقدامات پيشگيري‌كننده را قبل از شروع مسابقه انجام داد و به ورزشكاران آگاهيهاي لازم و راههاي پيشگيري از گرمازدگي را يادآور شد.

علايم و نشانه‌هاي گرمازدگي و كمكهاي اولية مربوط.

     در گرمازدگي حرارت بدن بالا مي‌رود و ممكن است حتي به 41 درجة سانتيگراد نيز برسد. رنگ صورت بيمار پريده‌، پوست بدن چسبناك و مرطوب‌نبض سريعتر مي‌شود و تنفس نيز صدادار مي‌شود. اين علايم با ناراحتي‌، سردرد و سرگيجه‌، بي‌قراري و حالت بيهوشي همراه است‌.

     كمكهاي اوليه به منظور كاهش درجة حرارت بدن مصدوم بايد خيلي سريع و بدون از دست دادن وقت انجام شود. ابتدا لباسهاي مصدوم را از تنش خارج كنيد و او را در سايه يا در معرض جريان هوا، پنكه‌، كولر، بادبزن يا هر وسيلة ديگري كه هواي اطراف را به جريان درآورد قرار دهيد.

    

فصل نهم‌
مسموميت‌

هدف مرحله‌اي‌

شناخت مفهوم‌، علايم و نشانه‌هاي مسموميت‌و آشنايي با كمكهاي اوليه‌

 

هدفهاي آموزشي رفتاري 

انتظار مي‌رود پس از مطالعة اين بخش بتوانيد:

سم و مسموميت را تعريف كنيد.

راههاي ورود سم را به بدن نام ببريد.

علايم و نشانه‌هاي مسموميت را بشناسيد.

علل ايجاد مسموميت را شرح دهيد.

روشهاي كمك رساني به مسموم را با توجه به نوع مسموميت بدانيد.

9-4 علل مسموميت

عوامل مختلفي ممكن است باعث مسموميت شود. اين عوامل دامنة بسيار وسيعي دارد، از مصرف غذاهاي روزانه گرفته تا انواع گياهان در بيابان و كوهستان و برخي مواد شوينده در منزل‌. به‌طور كلي علل مسموميت به شرح زير طبقه‌بندي مي‌شوند.

سموم غذايي‌. چنانچه غذا به طرز غيربهداشتي نگهداري يا پخته شود يا از ظروف غيربهداشتي و مكان نامناسب براي نگهداري غذا استفاده شود ممكن است به باكتريها آلوده شود و ايجاد مسموميت غذايي كند. وقوع مسموميتهاي غذايي در اردوهاي ورزشي شايع است لذا مربيان ورزش كه در برنامه مسابقات ورزشي سرپرستي تيمها و اردوها را به عهده دارند لازم است با دو نوع معمول مسموميت غذايي كه در نتيجة آلوده‌شدن مواد غذايي به باكتري استافيلوكوك و سالمونلا اتفاق مي‌افتد آشنا شوند.

     باكتري استافيلوكوك در مواد خوراكي سريعاً تكثير مي‌شود و ايجاد مواد سمي مي‌كند و سالمونلا نيز يك باكتري عفوني است و از طريق اشخاصي كه بهداشت را رعايت نمي‌كنند يا از طريق آشپزخانه‌هاي غيربهداشتي انتقال مي‌يابد. علايم مسموميت ناشي از استافيلوكوك معمولاً بين دو تا شش ساعت پس از خوردن غذاي آلوده ظاهر مي‌شود.

    

شكل 9-1

علاوه بر موارد ذكر شده‌، مسموميت از طريق گازها، الكل و مواد سوختي مثل نفت و بنزين ممكن است ايجاد شود اينك به شرح علايم و نشانه‌هاي هر يك از انواع مسموميت‌ها مي‌پردازيم‌.

علايم مسموميت ناشي از گازها: سرگيجه‌، با تندي نفس و نبض‌، كبودي لبها و ناخنها، بيهوشي و تشنج‌

علايم ناشي از مسموميت الكل‌: الكل سبب از كار افتادن مراكز عصبي‌، از دست رفتن اراده و بروز رفتار غيرطبيعي مي‌شود و با علايمي مانند نبض تند، چهرة برافروخته‌، گشادي مردمك چشم و استفراغ همراه است‌.

علايم مسموميت ناشي از مصرف نفت و بنزين‌: استشمام بوي مواد مذكور از دهان بيمار، حالت تهوع‌، استفراغ و سرگيجه‌، سرفه و ضعف عمومي‌، تنفس سطحي و تشنج و بيهوشي‌.

9- 5 كمكهاي اوليه در مسموميت

1. ، در اولين فرصت ممكن از مصدوم علت مسموميت را (در صورت به هوش بودن‌) سئوال كنيد.

2. مصدوم را وادار به استفراغ نكنيد و اگر در اطراف لبها يا دهان نشانه‌هايي از سوختگي مشاهده كرديد به مصدوم آب يا شير بدهيد تا سوختگي مصدوم آرام گيرد.

3. اگر مصدوم بيهوش است ولي تنفس او حالت عادي دارد، او را مطابق شكل 9-2 در وضعيت بهبود قرار دهيد.

چنانچه تنفس و ضربان فرد از فعاليت بازايستاده است‌، به او تنفس مصنوعي بدهيد.

4. مسموم را بلافاصله به بيمارستان برسانيد و چنانچه آثاري از سموم مصرف شده وجود دارد، آن را براي اطلاع پزشك به بيمارستان بفرستيد.

فصل دهم‌
صدمات مقطعي و كمكهاي اولية مربوط

هدف مرحله‌اي‌

آشنايي با صدمات مقطعي و اصول كمكهاي اولية مربوط به صدمات‌

 

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

شوك را تعريف كنيد.

با اصول كمك‌رساني و درمان شوك آشنا شويد.

غش را تعريف كنيد.

علل بروز و علايم غش را بنويسيد.

كوه گرفتگي را تعريف كنيد.

اصول كمكهاي اوليه در كوه گرفتگي را شرح دهيد.

گرامپ حرارتي را تعريف كنيد.

موارد كمك‌رساني را در رفع گرامپ حرارتي شرح دهيد.

صدمة تاول و علل ايجاد آن را بنويسيد.

با اصول درمان تاول آشنا شويد.

علل و علايم برف كوري را شرح دهيد.

كمكهاي اوليه را در برف كوري بنويسيد.

10-1 شوك‌

تعريف شوك

     كم شدن فعاليتهاي حياتي بدن را در اثر عوامل و حوادث گوناگون شوك مي‌نامند. شوك داراي درجات مختلفي شامل ضعف جزئي بدن تا اُفت كامل فعاليتهاي حياتي فرد است‌. حالت اخير را كه شوك ضربه‌اي‌(تروماتيك‌) مي‌نامند حالت خطرناكي است كه امكان دارد. زماني كه جراحتهاي مصدوم بهبود يافته باشد نيز منجر به مرگ شود.

 

علل شوك

     شوك ممكن است بعد از هر آسيب شديد بدني‌، خونريزي زياد، كم شدن مايعات بدن (در نتيجة استفراغ براي مدت طولاني و اسهال‌) سوختگي‌، عفونت‌، حملة قلبي‌، شنيدن خبرهاي ناگهاني بد يا خوب و تزريق موادي كه بدن به آنها حساس باشد (شوك ناسازگاري‌) گريبانگير شخص شود. شدت شوك بستگي به عامل و وسعت آن دارد. در بعضي موارد انواع شوك را با توجه به علل ايجاد آن نيز نامگذاري كرده‌اند. مثل شوك عصبي (تحريكات عصبي يا درد و خبرهاي خوش يا ناگوار) شوك عفوني (عفونت بيش از حد در بدن‌).

 

كمكهاي اوليه و اصول كلي درمان شوك

در درمان شوك هدف اين است كه ابتدا خون و اكسيژن كافي براي قلب‌، ششها و مغز تأمين شود تا مصدوم به بيمارستان برسد. براي رسيدن به اين هدف بايد سريعاً علل بروز شوك را مشخص كنيد و مواردي مثل توقف تنفس‌، خونريزي و درد شديد را از بين ببريد. سپس او را به پشت بخوابانيد و پاها را در موقعيت بالاتري قرار دهيد (شكل 10-1 الف‌). چنانچه هوا سرد است يا مصدوم احساس سرما مي‌كند، بدن او را گرم كنيد و با يك زيرانداز مانع انتقال حرارت بدن وي شويد و او را كاملاً بپوشانيد. هر پوشش تنگي مثل يقه‌، كمربند و كراوات و جوراب را آزاد كنيد و اشياي خارجي مثل دندان مصنوعي‌، غذا و آدامس را از دهان خارج كنيد. اگر مصدوم بيهوش نيست‌، اجازة برخاستن و حركت به او ندهيد. در صورت انسداد مجاري تنفسي‌، آن را باز كنيد. براي جلوگيري از بروز خفگي سر را به يك طرف قرار دهيد تا مواد استفراغي و كف دهان به سهولت خارج شود.

‌.

  

  

10-2 غش‌

تعريف علل و علايم‌

        غش عبارت است از بيهوشي كوتاه مدت كه درنتيجة نرسيدن خون كافي در يك لحظه به مغز به‌طور موقت به وجود مي‌آيد. عواملي مانند خستگي مفرط، گرماي زياد، كم خوني‌، شوك هيجاني‌، آلودگي زياد هوا و سوءتغذيه باعث بروز غش مي‌شوند.

علايم غش به‌شرح زير است‌:

گشاد شدن مردمك چشمها

رنگ باختن بدن‌

تندتر و سطحيتر شدن تنفس

ضعيفتر شدن نبض‌

 سرد و عرق‌دار شدن پوست

شكل 10-2 طريقة خوابانيدن بيمار در حالت غش‌

    كمكهاي اوليه در مورد غش‌. از آنجا كه علت اصلي غش نرسيدن خون به مغز است امدادگر بايد در اولين فرصت مانع فوق را رفع كند براي اين كار لباسهايي را كه باعث كندي جريان خون مي‌شود، مثل يقه و كراوات‌، بايد آزاد كرد. مصدوم را به پشت بخوابانيد و پاهاي او را بالا بياوريد و اين كار را تا بهبودي نسبي مصدوم ادامه دهيد (شكل 10-2). در صورتي كه مصدوم دچار اختلالات تنفسي باشد، بايد پاها به كمك صندلي و ابزار ديگري در موقعيت بالا قرار گيرد و اقدام لازم براي رفع مشكل تنفس صورت گيرد. در جريان امداد، بايد سعي شود بيمار در معرض هواي آزاد و پاكيزه قرار گيرد. با توجه به اينكه پس از وقوع غش و ايجاد حالت بيهوشي در فرد امكان صدمات بعدي مثل زمين خوردن‌، سقوط از ارتفاع و... هست‌، امدادگر بايد پس از به هوش آمدن بيمار وضعيت ظاهر و حركات بدني را نيز معاينه كند.

^ 10-3 كوه گرفتگي

تعريف‌، علل و كمكهاي اوليه

    كوه گرفتگي‌در ارتفاعات بالا به‌وجود مي‌آيد. بيمار حالت تعادل رواني خود را از دست مي‌دهد و زودرنج و عصباني به نظر مي‌رسد و امكان پرخاش و عصبانيت در او افزايش مي‌يابد. در كوه‌گرفتگي حالت تب‌، سينه پهلو، آماس ريوي‌، آنوروكسي‌، تهوع و استفراغ به فرد دست مي‌دهد و نبض بيمار تندتر مي‌شود. اين ناراحتي به علت كاهش فشار اكسيژن در ارتفاعات ايجاد مي‌شود و طبعاً كساني كه با محيط كوهستان سازگاري كمتري دارند و از نظر آمادگي جسماني در شرايط پايين‌ترين هستند زودتر دچار اين ناراحتي مي‌شوند. براي درمان كوه گرفتگي بايد از ماسك اكسيژن استفاده كرد و ارتفاع را نيز كاهش داد. مربيان ورزش چنانچه تصميم به كوه‌پيمايي در ارتفاعات به‌صورت گروهي دارند، بايد سازگاريهاي اوليه را در افراد تيم قبلاً به وجود آورند، لذا آگاهي از وضعيت عملكرد بدن در ارتفاعات مفيد است‌.

 

نمودار 10-1 در ارتفاع بيش از 5000 پا (1524 متر)، توانايي انجام كار بدني تحت تأثير قرار مي‌گيرد. به‌طور كلي‌، با در نظر گرفتن اكسيژن مصرفي بيشينه فرد بايد انتظار كاهشي به مقدار 3 الي 12 3 درصد براي هر 1000 پا را در ارتفاع بيش از 5000 پا داشته باشد. ظرفيت انجام كار بدني و اكسيژن مصرفي بيشينه در ارتفاعات خيلي زياد به مقدار 60 درصد يا بيشتر كم مي‌شود.

سازگاري با ارتفاع‌

     هر اندازه مدت توقف شما در ارتفاع بيشتر باشد، اجراي اعمال ورزشي بهتر خواهد بود، ليكن هرگز به ركوردهاي به دست آوردة خود در سطح دريا نخواهيد رسيد. همان‌طور كه ذكر شد، بهبود عملكرد ورزشي طي توقف در ارتفاع از طريق سازگاري حاصل مي‌شود. تعداد هفته‌هاي لازم براي اين سازگاري بستگي به ارتفاع دارد; مثلاً در ارتفاع 9 هزارپايي 7 تا 10 روز، 12000 پايي 15 تا 21 روز و 15000 پايي 21 تا 25 روز زمان لازم است‌. اينها فقط زمانهاي تقريبي هستند و تا حد زيادي بستگي به خود شخص دارد.

    در حقيقت معدودي از افراد هرگز به ارتفاع خو نمي‌گيرند و هنگامي كه در ارتفاع قرار مي‌گيرند، دچار كوه گرفتگي مي‌شود. اين اشكال حتي براي كساني كه در ارتفاعات به دنيا آمده و بزرگ شده‌اند پيش مي‌آيد. اين افراد، به دليل نامعلومي‌، ناگهان سازگاري خود را از دست مي‌دهند و به كوه گرفتگي دچار مي‌شوند. عوارض كوه‌گرفتگي شامل آماس ريوي‌، استفراغ‌، سردرد، سريع شدن ضربان قلب و آنوركسي (بي‌اشتهايي‌) است‌.

    در موارد كوه گرفتگي شديد، حتي‌در ارتفاع 10000, پايي شخص به عوارضي كه بي‌شباهت به سينه پهلو نيست‌، يعني تب‌، پرخوني ششي و آماس ريوي دچار خواهد شد.

كمكهاي اوليه و اقدامات پيشگيري كننده در بروز گرمازدگي

    گرمازدگي يكي از آسيبهايي است كه در مسابقات ورزشي به ويژه در محيطهاي گرم شايع است و بايد توجه زيادي به آن شود. غفلت و سهل انگاري در درمان اين عارضه حتي ممكن است باعث مرگ ورزشكار شود.

اعمال زير بايد براي كمك به فردي كه دچار گرمازدگي شده است بي‌درنگ انجام شود.

1. لباسهاي فرد گرمازده از بدنش خارج شود.

2. از هر وسيلة ممكن براي خنك كردن مصدوم استفاده شود (پنكه‌، آب‌پاش‌، حولة خيس و..).

3. بيمار به بيمارستان منتقل شود. در مسير بيمارستان نيز بايد ضمن مراقبت شديد و كنترل علايم حياتي بيمار، عمليات امداد رساني ادامه يابد.

  

شكل 10-3 طريقة باز كردن مجاري تنفسي در نوزادان و كودكان‌

10-6 خفگي در آب و كمكهاي اولية مربوط به آن

ورود آب به ريه‌ها مانع رسيدن اكسيژن به كيسه‌هاي هوايي و بروز خفگي خواهد شد. نرسيدن اكسيژن نيز باعث توقف قلب‌، دستگاه تنفسي و خرابي نسوج مغز مي‌شود.

غريق را بايد بلافاصله بعد از بيرون كشيدن آب آماده براي خروج آب بلعيده كرد. براي اين‌كار به ترتيب زير عمل كنيد:

1. سر مصدوم را پايين ببريد و به يك طرف برگردانيد و دستش را زير سرش بگذاريد.

2. دو دست خود را زير شكم مصدوم حلقه كنيد و او را از روي زمين به‌صورت سرازير بلند كنيد تا آب از ريه‌هايش خارج شود يا طوري روي زانوهاي خود قرار دهيد كه به ششهاي مصدوم فشار بيابد و آب آنها خالي شود.  چنانچه غريق كودك باشد، مچ پاي او را بگيريد و او را وارونه كنيد (شكل 10-3).

.

شكل 10 ـ 4

10-7 تاول

تعريف و علل ايجاد

   تاولها سوختگيهايي هستند كه بر اثر سايش به وجود مي‌آيند. در اين عارضه يك لايه پوست از بافتهاي زيرين جدا و مايع بين بافت و لاية پوست جمع مي‌شود. تاول پا در ورزشكاران دو و ميداني و تاول دست در ورزشكاران اسكي‌، قايقراني‌، تنيس‌، بدمينتون و ژيمناستيك ايجادمي‌شود. تاولهاممكن است بر اثر پوشيدن كفشهاي تنگ و نامناسب در پاها و استفاده از وسايلي كه دستة ناهموار يا نامناسب دارند در كف دستها ايجاد شود.

كمكهاي اوليه و درمان تاول‌

    به‌طور كلي‌، امدادگر به دو صورت ممكن است با مشكل تاول مواجه شود: تاول باز و تاول بسته‌. در صورتي كه تاول باز شده باشد، محل را با آب گرم و صابون به‌صورت ملايم بشوييد و لبة پاره شدة تاول را با قيچي بچينيد و مانند زخم باز آن را درمان كنيد. هر روز آن را براي جلوگيري از ايجاد عفونت بررسي كنيد و چنانچه تاول باز نشده است ابتدا ناحيه را با آب ولرم و صابون ملايم بشوييد. يك لاية نازك از مواد روغني روي تاول بماليد، محل را با چند گاز استريل بپوشانيد و سپس باندپيچي كنيد.

    با توجه به اينكه تاول از صدماتي است كه به ميزان زيادي در ورزشكاران مخصوصاً در شروع فصل تمرين يا مسابقه ديده مي‌شود، روش مربي در درمان تاولها بايد پيشگيري كننده باشد. ورزشكار از كفش يا جوراب مناسب (از نظر اندازه و جنس‌) استفاده كند، بهداشت فردي را رعايت كند و چنانچه بعد از يك دوره قطع تمرين فعاليت خود را مجدداً شروع مي‌كند، مدت اجراي تمرين در جلسات اوليه طولاني نباشد.

10-8 برف كوري‌

تعريف‌، علل و علايم‌

    برف كوري صدمه‌اي است كه گاه براي اسكي بازان ايجاد مي‌شود. اگر چشمها به مدت طولاني در معرض درخشش شديد بازتاب آفتاب از روي برف قرار گيرد ممكن است آزردگي در قرنيه ايجاد شود.

     اين حالت بسيار دردناك است و ممكن است حدود چهار تا شش روز ادامه يابد. براي جلوگيري از بروز اين صدمه بايد از عينكهاي دودي استفاده كرد و از خيره شدن به منطقه‌اي كه كاملاً پوشيده از برف است‌، خصوصاً روزهاي آفتابي‌، خودداري كرد.

    اين ناراحتي در نتيجة نگاه كردن به برق جوشكاري نيز ايجاد مي‌شود. برف كوري كه معمولاً مدتي پس از قرار گرفتن در معرض درخشندگي زياد نور خورشيد، لامپهاي پرنور و برف در روزهاي آفتابي ايجاد مي‌شود با نشانه‌هاي زير همراه است‌:

مصدوم درد شديد در چشمان خود دارد و ممكن است احساس كند كه در چشمهايش شن يا فلفل است‌.

چشمها به نور حتي نور كم حساسيت زيادي دارند.

چشمها آبريزش دارند و قرمز مي‌شوند.

10-9 سيب‌ديدگي دستگاه تناسلي و كمكهاي اوليه مربوط به آن

آسيب‌ديدگي اعضاي تناسلي خارجي در زنان در نتيجة برخورد با اشيا به علت موقعيت محافظت شدة آنها نادر است‌. آسيب اعضاي تناسلي خارجي مردان به نسبت شايعتر است و معمولاً شامل كوفتگي بيضه و پوست آن مي‌شود كه در ورزشكاران رشته‌هاي رزمي نسبت به ساير رشته‌ها شايعتر است‌. در تحقيقي كه در ده رشتة ورزشي شامل رشته‌هاي فوتبال‌، واليبال‌، بسكتبال‌، كشتي‌، وزنه‌برداري‌، اسكي دو وميداني‌، تكواندو، كاراته و جودو انجام شده نشان داده‌شده كه صدمة كوفتگي بيضه در سه رشتة رزمي مذكور بسيار شايع است‌. زخمهاي بستة ناحية تناسلي (كوفتگي ناشي از برخوردهاي شديد) را مي‌توان ‌معمولاً با استفاده ‌از كيسة آب سرد و فشار خفيف ‌درمان ‌كرد. برخي‌ از در دهاي مربوط به ‌كوفتگي‌ پوست ‌بيضه را مي‌توان ‌به روش خاصي برطرف ‌كرد. براي اجراي اين ‌كار از ورزشكار بخواهيد كه‌ به ‌پشت‌ دراز بكشد و رانهايش‌ را روي ‌قفسة سينه‌اش بياورد و اين ‌حركت ‌را چندين ‌بار تكرار كند.

کمک های اولیه ( قسمت اول)

 فصل اوّل‌
 كلياتي دربارة كمكهاي اوليه‌، وسايل كمكهاي اوليه‌،
 و مسئوليتهاي امدادگر

1-2 هدفهاي كمكهاي اوليه

كمكهاي اوليه با سه هدف عمدة زير اجرا مي‌شود:

الف‌) نجات جان مصدوم‌

ب‌) جلوگيري از بدتر شدن حال مصدوم‌

ج‌) بالا بردن احتمال بهبودي مصدوم‌

 

1-3 ضرورت و اهميت دانش كمكهاي اوليه‌

      بين افراد يك تا سي و هشت سال حوادث علت اصلي مرگ‌اند. در سنين بعدي نيز همچنان حوادث يكي از علل مرگ و معلوليت‌اند. توجه به اين نكته ضرورت فراگيري كمكهاي اوليه را براي هر فردي در اجتماع مسلّم مي‌سازد.

     در حادثه گاهي حيات فرد به دقيقه‌ها و حتي ثانيه‌ها بستگي دارد و از اين روست كه در دسترس بودن فردي مطلّع و ماهر در امر كمكهاي اوليه ممكن است از مرگ يا شدت صدمه جلوگيري كند.

1-4 راهنماييهاي عمومي در كمكهاي اوليه

        چنانچه كمكهاي اوليه انجام مي‌دهيد، ممكن است با موقعيتهاي دشوار روبرو شويد; تصميمات و اقدامات شما ممكن است برحسب شرايطي كه موجب بروز حوادث ناگهاني شده‌اند، برحسب عدة افراد مبتلا يا درگير در حادثه‌، محيط حادثه‌، فراهم بودن يا نبودن تجهيزات و نيز وسايل زخم‌بندي فوري و امكان ياري گرفتن از ديگران تغيير كند. بايد آنچه را كه دربارة كمكهاي اوليه آموخته‌ايد با شرايط موجود سازش دهيد يا برحسب موقعيت از يك روش ابتكاري استفاده كنيد.

     گاهي براي نجات افراد بايد اقدامات فوري به عمل آيد و گاه نيازي به شتابزدگي نيست‌; كوششها بايد در جهت جلوگيري از صدمات بيشتر، كمك گرفتن از ديگران و ايجاد اعتماد به نفس بيشتر در حادثه ديده انجام گيرد.

      

1- 5 مسئوليتهاي امدادگر

نقش امدادگر ، نجات جان مصدوم از مرگ يا جلوگيري از تشديد صدمه است كه اين وظيفه با در نظر داشتن موارد زير حاصل مي‌شود:

الف‌) درك موقعيت‌

ب‌) تشخيص بيماري يا حالتي كه به مصدوم دست داده است‌

ج‌) به كار بردن روشهاي درماني مناسب و كافي‌، بدون اتلاف وقت‌

د) انتقال مصدوم به بيمارستان يا مطب پزشك بدون اتلاف وقت‌

1-6 جعبة كمكهاي اوليه و نگهداري آن‌

به منظور انجام كمكهاي اوليه وسايل زير بايد در باشگاههاي ورزشي در دسترس مربيان يا اماكني كه احتمال وقوع صدمه وجود دارد باشد

      كيسة يخ‌، باندهاي كشي در اندازه‌هاي مختلف‌، چسب زخم باند استريل در اندازه‌هاي مختلف (سه عدد متوسط ، يك عدد بزرگ و يك عدد خيلي بزرگ‌)، محلول شستشوي زخم (ساولن‌)، نوار چسب و نمد و ابزارهايي مانند قيچي‌، سنجاق قفلي‌، دماسنج‌، دستكشهاي پلاستيكي يك بار مصرف‌، چراغ قوه‌، انبرك و تورنيكت (رگبند).

    

شكل 1-1 وسايل و محتويات جعبة كمكهاي اوليه‌

       نكاتي كه بايد در حفظ و نگهداري وسايل كمكهاي اوليه مد نظر قرار گيرد:

     وسايل كمكهاي اوليه بايد از نظر بهداشتي حفاظت شود. چنانچه وسايل در جاي مناسب نگهداري نشود يا بعد از تاريخ انقضا مصرف شود، حتي ممكن است صدمات فرد را تشديد كند; لذا بايد اين وسايل هميشه در مكاني خشك و تميز نگهداري شود و در موقع مصرف به تاريخ انقضا توجه شود و از نگهداري آنها در جاي مرطوب مثل حمام و رختكنهاي ورزشي خودداري گردد.

فصل دوم‌
شناخت علايم حياتي بدن‌

 هدف مرحله‌اي‌

آشنايي با علايم حياتي بدن و نحوة كنترل آنها در مصدومين‌

 

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

تعريف و اهميت گرفتن نبض را بدانيد.

نقاط لمس نبض را در بدن بشناسيد.

مهمترين نقطة لمس نبض را در بدن بدانيد.

فاكتورهاي مؤثر در نوسانات نبض را نام ببريد.

بتوانيد عمل گرفتن نبض را انجام دهيد.

 

شناخت علايم حياتي بدن‌

در موقع بروز حادثه معاينة سراسري‌، سريع و در عين حال صحيح مصدوم از مقدماتي‌ترين كارهاي امدادگر است‌. براي انجام اين آزمايش علايم تشخيصي مانند نبض‌، جريان تنفس‌، رنگ چهره‌، فشارخون و وضعيت مردمك چشمها بررسي مي‌شود.

 

ب‌) نقاط لمس نبض در بدن و مشخصات آن‌

تمام سرخرگها داراي نبض هستند امّا نبض را در جاهايي كه سرخرگ از روي استخوان عبور مي‌كند يا سرخرگهاي قطور و سطحي بدن مي‌توان حس كرد، سرخرگ زند زبرين رايجترين محل گرفتن نبض است كه در ناحية سطح داخلي مچ دست قرار دارد. ساير سرخرگهايي كه نبض در آن قابل لمس است به شرح زير است‌:

سرخرگ صورتي (فاسيال‌) در نزديكي زاوية فك زيرين‌

سرخرگ گيجگاهي‌، سرخرگ سباتي‌، سرخرگ بازويي‌، سرخرگ راني و سرخرگ پُشت پايي

ج‌) ضربان نبض و عوامل مؤثر در آن‌

ضربان نبض تحت تأثير عوامل مختلفي مانند سن‌، جنسيت‌، فعاليت‌، وضعيت هوا، تغذيه و حالات روحي است‌. در جنين ضربان نبض بين 140 تا 160 بار در دقيقه ، در نوزاد بين 130 تا 140 و در بزرگسالان بين 60 تا 80 بار در دقيقه است‌.

شكل 2-1 مهمترين نقاط گرفتن نبض در بدن‌

      نبض در زنان كمي از مردان تندتر مي‌زند و تحت تأثير حالات روحي مانند عصبانيت‌، هيجانات و ... است‌.

      كمترين ضربان نبض در حالت درازكش و حالت استراحت است و هرقدر فعاليت شديدتر باشد، ضربان نبض نيز افزايش مي‌يابد; هرقدر سطح آمادگي جسماني بدن بالاتر باشد ضربان نبض نيز كاهش مي‌يابد.

      عوامل غيرطبيعي نيز ممكن است باعث افزايش يا كاهش ضربان قلب شود.

     اين عوامل عبارت‌اند از:

     خونريزيها، كم خونيهاي شديد، اضطراب شديد، نارسايي قلب‌، بيماري تندي ضربان قلب ‌، بيماري كندي ضربان قلب معروف به براديكاردي .

  

شكل 2-2 گرفتن نبض در مچ دست و جايگاه نبض در گردن‌

د) طريقة گرفتن نبض

در اينجا به عنوان نمونه نحوة گرفتن نبض را در زند زبرين (راديان‌) شرح مي‌دهيم (شكل 2-2).

1.       بيمار در وضعيت استراحت قرار مي‌گيرد (نشسته يا خوابيده‌).

2. ساعد فرد بايد به محلي (روي تخت‌، ميز يا زمين‌) تكيه داشته باشد. و در حالت سوپي‌ني شن كمي خم باشد.

3. پيش از شمارش نبض بهتر است چند لحظه چگونگي ضربان نبض احساس شود و نبض به مدت يك دقيقة كامل به وسيلة ثانيه شمار ساعت شمارش شود.

4. در معاينه بايد نوك سه انگشت مياني را روي سرخرگ (در محل نبض‌) گذاشت به‌نحوي كه انگشت اشاره در طرف چين آرنج قرار گيرد و انگشت شست معاينه‌كننده پشت دست بيمار را لمس كند. نبايد با انگشت شست نبض را لمس كرد، زيرا در اين حال ممكن است معاينه كننده ضربان نبض شست خود را به جاي ضربان نبض بيمار بشمارد.

5. بعد از قرار دادن انگشت مياني روي محل نبض‌، بايد كمي روي سرخرگ فشار آورد. اين فشار نبايد به حدي باشد كه جريان خون را در سرخرگ قطع كند.

6هنگام معاينه متوجه شديد كه حجم نبض زند زبرين ضعيف است و يا اصلاً اين نبض حس نمي‌شود، لازم است نبض سرخرگ بازويي را مورد معاينه قرار داد.

 

2-2 تنفس‌

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

ويژگيهاي تنفس را براي شناسايي وضعيت بيمار بدانيد.

با نحوه مشاهده وضعيت تنفسي در مصدومين آشنا شويد.

سطح طبيعي تنفس را در گروههاي سني مختلف بدانيد.

      یكي ديگر از علايم سنجش وضعيت باليني بدن‌، وضعيت تنفس است‌. عواملي مانند منظم يا نامنظم بودن تنفس (ريتم دم و بازدم‌)، ساده يا دشوار بودن‌، سطحي و عمقي‌بودن‌، تعداد و صداي تنفس ممكن است در حكم شناساگر عمل كنند. بهتر است وضعيت تنفس را بدون اطلاع قبلي بيمار مشاهده كرد زيرا آگاهي مصدوم وضعيت تنفس را تغيير مي‌دهد. تعداد حركات تنفس‌، ريتم و سطح آن را مي‌توان با نگاه به قفسه سينه بررسي كرد.

        در اغلب مردان حركات تنفسي در سطح ميان پرده (ديافراگم‌) واضحتر است در حالي كه در بيشتر زنان اين حركات در سطح استخوان ترقوه آشكارتر است‌.

     راهنمايي كلّي در مورد ميزان تنفس اين است كه اين ميزان در اكثر افراد بالغ بين 12 تا 15 بار در دقيقه است‌. اين ميزان در نوجوانان 16 تا 20 بار در دقيقه و در كودكان 5 تا 12 ساله حدود 26 تا 32 بار در دقيقه است‌.

 

     در حالت شوك‌، خصوصاً زماني كه شوك بعد از يك خونريزي زياد يا حملة قلبي حادث شده باشد، فشارخون كاهش مي‌يابد. پايين آمدن فشارخون دليل آن است كه در دستگاه قلب و عروق شخص فشار كافي كه خون را به تمام نقاط بدن برساند وجود ندارد و به همين دليل بعضي از اعضاي بدن در اثر نرسيدن خون كافي ممكن است دچار آسيب گردند. در مواقع فوريتها بايد به سرعت علت كمي فشارخون را دريافت و آن را درمان كرد.

             در بالا رفتن فشارخون احتمال آسيب ديدن عروق زياد است‌. همچنين ثبت اطلاعاتي از وضعيت افزايش يا كاهش فشارخون در اولين ساعات وقوع صدمه و دادن آن اطلاعات به پزشك معالج كمك قابل توجهي به درمان بيمار مي‌كند. ميزان فشارخون در سنين مختلف متفاوت است‌.

^شكل 2-3 دستگاه فشارسنج‌

2-4 درجة حرارت

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

درجة حرارت معمولي بدن را بدانيد و با نوسانات آن در موقعيتهاي مختلف زندگي آشنا شويد.

 بدانيد كه حرارت بدن را با چه وسيله‌اي و چگونه اندازه‌گيري مي‌كنند.

بتوانيد درجة حرارت بدن خود را اندازه‌گيري كنيد.

 

      حرارت معمولي بدن 37 درجة سانتيگراد است‌. اين ميزان در شبانه‌روز مقدار كمي نوسان دارد كه طبيعي است‌. به علاوه‌، درجة حرارت بدن در دو هفتة اول بعد از عادت ماهانة خانمها و ماههاي اول حاملگي كمي بيشتر از 37 درجه است كه در اين گونه موارد نيز طبيعي است‌.

     براي اندازه‌گيري حرارت بدن از حرارت سنج (ترمومتر) استفاده مي‌شود كه براي اندازه‌گيري حرارت بدن آن را زير بغل و يا زير زبان قرار مي‌دهند.

2- 5 وضعيت مردمك چشمها

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

    نقش وضعيت مردمك چشم را در سلامتي يا عدم سلامتي بدن بدانيد.

اندازة مردمك چشمها در شخص طبيعي يكسان است‌. تغييرات در اندازة مردمك يك يا هردو چشم در مواقع فوريتها حائز اهميت است‌. يك مردمك منقبض (كوچكتر از اندازه عادي‌) بيان كنندة سالم نبودن بدن خصوصاًمسموميتهايي است كه در نتيجة مواد مخدر ايجاد شده‌است‌.

شكل 2-4 وضعيت مردمك چشمها در حالت طبيعي و غيرطبيعي‌

يك مردمك بزرگتر از حدّ معمول نيز به همين صورت مبين اختلالاتي در سلامت بدن است‌. براي مثال‌، معمولاً در حالت اغما يا معاينه پس از ايست قلبي مردمك چشم گشادتر مي‌شود

واكنش‌نكردن مردمك چشم به نور مستقيم ممكن است به علت مسموميت حاد با داروهاي مخدر، مشروبات الكلي يا حالتهاي ديگر باشد. در حالت مرگ مردمكها گشادند و عكس‌العملي نسبت به نور نشان نمي‌دهند.

 

2-6 رنگ پوست

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

تغييرات رنگ پوست را در ارتباط با ناسالم بودن بدن بدانيد.

 

     وضعيت رنگ پوست نيز نشانه‌اي براي بررسي وضعيت جسماني است‌. اگرچه رنگ پوست تا حدود زيادي به نژاد و رنگدانه‌هاي پوستي مربوط است‌، پوست قرمز غيرطبيعي‌، سفيد رنگ پريده و رنگ آبي (كبودي‌) در پوست نشان‌دهندة اختلالاتي در سلامتي بدن به شرح زير است‌:

پوست قرمز رنگ در بيماريهاي فشار خوني و بعضي از مراحل مسموميت با اكسيد دوكربن ديده مي‌شود. (مراحل مقدماتي مسموميت‌)

پوست رنگ پريده و سفيد خاكستري بيان كنندة گردش خون ناكافي‌، حالت شوك‌، حمله قلبي يا ترس شديد در افراد است‌.

پوست آبي رنگ كه به آن سيانوز مي‌گويند در مواقعي كه خون بدن از اكسيژن اشباع نمي‌شود، مانند ضعف قلب‌، انسداد مجاري تنفس و در مراحل پيشرفتة برخي مسموميتها، ديده مي‌شود.

 

فصل سوم‌
كمكهاي اوليه در مواقع اورژانس‌

هدف مرحله‌اي‌

آشنايي با نحوة برخورد مصدوم‌، شناخت صدمه‌، دادن كمكهاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان

 

كمكهاي اوليه در مواقع اورژانس

امدادگر بايد در هر شرايط با سرعت‌، آرامش و به درستي وارد عمل شود تا بتواند باعث نجات و جلوگيري از بدتر شدن وضع مصدوم و بالا بردن احتمال بهبودي فرد شود. براي رسيدن به اين هدف مهم بايد موارد زير را مدنظر قرار دهد:

نحوة برخورد او سريع و همراه با آرامش باشد.

موقعيت سانحه و وضعيت مصدوم را سريعاً درك كند.

تشخيص درستي از وضعيت سانحه براساس نحوة وقوع حادثه و عوارض و نشانه‌ها داشته باشد.

بدون معطلي روشهاي درماني متناسب با حال مصدوم را به كار بندد.

با توجه به سطح جراحت و وضع مصدوم‌، ترتيب انتقال سريع او را به بيمارستان يا مطب پزشك بدهد.

 

ج‌) تعيين اولويتهاي درماني

براي آنكه بفهميد چه كاري را بايد زودتر انجام دهيد، بلافاصله آزمايش كنيد كه آيا راه تنفس مصدوم باز است و مصدوم نفس مي‌كشد يا خير. اگر نفس نمي‌كشد سريعاً تنفس مصنوعي را شروع كنيد. در صورت وجود خونريزي سعي كنيد جلوي آن را بگيرند، خصوصاً در خونريزيهاي شديد. چنانچه مصدوم بيهوش است يا تنفس صدادار است‌، فرد را در وضعيت بهبود قرار دهيد و سطح هوشياري‌اش را آزمايش كنيد. اگر احتمال مي‌دهيد كه مصدوم دچار شكستگي ستون فقرات شده است او را حركت ندهيد و در صورتي كه در نتيجة ضربات شديد حالت شوك به او دست داده است‌، او را گرم و آرام در حالت خوابيده نگه داريد.

    گاهي مربيان ورزشي در اردوها و مسابقات با مصدوميتهاي گروهي مواجه مي‌شوند .

    امدادگر در اين گونه موارد بايد ضمن رعايت كلية جوانب گفته شده‌، سريع تشخيص دهد كه كدام يك از مصدومين وضعيت وخيمتري دارد تا ضمن تصميم‌گيري كلي‌، اين‌گونه افراد در اولويت درمان قرار گيرند.

3-2 تشخيص‌

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

راههاي تشخيص نوع صدمه را در مصدوم بدانيد.

نحوة بررسي چگونگي وقوع حادثه را بدانيد.

منظور از عوارض را در صدمات جسماني بياموزيد.

نحوة بررسي نشانه‌هاي باقيمانده از علت صدمه را بشناسيد.

سطوح مختلف هوشياري را بدانيد.

با طريقة معاينة مصدوم آشنايي پيدا كنيد.

 

الف‌) چگونگي وقوع حادثه

       اين موضوع مربوط به مطالعة كلية مواردي است كه نحوة ايجاد حادثه را براي امدادگر مشخص كند. در مواقعي كه بيمار بهوش باشد، مي‌توان از خودش سؤال كرد يا از اطرافياني كه شاهد وقوع صدمه بوده‌اند اطلاعاتي به دست آورد. در صورتي كه مصدوم بهوش و فرد ديگري هم در اطراف او نباشد مي‌توان از طريق معاينه و بررسي نشانه‌ها، كه توضيح داده خواهد شد، صدمه را شناسايي كرد.

 

ب‌) عوارض

     عوارض پيامدهايي است كه در نتيجة وقوع صدمه در فرد ايجاد شده است‌. اين پيامدها دو دسته‌اند:

پيامدهايي كه براي ديگران محسوس نيست‌، مثل درد كه فقط فرد صدمه ديده محل و مقدار آن را مشخص مي‌كند و يا سرگيجه و حالت تهوع‌.

پيامدهاي ديگري كه امدادگر يا ساير افراد مي‌توانند آن را ببينند، مثل خونريزي و پريدگي رنگ چهره‌.

سطح هشياري : بين هشياري و بيهوشي درجات مختلفي به شرح زير وجود دارد:

بيمار به طور عادي به سؤالات پاسخ مي‌گويد و صحبت مي‌كند (هوشياري‌).

فقط مي‌تواند به سؤالات مستقيم پاسخ بگويد.

به صورت مبهم به سؤالات پاسخ مي‌گويد.

به سؤالات پاسخ نمي‌دهد و فقط از دستورات ساده اطاعت مي‌كند.

فقط به درد واكنش نشان مي‌دهد.

اصلاً واكنشي نشان نمي‌دهد.

     پس از انجام معاينة اوليه‌، امدادگر بايد مصدوم را از محل حادثه خارج كند.

     لازم است جابه جايي و حمل مجروح مطابق اصول باشد و حداقل حركت در اندامهاي فرد ايجاد شود. اگر شدت صدمه براي شما مشخص نيست‌، فرض را بر بالابودن شدت بيماري بگذاريد و سپس مقدمات حمل مصدوم را فراهم كنيد.

      در حمل مصدوم نبايد اجازه داد كه مصدوم خودش حركت كند. بايد به او فهماند كه خزيدن و لنگيدن بر روي عضو صدمه ديده كار اشتباهي است‌.

    به طور كلي‌، قبل از حركت مصدوم بايد سه نكتة مهم زیر را در نظر داشت‌:

ارزيابي اوليه انجام شده و اطمينان حاصل شده‌است كه مصدوم تنفس و نبض قابل قبولي دارد.

در صورت وجود خونريزي‌، خونريزيهاي عمده و متوسط كنترل شده است‌.

هيچ علامتي دال بر آسيب جدّي ستون فقرات يا گردن وجود نداشته باشد.

 

حمل گهواره‌اي . زماني كه مصدوم كودك يا سبك وزن باشد از اين روش استفاده مي‌شود. امدادگر يك دست را در زير رانهاي مصدوم و دست ديگر را دور تنه و بالاتر از كمر قرار مي‌دهد و مصدوم را حمل مي‌كند.

       حمل تكيه‌گاهي . اين روش براي حمل مصدوميني است كه در قسمت يك پا آسيب ديده‌اند به صورتي كه پاي آسيب ديده را به طور آرام و با فشار كمتر مي‌تواند روي زمين بگذارد در اين روش امدادگر در يك سمت مصدوم قرار مي‌گيرد (هر دو در حالت ايستاده‌) مچ دست مصدوم را مي‌گيرد و دور گردن خود قرار مي‌دهد و دست ديگرش را در پشت كمر و پهلو قرار مي‌دهد و هر دو حركت را بسيار آرام‌، آهسته و هماهنگ انجام مي‌دهد (شكل3-2‌).

شكل 3-3 حمل يك نفره به روش كولي

     حمل كولي . از اين روش در مواقعي استفاده مي‌شود كه لازم است امدادگر مصدوم را در مسافت طولاني حمل كند، مثل حمل مجروح در مناطق جنگي مشروط بر آنكه مصدوم از ناحية نخاع و احشاي داخلي آسيبي نديده باشد.

براي حمل مجروح لازم است ابتدا كمك كنيد تا مصدوم بايستد، سپس در كنار بيمار قرار بگيريد (زانوها خم‌) مچ دست مصدوم را با دست چپ خود بگيريد و سپس سر خود را از زير دست مصدوم بگذرانيد به طوري كه دست مصدوم در پشت گردن امدادگر قرار گيرد. و در اين موقع مصدوم را با ملايمت روي شانة خود قرار دهيد (شكل 3-3 الف‌). آنگاه دست راست خود را دور پاهاي مصدوم (پشت زانوها) حلقه كنيد و با ملايمت بلند شويد تا وزن بيمار روي شانه‌هاي شما بيفتد و حركت كنيد (شكل 3-3 ب‌) .

ب‌) حمل دو نفري مصدوم

      در اين روش دو نفر از به هم پيوستن دست راست يك امدادگر و دست چپ امدادگر ديگر محلي براي نشستن و از دستهاي ديگر آنها محلي براي تكيه‌گاه مصدوم در حالت حمل ساخته مي‌شود (شكل 3-4).

     از اين روش بيشتر زماني استفاده مي‌شود كه مصدوم بهوش باشد و ستون فقرات او آسيب جدي نديده باشد.

 ج‌) حمل مصدوم به كمك سه نفر

زماني كه مصدوم آسيبهاي كلي‌تري ديده باشد، مخصوصاً احتمال وقوع صدمه در ستون فقرات او باشد، امكان حمل مصدوم توسط دو نفر (آن هم بدون وسايل كمكي‌) مشكل و نادرست است‌. در اين گونه موارد بايد از سه نفر كمك گرفت‌.

شكل 3- 5 حمل سه نفري مصدوم به روش مسند دستي‌

با سه نفر امدادگر مصدوم را مي‌توان به دو شيوه حمل كرد

1- حمل مصدوم به حالت نشسته و

2- حمل مصدوم به حالت خوابيده‌.

1. حمل مصدوم به حالت نشسته . زماني كه بيمار بهوش باشد و ستون فقرات او آسيب نديده باشد، مي‌توان با استفاده از دو نفر مطابق شكل 3- 5 دستها را به همديگرجفت كرد و مسند دستي درست كرد. در اينجا مصدوم روي دستها قرار مي‌گيرد و فرد سوم پشت مصدوم را مي‌گيرد. در  این روش بهتر است مصدوم دستهايش را دور شانه و گردن امدادگران بيندازد.

  

2. حمل مصدوم به حالت خوابيده . چنانچه بيمار بهوش نيست يا به ستون فقرات او آسيب رسيده‌است‌، براي حمل و جلوگيري از صدمات بعدي‌، به شكل خوابيده به شرح زير جابه جا مي‌شود:
مطابق شكل فرد كمكي اول يك دست را زير گردن و دست ديگر را زير كمر، فرد كمكي دوم يك دست را زير كمر و دست ديگر را زير لگن و فرد سوم يك دست را زير زانو و دست ديگر را پشت پاشنه قرار مي‌دهد.
حمل‌مصدوم‌دراين‌روش‌بايدباهماهنگي‌كه‌قبلاًبين
افرادشده‌به‌طورهمزمان‌انجام‌گيرد.
در اين روش قبل از گذاشتن مصدوم روي برانكار
بايد بيمار ابتدا به سمت سينه امدادگران بچرخد.

روش پياده‌كردن مصدوم روي برانكار مثل بلند كردن آن از زمين انجام مي‌شود، منتها به صورت برعكس

شكل 3-7 روش قراردادن بيمار روي برانكار

د) حمل مجروح به وسيلة برانكار

    چنانچه مصدوم دچار ضايعات شديدي شده است حمل آن بايد توسط برانكار، و براي انتقال به نقاط دورتر بايد آمبولانس مورد استفاده قرار گيرد، حمل بيمار روي برانكار باعث مي‌شود كه جابجايي اعضأ و مفاصل به حداقل خود برسد.

    

طرز ساخت برانكار

در صورت در دسترس نبودن برانكار مي‌توان از وسايل ديگري برانكار ساخت‌. به كارگيري وسايل براي ساخت برانكار بستگي به موقعيت حادثه دارد.

در محيطهاي ورزشي مي‌توان از وسايل ورزشي مثل تور، ميلة بدمينتون و لباسهاي ورزشي استفاده كرد.

 در محيطهاي جنگي و جبهه از چادر، تفنگ و لباسهاي نظامي

درصحنة تصادفات نيز به همين ترتيب از وسايل موجود استفاده مي‌شود.

براي ساختن برانكار همچنين مي‌توان از دو يا چند كت يا پيراهن و دو عدد چوبدست استفاده كرد.

    براي اين كار آستينهاي لباسها را به داخل تنة آنها وارد مي‌كنيم‌، زيپ آنها را مي‌كشيم (دكمه را مي‌بنديم‌) و سپس با قرار دادن دو چوبدست در آستين به صورت طولي‌، برانكار آماده مي‌شود. براي اطمينان بيشتر بهتر است آستين لباسها را ابتدا داخل تنه قرار داد. امّا مي‌توان آستينها را در بيرون نيز قرار داد ‌.

 ساخت اين گونه برانكارها بيشتر در عمليات نظامي و مناطق جنگي به كار مي‌آيد.

فصل چهارم‌
صدمات ارتوپديك‌

هدف مرحله‌اي‌

    شناخت مقدماتي صدمات ارتوپديك شامل شكستگي‌، دررفتگي‌، گرفتگي و كشيدگي عضلاني و طريقة انجام كمكهاي اوليه در اين گونه صدمات‌

 

صدمات ارتوپديك

     صدمات ارتوپديك شامل شكستگيها و ترك خوردگيهاي استخواني‌، پيچ‌خوردگي و دررفتگي مفاصل و گرفتگي و كشيدگي عضلات است‌.

4-1 شكستگيها

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

تعريف شكستگي را بدانيد.

انواع شكستگي استخوان را نام ببريد.

با علل ايجاد شكستگي آشنا شويد.

با نحوة تشخيص شكستگي آشنا شويد.

عوارض شكستگي را بدانيد.

شكل 4-1 شكستگي بسته‌

الف‌) تعريف و انواع شكستگي

     از بين رفتن بهم پيوستگي بافت استخواني در يك يا چند نقطه را شكستگي مي‌گويند. شكستگي را مي‌توان از نظر آسيبهاي پوستي و بافتهاي زيرپوستي و ماهيچه‌اي‌، از نظر تعداد قطعات و از نظر شكل خط شكستگي تقسيم‌بندي كرد. ‌.

     شكستگي از نظر آسيبهاي پوستي به دو نوع بسته يا ساده و مركب يا باز تقسيم مي‌شود.

    شكستگي بسته يا ساده ، كه در آن پوست پاره‌نشده است و سر استخوان شكسته نمايان نيست‌. گاهي ممكن است در محل شكستگي يا نزديك آن خراشيدگي يا له‌شدگي پوست مشاهده شود، ولي به هر حال سر استخوان شكسته از بيرون ديده نمي‌شود (شكل 4-1).

     شكستگي مركب يا باز، كه در آن پوست و بافتهايي كه روي استخوان را مي‌پوشانند پاره مي‌شوند و معمولاً استخوان شكسته با بيرون ارتباط مي‌يابد و ممكن است سراستخوان شكسته در محل زخم نمايان شود (شكل 4-2). شكستگي باز ممكن است‌از ابتدابه علت واردآمدن نيرو از خارج و پارگي‌بافتهاي نرم‌همزمان‌باشكستگي استخوان‌ايجاد شود.گاهي‌نيز در شكستگيهاي بسته‌، به علت حركت‌دادن اندام و دستكاري آن‌، انتهاي شكستةاستخوان‌از داخل‌به‌بافتهاي‌نرم‌وپوست روي آن فشار مي‌آورد وآنهارا پاره‌مي‌كندو شكستگي‌بسته‌به شكستگي‌بازتبديل‌مي‌شود(شكل 4-2).

شكل 4-3 شكستگي براثر ضربة غيرمستقيم در ورزش اسكي‌

ب‌) علل شكستگيها

    شكستگي بر اثر واردشدن ضربه به اندام به وجود مي‌آيد. ضربه ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم باشد.

    ضربة مستقيم شايعترين علت شكستگي است‌، مثل تصادف با وسايط نقليه يا سقوط از ارتفاعات در كوهپيمايي و غيره كه در اين حالت ضربه به يك نقطه از اندام وارد مي‌شود و استخوان از همان نقطه مي‌شكند.

    گاهي اوقات نيرو و ضربه به يك نقطه از اندام وارد مي‌شود ولي شكستگي استخوان در محلي دورتر از آن نقطه پديد مي‌آيد. اين نوع ضربه را ضربة غيرمستقيم مي‌گويند.

       شكستگي براثر ضربة غيرمستقيم در ورزش اسكي زياد ديده مي‌شود (شكل 4-3).

     

ج‌) تشخيص شكستگي‌

    با شناخت نشانه‌ها و علايم باليني در اماكن ورزشي و عمومي و مشاهدات پرتونگاري در بيمارستانها و درمانگاهها تشخيص شكستگي امكان‌پذير است‌.

     شكستگي معمولاً با تظاهرات مختلفي همراه است كه بعضي از آنها را مصدوم بيان مي‌كند. به اين دسته از تظاهرات نشانه‌مي‌گويند. بعضي از آنها توسط معاينه‌كننده پيدا مي‌شوند كه به آنها علامت‌مي‌گويند.

     نشانه‌ها. اگر شخص آسيب‌ديده بهوش باشد مي‌تواند علت ايجاد شكستگي را شرح دهد; ممكن است وضع خود را قبل از حادثه به خاطر آورد. مثلاً بتواند چگونگي زمين‌افتادن يا برخورد خود با چيزي را بيان كند

    گاهي مصدوم با آگاهي از محدوديتهاي حركتي كه در نتيجه صدمه در او ايجاد شده‌، همچنين مشخص‌كردن محل درد، اطلاعات مناسبي به امدادگر مي‌دهد. نشانه‌هاي شكستگي فقط توسط مصدوم بيان مي‌شوند و در مواردي كه شخص بيهوش است براي تشخيص بايد به علامتهاي شكستگي كه هنگام معاينه يافت مي‌شوند توجه كرد.

    

د) اگر پس از اين اقدامات و پس از يك ساعت شوك همچنان ادامه داشته باشد بايد به وجود خونريزي مشكوك شد. در بعضي از شكستگيهاي استخوان‌، شوك شديد به علت خونريزي ايجاد نمي‌شود، زيرا به‌طور موضعي خون زيادي از دست نمي‌رود (مانند شكستگي استخوان درشت ني‌). عوارض موضعي‌شامل‌دونوع زودرس و ديررس هستند. عوارض زودرس معمولاً در لحظه ايجاد حادثه به‌وجودمي‌آيند، مانندآسيبي كه‌به‌اعصاب يارگهادرلحظه شكستگي‌استخوان وارد مي‌شود و يا عفونت كه در روزهاي اولية درمان ممكن است ايجاد شود (شكل 4-4).

نمودار 4-1 ميزان وقوع صدمه شكستگي و ترك خوردگي استخوان در كشتي‌

مچ و انگشتان دست بيشتر در فن خم‌گيري و بيني و گوشها در نتيجة برخورد با زانوي حريف صدمه مي‌بيند.

نمودار 4-2 ميزان شكستگيهاو ترك‌خوردگيهاي‌استخواني‌رادركل استخوان‌بندي نشان مي‌دهد و همان‌طور كه مشاهده مي‌شود ميزان وقوع اين صدمه را در ساق پا نسبت به ساير قسمتهاي بدن بيشتر بوده است‌.

نمودار 4-3

     نمودار زیر مربوط است به ضايعات شكستگي و ترك خوردگي استخوان در ورزش واليبال مشاهده مي‌شود كه اين آسيب به ترتيب در استخوانهاي مچ و انگشتان دست و مچ و انگشتان پا نسبت به ساير بخشهاي بدن بيشتر بوده است‌. در واليبال‌، نواحي سر و صورت و تنه مصون از اين عارضه بوده‌اند.

    شكستگي در مچ و انگشتان پا عموماً در حالت فرود از پرشهاي اسپك و دفاع و شكستگي انگشتان دست و برخورد توپ با دست در هنگام دفاع و توپ‌گيري از اسپك رخ داده‌است‌.

     نمودار 4-4 نشان مي‌دهد كه شكستگي و ترك‌خوردگي استخوان در ناحية مچ و انگشتان پا و ناحية مچ و انگشتان دست به ترتيب بيشتر از نواحي ديگر بوده است و استخوانهايي چون ران و بازو در ورزش تكواندو و كمتر در معرض خطرند.

    نمودار مزبور شكستگي ناحية سر و گردن را به ميزان 13% از كل صدمات نشان مي‌دهد; اين عارضه بيشتر در نواحي دندانها و بيني حادث شده‌است‌.

 .

شكل 4-5 وضعيت طبيعي مفصل آرنج‌                                 شكل 4-6 دررفتگي در مفصل آرنج‌

الف‌) تعريف و انواع دررفتگي مفصلي‌

تغيير مكان يا بيرون آمدن انتهاي استخوان را از داخل حفرة مفصل دررفتگي مي‌گويند.

دررفتگي ممكن است كامل يا ناقص باشد.

      در دررفتگي كامل‌، سراستخوان كاملاً از حفرة مفصلي بيرون مي‌آيد و كپسول مفصلي و وترهاي اطراف مفصل به‌طور نسبتاً وسيعي آسيب مي‌بيند. شكل 4-5 وضعيت طبيعي مفصل آرنج و شكل 4-6 همين مفصل را در حالت دررفتگي نشان مي‌دهد.

     در دررفتگي ناقص‌، سراستخوان از محل خود تغيير مكان جزئي مي‌دهد و ساختمان مفصل آسيب نمي‌بيند.

ب‌) علل دررفتگي مفصل

دررفتگي در اثر چرخش غيرطبيعي عضو حول محور مفصل ايجاد مي‌شود. مفاصل مختلف بدن دامنة حركتي محدودي دارند كه چنانچه حركت عضو به هر دليل خارج از دامنة حركت طبيعي انجام شود، امكان جابه‌جا شدن سر استخوان در مفصل وجود دارد. مفصل شانه‌، آرنج‌، انگشت دست و مچ پا بيشتر در معرض آسيب دررفتگي قرار دارند.

گاهي اوقات دررفتگي از بدو تولد موجود است‌; اين حالت در مفصل لگني - راني نسبت به ساير مفاصل بيشتر ديده مي‌شود.

4-3 كمكهاي اوليه در شكستگيها و دررفتگيها

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

كمكهاي اوليه را در شكستگي استخوان بدانيد.

كمكهاي اوليه را در دررفتگي مفاصل فراگيريد.

 به منظور انجام كمكهاي اوليه به بيمار، لازم است اقدامهاي زير مرحله به مرحله و به ترتيب انجام شوند:

در صورت وجود اختلال تنفسي‌، به بيمار تنفس مصنوعي بدهيد.

در صورت دسترسي به آمبولانس و پزشك‌، از آنها كمك بخواهيد.

چنانچه احتمال شكستگي در ناحية ستون فقرات را مي‌دهيد، فرد آسيب‌ديده را حركت ندهيد تا حد امكان اندام آسيب‌ديده و مفاصل مربوط به آن را حركت ندهيد.

اندامهاي شخص آسيب‌ديده را بدون آنكه در عضو مشكوك به شكستگي اختلالي ايجاد كند بالا نگه داريد.

اگر سرويس آمبولانس مجهز در دسترس نيست‌، قبل از هرگونه حركت حتماً موضع شكستگي آتل‌گذاري‌شود.

چنانچه سراستخوان درآمده از مفصل در زير پوست محسوس است سعي در بازگرداندن آن به جاي خودش نشود.

چنانچه هنگام شيرجه رفتن داخل استخر كم عمق آسيب به گردن يا نخاع وارد آمده‌باشد، بايد مصدوم را به حالت شناور در آب و بدون اينكه كمر يا گردن وي خم شود به كنار آورد; نبايد بدون حفاظِ پشت او را بلند كرد و از آب خارج ساخت‌.

در شكستگيهاي باز، علاوه بر انجام اقدامهاي فوق‌، به طريق زير عمل مي‌شود:

لباس بيمار را در آوريد; در صورت وجود مشكل لباس را قيچي كنيد.

روي زخم را با پوشش استريل و با فشار بپوشانيد تا خونريزي متوقف شود.

از شستن زخم و دستكاري آن تا حد امكان خودداري كنيد.

اگر قطعة استخوان از محل زخم برون آمده باشد تمام زخم را با گاز استريل بپوشانيد. چنانچه گاز استريل در دسترس نيست با پارچة تميز آن را بپوشانيد.

اندام آسيب‌ديده را بالا نگه داريد تا خونريزي و تورم آن كاهش يابد. در صورت وجود چند نوع شكستگي در بدن كه معمولاً در تصادفات ايجاد مي‌شود درمان شكستگي باز به شكستگي بسته اولويت دارد.

 

شكل 4-7 گذاشتن بالشتك بين ساق پاها

با گذاشتن آتل قطعات شكسته و مفاصل مجاور بي‌حركت مي‌شوند، در نتيجه درد بيمار كاهش مي‌يابد و از بروز شوك جلوگيري مي‌شود. آتل همچنين هنگام انتقال بيمار، اندام را در مقابل آسيب بيشتر حفظ مي‌كند.

يك تكنيك ساده براي آتل‌گذاري فوري‌، مثلاً در شكستگي ساق پا، گذاشتن بالشتك بين دو ساق پا و بستن ساق پاي آسيب ديده به پاي سالم است (شكل 4-7).

اگر استخوان بازو در حالي كه آرنج خميده است بشكند، بازو را مستقيماً به سينه مي‌بنديم‌، ولي اگر آرنج در وضعيت مستقيم باشد، آن را به پهلوي بيمار مي‌بنديم‌. براي مچ دست و ساعد، دو تخته در دو طرف ساعد مي‌گذارند و سپس با باند يا هر پارچة ديگر آن را مي‌بندند و با باند سه گوش آن را به گردش آويزان مي‌كنند (شكل 4-8).

اگر ساق پا شكسته باشد، دو تخته در طرفين ساق پا مي‌گذارند و با باند آن را مي‌بندند (تخته از مچ تا بالاي زانو باشد). ‌

شكل 4-8 آتل‌بندي بازو

    براي شكستگي ران نيز مثل ساق پا عمل مي‌كنند; يك تختة كوتاهتر يا پتوي تا شده را در بين دو پا و يك تختة ديگر در كنارة خارجي ران شكسته قرار مي‌دهند و با باند آن را مي‌بندند (شكل 4-9).

شكل 4-10

شرايط آتل

آتل بايد به اندازة كافي بلند انتخاب شود تا بتواند مفاصل بالا و پايين محل شكستگي را بي‌حركت نگه‌داري كند.

 آتل بايد كاملاً پنبه‌گذاري شده باشد تا حد فاصل بين پوست بدن و آتل كاملاً پر شود.

گره آتل نبايد خيلي محكم بسته شود .

 نوك عضو صدمه ديده (مثلاً سرانگشتان‌) لازم است از باند بيرون و قابل رؤيت باشد. چنانچه مصدوم در مدت بانداژ و آتل‌گذاري از احساس سوزش و گزگزشدن يا ناتواني در حركت انگشتان يا شست خود شكايت داشته باشد و يا انگشتان به رنگ آبي تيره درآمده باشد، علامت اين است كه آتل‌بندي شما خيلي سفت و محكم بسته شده‌است‌.

علايم ديگر كه ناشي از گره محكم و سفت است عبارتند از:

عضو بانداژشده در اثر گره محكم سرد مي‌شود.

در عضو بانداژشده در اثر گره محكم ورم ايجاد مي‌شود.

در عضو درد ايجاد مي‌شود.

به خاطر بسپاريد با وجودي كه مصدوم اغلب قادر است قسمت پايين عضو شكسته را بدون درد يا با مختصري درد حركت دهد، به او يادآوري كنيد كه از حركت‌دادن عضو آسيب‌ديده خودداري كند.

گره آتل نبايد بيش از اندازة شُل باشد; شُل‌بودن گرة آتل باعث مي‌شود آتل و بانداژ روي عضو صدمه ديده جابه‌جا و ايجاد درد و مزاحمت اضافي براي مصدوم كند.

در صورتي كه براي آتل‌گذاري لازم باشد عضو شكسته‌اي را از حالت خميده به حالت مستقيم درآوريد، اقدامات زير بايد انجام شود:

با يك دست بالا و با دست ديگر پايين محل شكستگي را نگه داريد.

در موقع جابه‌جايي مواظب باشيد براي بيمار درد شديد توليد نكنيد، چون ممكن است دچار حالت شوك شود.

در شكستگي ساق‌، يك نفر بايد انتهاي اندام آسيب‌ديده را بگيرد و با ملايمت هرچه تمامتر بكشد. اين كشش بايد به‌گونه‌اي باشد كه اندام را به حالت مستقيم درآورد تا بتوان به راحتي آن را داخل آتل گذاشت‌.

 

شكل 4-11 انواع آتل براي اعضاي مختلف بدن‌

 

4-5 گرفتگي عضله

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

تعريف گرفتگي عضله را بدانيد.

با علل ايجاد گرفتگي عضله آشنا شويد.

اصول پيشگيري و كمكهاي اوليه را در گرفتگي ماهيچه فرا بگيريد.

 

الف‌) تعريف

گرفتگي انقباض دردناكي است كه در برخي از عضلات بدن ايجاد مي‌شود و با از دست‌رفتن مقطعي قابليتهاي حركتي عضو همراه است‌. وقوع اين صدمه در عضلة دو قلوي ساق پا در ورزش شنا شايع است‌.

 

ب‌) علل ايجاد گرفتگي عضله

عواملي مثل سرما، اختلال در تعادل نمك و آب بدن در نتيجة تعريق زياد، ضربه يا كشيدگي بيش از حد ماهيچه‌هايي كه آمادگي ندارند ممكن است سبب بروز اين صدمه در افراد شوند. مخصوصاً زماني كه ورزشكار تمرينهاي سخت و طاقت‌فرسايي در هواي خيلي گرم داشته باشد، فعاليت مزبور باعث دي هيدراسيون مي‌شود كه فرد را مستعد ابتلا به كرامپ عضلاني مي‌كند.

 

     بعد از درمان ناراحتي اين‌گونه مصدومين‌، بهتر است نمك بيشتري در برنامة غذايي آنها گنجانده و محل انقباض گرمتر نگه داشته شود. هرگاه در يك تيم ورزشي به‌طور معمول گرفتگي در عضلات شايع باشد، بايد ميزان نمك مصرفي هر ورزشكار را در غذاها و نوشيدنيها افزايش داد. اين صدمه خصوصاً در آب و هواي گرم و مرطوب در ميان ورزشكاران شايعتر است‌.

    در بررسي علت گرفتگي عضلات‌، مربي ورزش بايد عوامل ديگري را نيز كه موجب نقص در گردش خون مي‌شوند، مانند تنگي جورابها، محكم بستن بند كفشها، هواي سرد، عفونت و تجمع اسيدلاكتيك‌، مورد توجه قرار دهد.

4-6 كشيدگي عضلاني

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

عارضة كشيدگي عضلاني را تعريف كنيد.

با انواع كشيدگي عضلاني آشنا شويد.

ميزان وقوع صدمة كشيدگي عضلاني - وتري را در ورزشهاي مختلف بدانيد.

كمكهاي اوليه را براي درمان صدمة كشيدگي انجام دهيد.

 

تعريف :

 كشيدگي عضلاتي عبارت است از پارگي و كشيدگي تارهاي عضلاني موجود در يك عضله كه با درد و از دست رفتن فوري تواناييهاي ماهيچه و حساسيت موضعي آن همراه است‌. كشيدگي عضلاني يا استرين ممكن است به دو صورت حاد و مزمن ايجاد شود و با توجه به شدت ضايعه به سه درجة 1 و 2 و 3 تقسيم شده است‌. استرين مزمن بيشتر به علت استفادة بيش از اندازه از واحد عضلاني - تاندوني يعني زماني كه شخص انقباضهاي متوالي و پشت سرهم را در عضله ايجاد مي‌كند يا با وجود خستگي شديد عضلاني به فعاليت خود ادامه مي‌دهد اتفاق مي‌افتد.

     

صدمة كشيدگي عضلاني - وتري در ورزش

نتايج يكي از تحقيقات بيان مي‌كند در حالي كه در حوادث ورزش بريدگي و ايجاد شكاف كمتر رخ مي‌دهد، كوفتگي ناشي از كشيدگي تاندوني عضلاني به ميزان زيادي (17%) ديده مي‌شود . اين تحقيق همچنين وجود اين صدمه را در ورزشكاران دختر و پسر و اثر سن را مطالعه كرده و نشان داده است كه كشيدگي تاندونها و عضلات در دختران به‌طور معني‌داري بيشتر از پسران بوده است و با افزايش سن ميزان وقوع اين صدمه در فرد نيز افزايش مي‌يابد.

پارگي و كشيدگي عضلاني در پاي چپ نسبت به پاي راست بيشتر رخ مي‌دهد زيرا در 65 درصد انسانها، پاي چپ 8% سانتيمتر از پاي راست بلندتر است و پارگي و كشيدگي تاندونها بيشتر در جواني كه هنوز رشد آنها متوقف نشده اتفاق مي‌افتد و در افراد بالغ اين صدمات در ناحية اتصال عضلات به استخوانها ديده مي‌شود تغييرات درجه هوا نيز يكي از عوامل مؤثر در ايجاد پارگيها عضلاني است‌. سرما و رطوبت هوا امكان پارگي عضلات را بيشتر مي‌كند . در مقايسه بين كشيدگيهاي عضلاني در ورزشهاي قدرتي و استقامتي‌، معمولاً ورزشكاران استقامتي به دليل‌استفادة بيش از ظرفيت بدن بيشتر دچار كشيدگي عضلاني تاندوني مي‌شوند.

كمكهاي اوليه در كشيدگي عضلاني - وتري

    در كشيدگي عضلاني - وتري با توجه به اينكه تارچه‌هاي عضلاني پاره مي‌شوند، براي كاهش خونريزي بايد قبل از هر اقدامي موضع را سرد كرد. براي اين منظور استفاده از كمپرس آب سرد مفيد است‌. به علاوه‌، لازم است موضع را به مدت 30 دقيقه به‌طور فشرده باندپيچي كرد. بالا نگه‌داشتن عضو صدمه ديده نيز به منظور كاهش سرعت خونريزي توصيه مي‌شود. براي درمان كشيدگي عضلاني از روز دوم به بعد بايد از حرارت و ماساژ و كيسة آب گرم استفاده شود. البته با توجه به شدت آسيب‌ديدگي‌، شروع استفاده از حرارت و آب گرم يا ماساژ متفاوت است‌. توصيه مي‌شود مربيان ورزش براي جلوگيري از وقوع صدمة كشيدگي عضلاني - وتري توجه بيشتري به مرحله گرم‌كردن بكنند.

    . در تنظيم برنامة غذايي از نظر مواد معدني به ويژه نمك نيز بايد به ورزشكاران توجه لازم بشود.

فصل پنجم‌
نارسايي و وقفه در دستگاه گردش خون‌، تنفس

 و كمكهاي اولية مربوط به آن‌

هدف مرحله‌اي‌

شناخت نارساييهاي دستگاه گردش خون و تنفس و فراگرفتن روشهاي كمك‌رساني به مصدومين قلبي - ريوي‌

 

5 -1 مفاهيم اوليه در نارسايي و وقفة قلبي - تنفسي‌

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

مفاهيم و اصطلاحات مربوط به نارساييهاي قلبي - ريوي را تعريف كنيد.

علل ايجاد نارسايي قلبي - تنفسي را بشناسيد.

مرگ ظاهري را از مرگ حقيقي در مصدوم با توجه به علايم مربوط تشخيص دهيد. 

5 -2 علل نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي‌

نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي براثر عوامل بسيار اتفاق مي‌افتد. منظور ما در اينجا بيشتر يادآوري عواملي است كه شخص را دچار نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي مي‌كند و زندگي او را به خطر مي‌اندازد، ولي اگر عمليات نجات به موقع و با روش درستي شروع و اجرا شود، ممكن است از مرگ نجات يابد. اين عوامل ممكن است در نتيجة بروز سانحه يا وقوع بيماري در فرد ايجاد شود.

 

نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي ناشي از سوانح‌

سوانح متعددي‌، با توجه به شدت صدمه‌اي كه روي فرد ايجاد مي‌كند، ممكن است منجر به نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي شود. در اين بخش چند نمونة شايعتر آن را ذكر مي‌كنيم‌:

غرق شدن . در اين حالت آبي كه از محيط خارج به داخل دهان و مجاري گوارش و ريوي راه يافته است مانع نفس كشيدن مي‌شود.

ضربه و فشار . ضربه هاي محكم روي قفسة سينه كه در نتيجة برخي حركات غلط ورزشي ايجاد مي‌شود يا فشار زياد روي قفسة سينه در تصادفات يا زيرآوار ماندن ممكن است حركات قلبي و تنفسي را مختل كند. در اين مورد محدوديت حركتي و كمبود اكسيژن ممكن است به حدي باشد كه آسيب ديده خفه شود.

مسموميت با گازهاي سمي . مسموميت با اكسيد دوكربن (2 CO) شايعتر از گازهاي ديگر است‌. اين گاز براثر سوختن ناقص ذغال يا هيزم ايجاد مي‌شود. گازهايي كه در اجاق‌گاز مصرف مي‌شود، گازهاي سمي بعضي كارخانه‌ها و گاز سمي حاصل از سوختن بنزين موجب نارسايي تنفسي و وقفة قلبي - تنفسي مي‌شوند.

     مسموميت با داروها . مسموميت با داروهاي ضعيف كننده يا كاهندة تنفس مانند تركيبات ترياك‌، داروهاي آرامبخش و الكل‌، از طريق تأثير بر مراكز عصبي تنفس‌، موجب كاهش يا وقفة تنفسي مي‌شوند. برق‌گرفتگي شديد، خواه از يك سيم يا وسيلة الكتريكي ديگر و خواه از آسمان به صورت صاعقه‌، موجب وقفة قلبي -  تنفسي مي‌شود. ‌.

نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي به علت بيماري‌

   بديهي است پايان هر بيماري لاعلاج وقفة دستگاه قلبي - تنفسي و نهايتاً مرگ است امّا گاه شخص به صورت مقطعي دچار بيماري مي‌شود كه باعث وقفه يا نارسايي در دستگاه قلبي - تنفسي فرد مي‌شود. اين بيماريها عبارت اند از انسداد سرخرگهاي كرونر قلب و سقوط ناگهاني فشار خون‌.

     ج‌) علايم ويژة مرگ حقيقي و مرگ ظاهري

     در مرگ حقيقي حرارت بدن به تدريج پايين مي‌آيد و بدن سرد مي‌شود، امّا در مرگ ظاهري حرارت دروني بدن تابع درجه حرارت محيط خارج نيست‌.

     در مرگ حقيقي ماهيچه‌ها سخت مي‌شوند و اگر مدتي (بين 4 تا 10 ساعت‌) از مرگ گذشته باشد، بدن مرده انعطاف و نرمي خود را از دست مي‌دهد و سفت و سخت مي‌شود. به‌طور كلي‌، با مطالعة نشانه‌هاي مشترك و اختصاصي مرگ حقيقي و ظاهري‌، به اين نتيجه مي‌رسيم كه بازشناختن آنها از يكديگر آسان نيست و مستلزم دقت و صرف وقت است زيرا مهمترين نشانه‌ها همان علايمي هستند كه در هر دو مشترك‌اند. علايم ويژه‌، به‌خصوص در مواردي كه تشخيص فوري بين آنها مطرح است‌، اهميتي ندارد، زيرا سردشدن بدن و سخت‌شدن ماهيچه‌ها نشانه‌هاي قابل اعتمادي نيستند، به ويژه اينكه هر دو، به خصوص سخت شدن ماهيچه‌ها، از علايم نسبتاً ديررس هستند.

     با توجه به نكات فوق‌، در برخورد با هر حادثه‌ديده‌اي كه به نظر مي‌رسد جان خود را از دست داده است‌، بايد دقت را با سرعت عمل توأم كرد. اگر علايم واضح مرگ حقيقي مشاهده نشود، مرگ را بايد ظاهري تلقي كرد و به سرعت و بي‌درنگ عمليات نجات را شروع كرد، زيرا براثر وقفة قلبي تنفسي‌، مغز دچار كمبود شديد اكسيژن مي‌شود و بيمار به علت كمبود يا فقدان اكسيژن در مدت يك دقيقه به اغما مي‌رسد و سپس دچار مرگ ظاهري مي‌شود، اگر نجات‌دهنده حتي درست در همين لحظه به كمك او بيايد، فقط پنج دقيقه‌، وقت دارد كه او را از مرگ برهاند.

5 -4 شناخت وضعيت مجاري تنفسي و راههاي بازكردن آن

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

-وضعيت آناتوميكي (تشريحي‌) مجاري تنفسي را بشناسيد و عوامل مسدودكنندة آن را نام ببريد.

با روشهاي رفع انسداد مجاري تنفسي در نوزادان‌، كودكان‌، و بزرگسالان آشنا شويد.

روشهاي مختلف را براي بازنگه داشتن راه تنفسي مصدوم اجرا كنيد.

روش تنفس مصنوعي دهان به دهان را اجرا كنيد.

روش تنفس مصنوعي دهان به بيني را اجرا كنيد.

تنفس مصنوعي در كودكان را اجرا كنيد.

عمل تنفس مصنوعي را به وسيله كيسة تنفس و لوله آيروي اجرا كنيد.

تنفس مصنوعي را به روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها اجرا كنيد.

 براي نجات فردي كه دچار نارسايي تنفسي شده‌، مقدماتي‌ترين كار بازكردن مجاري تنفسي و سپس دادن نفس مصنوعي است‌.

 قبل از شرح موضوع فوق شما را با وضعيت آناتوميكي مجاري تنفسي باز و در حالت بسته آشنا مي‌كنيم‌.

شكل 5 -1

الف‌) وضعيت مجاري تنفسي و عوامل مسدودكنندة آن‌

در چه وضعيتي راه تنفس بسته است‌؟ اگر سر بيمار به جلو خم شده باشد يا به واسطة يك تكيه‌گاه مانند بالش‌، دست و يا هر چيز ديگر از سطح تنه بالاتر باشد، فك زيرين و استخوان لامي به عقب كشيده مي‌شود. در اين حالت فك زيرين‌، زبان را كه شل است به عقب مي‌كشد و آن را روي جدار خلفي حلق مي‌اندازد و در نتيجه راه تنفس در بالا بسته مي‌شود. همين طور، چون اپيگلوت به استخوان لامي متصل است‌، براثر عقب رفتن استخوان لامي‌، اپيگلوت هم به عقب و پايين مي‌افتد و مجراي تنفس در ناحية اپيگلوت بسته مي‌شود (شكل 5 -1).

بنابراين‌، به محض ديدن چنين وضعيتي‌، بايد بالش و يا هر نوع تكيه‌اي را از زير سر برداشت‌، و سر و گردن را در وضعيتي مناسب قرار داد كه راه تنفس باز شود.

.

شكل 5 -3 روش تنفس مصنوعي دهان به دهان‌

5 - 5  روشهاي مختلف تنفس مصنوعي‌

تنفس مصنوعي را به روشهاي مختلف مي‌توان انجام داد. معروفترين و رايجترين آنها به شرح زير است‌:

الف‌) تنفس مصنوعي دهان به دهان‌

ب‌) تنفس مصنوعي دهان به بيني‌

ج‌) تنفسي مصنوعي توسط لوله آيروي و كيسة تنفس‌

د) تنفس مصنوعي به طريقة فشار بر سينه و كشيدن بازو از طريق فشار بر پشت و كشيدن بازو

 الف‌) روش تنفس مصنوعي دهان به دهان‌

در تنفس دهان به دهان اقدامات زير به طور منظم ولي با سرعت بايد انجام گيرد:

    امدادگر در حالي كه با يك دست به پشت گردن بيمار فشار مي‌آورد، با دست ديگر كه روي پيشاني او قرار گرفته است سر او را به عقب خم مي‌كند و با دو انگشت شست و سبابة همين دست سوراخهاي بيني مصدوم را كاملاً مي‌بندد و پس از يك دم عميق دهانش را طوري به دهان بيمار مي‌گذارد كه هيچ منفذ خروجي در محل تماس دهان به دهان براي هوا وجود نداشته باشد (شكل 5 -3). سپس هواي بازدم خود را مستقيماً و در صورتي كه مصدوم بزرگسال باشد با شدت به دهان او مي‌دمد.

شكل 5 -4 اگر گمان مي‌بريد چيزي در گلوي مصدوم گير كرده‌است‌، او را به يك طرف بچرخانيد و با كف دست ضرباتي به ميان دو كتف او وارد كنيد.

     سپس دهان خود را از دهان بيمار برمي‌دارد و به او امكان مي‌دهد كه بازدم انفعالي داشته‌باشد. اگر راه تنفس با عمل فشار فك زيرين باز شده‌باشد، امدادگر سوراخهاي بيني بيمار را با گونه‌اش مي‌بندد.

     امدادگر با دم اول مي‌تواند بفهمد كه آيا راه تنفس باز است و تهويه كافي است يا نه‌. اگر نجات دهنده نتواند كافي بودن تهويه را تشخيص دهد، مي‌تواند گونه و گوش خود را جلو دهان و بيني فرد بگذارد تا از وجود هواي بازدم او آگاهي يابد. همين كه امدادگر متوجه شد كه تهويه به اندازة كافي قابل اجراست‌، به سرعت چهار نفس پي‌درپي در سينه بيمار مي‌دمد و فرصت بازدم بين اين چهار نفس را به او نمي‌دهد.

شكل 5 - 5 برطرف كردن انسداد راههاي تنفسي در كودكان‌

      براي برطرف كردن انسداد راه تنفس در نوزادان‌، امدادگر بايد با يك دست دو پاي نوزاد را از مچ بگيرد و او را آويزان كند و به پشت او (ناحية بين دو كتف‌) ضربه بزند.

     براي برطرف كردن انسداد راه تنفس در كودكان‌، امدادگر بايد فوراً بچه را روي ساعد يك دست خود سرازير كند و با لبة داخلي دست نيمه‌باز بر پشت بچه در ناحية بين دو كتف او ضربه بزند (شكل 5 - 5).

     نظير اين عمل در بزرگسالان هم انجام مي‌شود با اين تفاوت كه امدادگر تنة بيمار را از كمر روي صندلي يا نيمكت خم مي‌كند و چند ضربه در ناحية بين دو كتف او مي‌زند (شكل 5-6).

شكل 5 -7 روش تنفس مصنوعي در كودكان‌

     تنفس مصنوعي در كودكان . دادن تنفس مصنوعي به كودكان با بزرگسالان تفاوت زيادي دارد و بايد امدادگر در هر شرايط وضعيت جسمي ضعيفتر كودك را در نظر داشته باشد. در كودكان امدادگر به طور همزمان دهان خود را روي بيني و دهان كودك قرار مي‌دهد و با ملايمت به تعداد 20 تا 30 بار در دقيقه هوا را داخل ريه‌هاي كودك مي‌فرستد. از دميدن هوا با سرعت زياد به داخل ريه‌ها بايد خودداري كرد، طبيعي است در مورد شيرخواران عمل تنفس مصنوعي به مراتب ملايمتر انجام مي‌شود و به جاي دميدن هوا با فشار، فقط بايد به دهان بيمار فوت كرد.

شكل 5 - 8

دهانتان را از روي بيني بيمار برداريد تا هوا خارج شود (شكل 5 -8 ب‌) با شست دستي كه روي دهان گذاشته‌ايد به پايين فشار آوريد و دهان بيمار را باز كنيد چون هواي دميده‌شده بايد به راحتي خارج شود. دهان و بيني مصدوم بايد كاملاً باز باشند.

شكل 5 -9

     در تصادفات كه سر و صورت بيمار آسيب ديده است‌، امكان استفاده از روشهاي فوق نيست‌. در اين موارد از لولة آيروي كه يك لولة ارتباطي استفاده مي‌شود. اين لوله در اندازه‌هاي مختلف براي كودكان و نوزادان موجود است‌. علاوه بر اين‌، كيسه‌هايي ساخته شده است كه به كمك آنها مي‌توان تنفس مصنوعي را بي‌آنكه دهان امدادگر با بيمار تماس پيدا كند، عمل دميدن هوا را انجام داد شكل (5 -9).

     كيسه تنفس مصنوعي دستگاه ساده‌اي است كه به كمك آن مي‌توان هواي آزاد را به داخل مجاري تنفسي مصدوم دميد. اين دستگاه از يك ماسك (دهان‌بند) و يك كيسه دمنده متصل به آن تشكيل شده است (شكل 5 -9).

براي استفاده از كيسة تنفس‌، ماسك را با يك دست محكم روي دهان مي‌گذارند و با دست ديگر كيسه را فشار مي‌دهند تا هوا به داخل ريه‌ها جريان پيدا كند. هواي بازدم از دريچه‌هاي مخصوص دستگاه خارج مي‌شود; نبايد ماسك را تا برقرار شدن تنفس طبيعي از روي دهان برداشت‌. اين عمل 12 تا 15 بار در دقيقه تا برقراري تنفس طبيعي انجام مي‌شود. در اجراي اين روش نيز مانند ساير روشهاي گفته شده ابتدا لازم است مجاري تنفسي بازبيني و از وجود اشياي خارجي تميز شود.

د) روش تنفس مصنوعي به شيوه فشار بر سينه و فشار بر پشت

در مواردي كه صورت و دهان آسيب‌ديده باشند، نمي‌توان از روش تنفس دهان به دهان يا دهان به بيني استفاده كرد بلكه بايد از روش ديگري به اين شرح استفاده شود:

روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها

روش فشار بر پشت  و كشيدن بازوها

روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها شامل سه مرحله است‌:

    مرحلة ايجاد وضعيت مناسب بيمار و امدادگر . بيمار را به پشت بخوابانيد و شيئي را زير شانه‌اش بگذاريد تا قفسة صدري سينه بالاتر قرار بگيرد. دقت كنيد سر بيمار به جلو خم نشود. شما به عنوان امدادگر به حالت دو زانو در بالاي سر بيمار قرار بگيريد و دستهاي بيمار را از مچ با دستهاي خود بگيريد و روي يكديگر به شكل ضربدر در ناحية پايين سينه (زير آخرين دنده‌) قرار دهيد.

    مرحلة فشردن ششها (بازدم‌): امدادگر ابتدا به جلو متمايل مي‌شود، به طوري كه دستهايش نسبت به بيمار وضعيت قائم پيدا كند، سپس روي سينة بيمار در ناحيه زيردنده‌ها فشار وارد مي‌آورد كه هواي داخل ششها خارج شود (شكل 5 -11 الف‌).

    مرحلة ورود هوا به ششها (دم‌): امدادگر فشار وارد بر سينه را قطع مي‌كند و دستهاي بيمار را تا حداكثر ممكن به بالا و دوطرف سر بيمار (شكل 5 -11 ب‌) مي‌كشد، تا سينه باز و هوا داخل آن شود. اين عمل حدود 12 تا 15 بار در دقيقه تكرار مي‌شود; در تمام مدت دادن تنفس‌، بايد مراقبت كرد كه راه تنفس بسته نشود.

تنفس مصنوعي به طريقة فشار بر پشت و كشيدن بازو

اين روش كه به نام هولگر-نيلسن معروف است تقريباً مشابه روش قبلي اجرا مي‌شود، با اين تفاوت كه فرد روي شكم مي‌خوابد و فشار وارد توسط امدادگر در مرحلة بازدم به پشت بيمار (ناحية شانه‌ها) اعمال مي‌شود. از ذكر توضيحات بيشتر دربارة اين روش خودداري مي‌شود.

 

5 -6 احياي سيستم قلبي  R)  P.  C.)

هدفهاي آموزشي رفتاري‌

آناتومي قفسة سينه را شرح دهيد.

عمليات قبل از ماساژ قلبي را بدانيد.

-تفاوتهاي احياي قلبي‌تنفسي در بزرگسالان و كودكان را شرح دهيد.

ويژگيهاي خاص احياي قلبي‌تنفسي را در آسيب ديدگان سوانح و حوادث بدانيد.

ماساژ قلبي را انجام دهيد.

احياي قلبي - تنفسي را يك نفري انجام دهيد.

با كمك فرد ديگري‌، احياي قلبي - تنفسي را دو نفري انجام دهيد.

علايم برگشت به حيات را بشناسيد.

عوارض عمليات احياي قلبي - تنفسي را شرح دهيد.

 

عمليات احياي قلبي‌تنفسي شامل سه مرحلة بازكردن راه هوايي تنفس‌، انجام تنفس مصنوعي و ماساژ خارجي قلب به منظور برقراري مجدد گردش خون مي‌شود.

شكل 5 -12 برش عرضي براي نشان دادن لايه‌هاي جداري و احشايي پردة جنب‌

آناتومي قفسة سينه

     قفسه سينه فضاي بالاي ديافراگم است كه به وسيلة ديواره سينه پوشش داده شده و حاوي اعضاي سينه‌اي است‌. قفسة سينه از پايين به ديافراگم‌، از بالا به ماهيچه‌هاي بين‌دنده‌اي‌، از جلو به استخوان جناغ و از عقب به ستون مهره‌ها محدود مي‌شود. اندازة قفسة سينه در مراحل مختلف تنفس تغيير مي‌كند. قلب بين دو تودة استخواني قرار دارد. بين استخوان جناغ سينه و ستون مهره‌ها، ناي‌، مري‌، آئورت قلب‌، مجراي سينه‌اي و چند رشته عصب قرار مي‌گيرد. قسمتي از فضاي داخل قفسة سينه را كه ميان دو شش قرار دارد ميان سينه يا مدياستن مي‌گويند. بجز ششها بقية اعضاي داخل قفسة سينه در مدياستن جاي دارند.

     ششها را پرده نازك و دولايه‌اي از جنس بافت همبند مي‌پوشاند كه پردة جنب نام دارد. اين پرده داراي رگهاي خوني و لنفي است‌; لايه‌اي كه سطح داخلي ديوارة قفسة سينه را مي‌پوشاند، لاية جداري و لايه‌اي كه ششها را مي‌پوشاند لاية احشايي ناميده می شود (شکل 5-12).

شكل 5 -13 فضاي جنبي‌

      فضايي كه بين دولاية پرده جنب وجود دارد، فضاي جنبي ناميده مي‌شود و حاوي مقدار كمي مايع است (شكل 5 -13). اين مايع با كم‌كردن اصطكاك دو لاية جنب بر روي يكديگر، حركات تنفسي را تسهيل مي‌كند. دو لاية پرده جنب در اطراف و زير ناف ششها به يكديگر متصل مي‌شوند. اعصاب لاية جداري جنب شاخه‌هاي اعصاب فرنيك و بين دنده‌اي هستند و اعصاب لاية احشايي شاخه‌هاي اعصاب واگ و سمپاتيك‌اند.

 احياي قلب

 در بررسي وضعيت بيماراني كه احتمال از بين رفتن تنفس و ضربان قلب وجود دارد بايد توجه داشت كه زمان بسيار محدودي در اختيار است‌، لذا امدادگر بايد ضمن حفظ خونسردي خود هر اقدامي را در سريعترين فرصت ممكن‌، بدون اتلاف وقت‌، انجام دهد..

   طرز اجراي ماساژ قلبي‌:

    به‌منظور امداد عمليات زير را سريعاً براي شروع ماساژ قلبي انجام دهيد.

     مصدوم را روي كف اتاق يا سنگفرش خيابان يا روي يك تختة پهن در وضعيت مناسب به پشت قرار دهيد;. سپس در طرف راست بيمار بنشينيد و با دوانگشت محل ماساژ را تعيين كنيد محل ماساژ خارجي قلب در قسمت مياني استخوان جناغ است‌. كف يك دست را پشت دست ديگر و روي محل تعيين شده به طور عمود قرار دهيد. دقت كنيد كه آرنجهاي شما به طرز عمودي قرار بگيرد و دستها خم نشود; سپس به محلي كه دستها را قرار داده‌ايد فشار بياوريد. فشار وارد شده بايد متناسب با وزن و تواناييهاي جسماني مصدوم بوده و بتواند حدود 4 سانتيمتر استخوان جناغ را به سمت پايين جابه‌جا كند. اين عمل را بايد 80-100 بار در دقيقه انجام داد و بعد از هر فشار بايد مكث كوتاهي كرد. . بايد توجه داشت كه در اين مرحله فقط فشار دستها قطع مي‌شود و دستها از روي سينه برداشته نمي‌شود. پس از يك دقيقه اجراي ماساژ قلبي لازم است به بررسي وضعيت نبض مصدوم بپردازيد و چنانچه نبض دوباره برقرار شد، به ادامة ماساژ قلبي نياز نيست و امدادگر صرفاً به حفظ وضعيت مصدوم مي‌پردازد (شكل 5 - 15).

شكل 5 - 15

سينه را يكنواخت و به نرمي و بدون كم و زياد كردن و انقطاع فشار دهيد. مكث جزيي در آخر هر فشار موجب مي‌شود كه خون به ميزان بيشتري از قلب خارج شود .

 

شكل 5 -17

روشهاي احياي قلبي - تنفسي‌

عمليات نجات در احياي قلبي - تنفسي ممكن است به وسيلة يك يا دو نفر انجام گيرد.

الف‌) عمليات نجات دو نفري‌: چون لازم است ماساژ خارجي قلب توأم با تنفس مصنوعي باشد، مطلوبترين و بهترين راه نجات بيمار اين است كه عمليات امداد دونفري انجام شود به طوري كه يك نفر به مصدوم تنفس مصنوعي بدهد و ديگري ماساژ خارجي قلب او را به عهده بگيرد (شكل 5 -19).

     اگر دو نجات‌دهنده در محل حاضر باشند، عمليات نجات به شكل زير انجام می شود:

شكل 5 -19  

      دو امدادگر در طرفين بيمار قرار مي‌گيرند. ميزان سرعت كار بايد 80-100 ماساژ و 12 تنفس مصنوعي در دقيقه باشد (در عمل حتي 60 ماساژ قلب و 8 بار دميدن‌مطلوب است‌). بديهي‌است كه دميدن هوا نبايد با زمان وارد آوردن فشار روي استخوان جناغ همزمان شود. نجات دهنده‌اي كه تنفس مصنوعي مي‌دهد، بايد زمان دميدن هوا را با زمان برطرف كردن فشار از روي جناغ سينه هماهنگ كند. به اين جهت عمليات نجات دونفري مستلزم هماهنگي بيشتر در اعمال دو امدادگر است كه نياز به آموزش و تمرينهاي بيشتري دارد.

شكل 5 -20                                                      شكل 5 -21

روش احياي قلبي - تنفسي در كودكان

روش احياي سيستم قلبي - تنفسي در كودكان همانند بزرگسالان انجام مي‌شود منتها با احتياط بيشتر و خيلي آرامتر. در احياي سيستم قلبي - تنفسي كودكان امدادگر يك دست را زيرشانه‌هاي مصدوم قرار مي‌دهد و سر او به عقب نمي‌برد بلكه سر را كمي به عقب متمايل مي‌كند و سپس دهان خود را روي لبها وبيني كودك مي‌چسباند و حدود 30 نفس در دقيقه (با حجم تنفسي كمتر) و به آرامي به كودك مي‌دمد. ماساژ قلبي در كودكان نيز با تفاوتهايي همراه است‌. براي ماساژ دادن قلب در كودكان به اين ترتيب عمل مي‌شود كه امدادگر كودك را روي دست به نحوي نگه مي‌دارد كه سر كودك در كف دست قرار گيرد و ماساژ را به وسيله يك يا دو انگشت و به آرامي روي جناغ سينه انجام مي‌دهد.

^در كودكاني كه وزن بيشتري دارند فشار بايد به وسيلة بالشتك كف دست و با ملايمت انجام گيرد، در كودكان احياي تنفس و ضربان قلب را مي‌توان به وسيله دو كمك‌دهنده انجام داد.

 

احياي قلبي - تنفسي در آسيب‌ديدگان سوانح‌

در بسياري از مواقع كه مصدوم در نتيجة تصادفات ضربان قلب و تنفس خود را از دست مي‌دهد، شكستگي در نواحي مهره‌ها، گردن‌، صورت و يا قفسة سينه دارد. در اين موارد اجراي عمليات ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي بامحدوديتها و ويژگيهايي همراه است‌. براي مثال‌، در شكستگي و يا احتمال شكستگي مهره‌هاي گردني حتي‌المقدور بايد از حركت مصدوم خودداري كرد. حركتهاي لازم بايد خيلي آرام و يكجا (سر نسبت به بدن حركت نداشته باشد) انجام شود. همچنين براي دادن تنفس مصنوعي و بازكردن راه تنفس نبايد سر را به عقب خم كرد و فقط فك پايين با فشار انگشتهاي شست به جلو كشيده مي‌شود. در آسيب‌ديدگي صورت براي دادن تنفس مصنوعي استفاده از وسايلي مانند لولة هوايي نيز ضرورت پيدا مي‌كند.

 

5 - 8 عوارض عمليات احياي قلبي - تنفسي

عمليات احياي قلبي - تنفسي فعاليت سنگيني است كه قطعاً براي مصدوم عوارض دارد اما بايد توجه داشت كه در هر صورت اين عوارض كوچكتر از قطع تنفس يا قطع ضربان قلب به طور دائم است و پس از برگشت حيات قابل اغماض است‌. عوارض مزبور عبارت‌اند از:

الف‌) شكستگي دنده‌ها و بازشدن اتصالهاي دنده‌اي غضروفي در ناحية جناغ سينه‌

ب‌) پارگي كبد . پارگي كبد عارضة خطرناكي است كه ممكن است در جريان احياي قلبي - تنفسي پيش آيد، ولي با اجتناب از فشار روي زايدة خنجري مي‌توان از پيش‌آمدن آن جلوگيري كرد.

ج‌) اتساع معده . اين عارضه بيشتر در كودكان پيش مي‌آيد، راه پيشگيري آن در بازنگه‌داشتن تنفس و احتراز از دميدن هوا بيش از اندازه لازم است‌. در عمل اكثر بيماران دچار اتساع معدة مختصري مي‌شوند كه قابل اغماض است‌، اما اگر اين اتساع شديد باشد، ايجاد خطر مي‌كند، زيرا كبد و ديافراگم بالا مي‌روند و در اين حال لازم است از ماساژ خارجي قلب‌، تا برطرف شدن اتساع معده خودداري كرد. زيرا ادامة ماساژ ممكن است منجر به پارگي كبد شود.

یادگیری حرکتی

motor learning یادگیری حرکتی:

توانایی یادگیری برای موجود زنده امری حیاتی است،زیرایادگیری،موجود زنده را توانا می سازد تا خود راباجنبه های مشخصی از محیط سازگار کندواز تجربه ها سود ببرد.این یادگیری برای انسان در مقایسه با سایر موجودات زنده حیاتی تر است.یادگیری تقریبا به صورت مداوم انجام می شود.اگر دنبال یاد گیری نباشیم همان موجود نسبتا ساده ای خواهیم بود. نتیجه آشکار تمرین هر فرد،بهبود سطح عملکردآن است که به طرق مختلف قابل اندازه گیری است،مانند درصد بیشتر درپرتاب آزادبسکتبال یانمره بهتر در یک مجموعه حرکت روتین بارفیکس در ژیمناستیک.اما یادگیری چیزی بیشتر از بهبود سطح عملکرد است. روانشناسان دریافته اندکه یادگیری به عنوان قابلیت اجرای ماهرانه که درطول تمرین تکامل می یابد،مفید است،به این صورت که بهبود توانایی به بهبود عملکرد منجر می شود.بنابر این بهبود عملکرد به خودی خود ،یادگیری نیست،بلکه نشان دهنده وقوع یادگیری است

تعریف یادگیری حرکتی:

مجموعه ای از فرایندهای همراه با تمرین یا تجربه است که به تغییرات نسبتا پایدار درقابلیت اجرای ماهرانه منجر می شود. ازتعریف فوق باید اینگونه استنباط کنیم که فرد،توانایی یااستعدادخود را برای اجرای مهارت افزایش می دهد.

طبقه بندی مهارت های حرکتی:

واژه های کلیدی

مهارت                                                       مهارت حرکتی

مهارت های حرکتی باز                                  مهارت های حرکتی بسته

مهارت های حرکتی مجرد                                مهارت های حرکتی زنجیره ای                  مهارت های حرکتی مداوم

قابلیت برجسته وممتاز انسان دراجرای مهارتها،مشخصه ای مهم ازهستی اوست. اجرای ماهرانه برای انسان امری ذاتی است.بنابراین بدون داشتن ظرفیت وتوانایی لازم برای اجراهای ماهرانه چگونه می توان نوشت وچگونه می توان خواند؟

مهارتهای انسان اشکال متنوعی دارند،برخی تاکید بر کنترل وهماهنگی گروهای عضلانی بزرگ بدن درفعالیتهای نسبتا شدید مانند فوتبال یا حرکات زمینی ژیمنا ستیک دارند وبعضی دیگر که به گروهای عضلانی کوچکتر مربوط می شوند با دقت وظرافت زیاد مثل ماشین نویسی یا تعمیر ساعت به کار گرفته می شوند. مربیانی که فرایند های موثر یادگیری را بهتر متوجه می شوند،بدون شک درامرآموزش مهارتها بر ورزشکاران خودامتیاز وبرتری دارند

تعریف مهارت:

مهارت قابلیتی است که با اطمینان معین وصرف حداقل انرژی یا زمان کاری به نتیجه برسد.

دراین تعریف به چندین نکته باید توجه داشت:

نکته اول: کار باید به هدف مورد نظر برسدمانند کامل کردن یک پاس دربازی فوتبال یا اجرای بالانس درژیمناستیک.

نکته دوم: ماهر بودن به این معنی که اجراکننده باید با اطمینان بیشینه ای به هدف مورد نظر برسد.

برای ماهر بودن باید بتوانید با اطمینان نسبی مهارت رانشان دهید بدون اینکه شانس درآن نقشی عمده واصلی داشته باشته باشد.(مانند تیر اندازی با کمان).

نکته سوم: به طور اخص یکی از شاخصهای عمده بسیاری از مهارتهای حرکتی اجرای آن با صرف حداقل انرژی است (ماننددونده دوی ماراتن).درضمن برای برخی ازمهارتهااین امرهدف اصلی نیست،مانند پرتاب وزنه.

نکته چهارم : ویژگی بسیاری از مهارتهای حرکتی آن است که اجرا کننده این عمل را د رحداقل زمان انجام دهد.مانند شنا

برای اینکه مهارتها به هدفهای تعیین شده خود برسند،موارد زیر ضروری است

- بیشینه اطمینان نسبت به اجرای مهارت.                - به کار بردن حداقل انرژی فیزیکی وروانی برای اجرا

- اجرای مهارت د رحداقل زمان.

اجزای متعدد مهارتها:

بسیاری از مهارتها بطور قابل ملاحظه ای بر عامل حسی - حرکتی وادراکی تاکیددارند.مانند(وقتی که بازیکن تنیس ،حریف خود را موقع زدن ضربه زیر نظر داردومی خواهد حدس بزند که آیا حریف توپ را به سمت چپ یا راست زمین خواهد فرستاد،یا بازیکن بیسبال می خواهد تشخیص دهد توپ پرتاب شده   به سوی او در مسیر مستقیم یا منحنی پرتاب شده است. تمام این موارد در یک لحظه درک شده،سپس به تصمیم گیری می رسدو درآخراجرامی شودواز این طریق بازیکن می فهمد که چه باید بکند،چگونه وچه موقع واکنش نشان دهد.این تصمیمهاعوامل اصلی موفقیت بازیکن دراجراست.

عوامل سه گانه زیر برای اکثر مهارتها بسیارمهم است

- ادراک ویژگیهای نسبی محیطی.                               - تصمیم گیری درباره نوع اجرا،محل وموقع اجرای آن.

- فعالیت عضلانی سازماندار به منظور اجرای حرکات.

فرایند های اصلی وزیر بنایی حرکات

1- فرایندهای حسی یا ادراکی                               2- فرایند های تصمیم گیری

3- فرایندهای کنترل یا ایجاد حرکت.                      4- فرایندهای یادگیری.

تمام این فرایندهای مختلف در کلیه مهارتهای حرکتی دخالت دارند،لذانبایدتصورکنیم که کلیه مهارتهایکسانند.

طبقه بندی مهارتها:

- مهارتهای باز                               - مهارتهای بسته                             

- مهارتهای مجرد                           - مهارتهای زنجیره ای                                - مهارتهای مداوم

مهارت باز:

یک روش برای طبقه بندی مهارتها این است که میزان ودامنه پایداری وثبات وضعیت محیطی را بتوانیم پیش بینی کنیم. مهارت باز،حرکتی است که درموقع اجرای آن محیط وشرایط محیطی،متغیروغیرقابل پیش بینی است. اجراکننده باید برای اجرای موفقیت آمیز چنین مهارتی،متناسب با حرکت شیءیاتغییر ویژگیهای محیط عمل نماید،مثال:مهارتهایی مثل رانندگی با اتومبیل،پیاده روی،ضربه زدن به یک توپ تنیس متحرک وگرفتن توپ،همگی جزءمهارتهای حرکتی باز به شمار می روند

مهارت بسته:

مهارت بسته حرکتی است که درموقع اجرای آن محیط وشرایط محیطی ثابت وقابل پیش بینی است. مانند اجرای یک برنامه ژیمناستیک وشنا کردن د ریک خط آزاددراستخر،پیاده روی یاتیراندازی باکمان به هدفی ثابت. درهریک ازاین مهارتها،اجرا کننده می تواند زمانی که آماده انجام عمل است آن را آغاز ومهارت را مطابق میل خود اجرا کند. در مهارتهای بسته اجراکننده از قبل وبدون اینکه تحت فشار زمان باشد می تواند تقاضاهای محیطی وحرکتی راازپیش ارزیابی نموده،پاسخهای حرکتی خود را ازقبل سازمان بدهدوبدون نیاز به تغییر دادن،آنهاراپیاده کند.

مهارت بسته

 

مهارت باز

 

محیط قابل پیش بینی

ژیمنا ستیک

تیر اندازی با کمان

 

محیط غیر قابل پیش بینی

بازی فوتبال

کشتی گرفتن

طرح دومی که برای طبقه بندی مهارتها مورد توجه واقع می شودآن است که تا چه میزان واندازه یک حرکت جریان دارد یا اینکه کوتاه ومجرد عمل می شود. این نوع مهارتهاعبارتند از :مهارت مجرد، مهارت مداوم ومهارت زنجیره ای.

مهارت مجرد:

مهارت مجرد بطور روشن نقطه شروع آن مشخص است ودر زمانی بسیار کوتاه اجرا می شود.مانند شوت کردن یک توپ یا آتش کردن تفنگ. مهارتهای مجرد د رورزشهای مختلف بسیار مهم هستند بطوری که اکثر مهارتها مانند ضربه زدن،پاس دادن وپرتاب کردن در یک لحظه وبه طورمجرد انجام داده می شود.

مهارت مداوم:

مهارت مداوم  مهارتی است که آغاز وپایان مشخصی ندارد ورفتار اجرا کننده مدت زیادی جریان دارد،مانند شنا کردن ،دویدن یا دوچرخه سواری کردن . بنابر این در یک طرف پیوستار مهارت مجرد قرار داردو در طرف دیگر مهارت مداوم اما دربین این دو پیوستار یک مهارت وجود داردبنام مهارت مهارت زنجیره ای.

 مهارت زنجیره ای:

شامل گروهی ازمهارتهای مجردند که زنجیروار به هم متصل شده،وپشت سرهم اجرامی شوند تاعمل پیچیده ومشکلتری را به وجود آورند.  مهارتهای زنجیره ای باید درجای خودعمل شوند تا نتیجه کار موفقیت آمیز باشد.مثل تعویض دنده در هنگام رانندگی .یاحرکات زمینی در ژیمنا ستیک ویاعبور از بین موانع د راسکی. تفاوت مهارتهای زنجیره ای با مهارتهای بازدراین است که مهارتهای زنجیره ای درزمان نسبتا بلندتری اجراوبه یگدیگر متصل می شوند.بااین وجود دارای نقطه شروع وپایان قابل تشخیصی است.

مهارتهای مجرد

مهارتهای زنجیره ای

مهارتهای مداوم

شروع وپایان مشخص

حرکات مجرد ومتصل به هم

شروع وپایان نامشخص

 

پرتاب دارت(تیر)به هدف

چکش زدن روی میخ

هدایت وراندن اتومبیل

 

گرفتن توپ در هوا

کار کردن د رخط تولید

شنا کردن

 

تیراندازی با تفنگ

برنامه ژیمنا ستیک

 

 

مهارت حرکتی:

دریک مهارت حرکتی،تعیین کننده اصلی موفقیت کیفیت اجرای خود مهارت است دراینجا ادراک و تصمیم گیری درباره نوع حرکت تقریبا دخالت ندارد،برای مثال پرش کننده ارتفاع بخوبی میداند که دقیقا چه حرکتی را باید اجرا کند(پرش وعبور ازروی مانع)لیکن مهم این است که حرکات باید طوری انجام شودکه موثر واقع شودتا پرش کننده به حداکثر ارتفاع برسد.

مهارت شناختی:

درمهارت شناختی تصمیم گیری د رخصوص انتخاب ونوع حرکت بسیار مهم است.مثال:در بازی  شطرنج مهم نیست که تغییر محل مهره ها با سرعت ویا به نرمی انجام شود،مهم آن است که بازیکن بداند چه مهره ای را د رکجا ود رچه موقع حرکت دهد تا حداکثر نتیجه را درمقابل حریف به دست آورد. بطور اختصار مهارت شناختی عمدتا به انتخاب نوع حرکت وابسته است،درصورتی که مهارت حرکتی به کیفیت وچگونگی اجرای مهارت اهمیت بیشتری می دهد.

مهارتهای حرکتی

مهارتهای شناختی

حداقل تصمیم گیری

حداقل کنترل حرکتی

حداکثر کنترل حرکتی

حداکثر تصمیم گیری

پرش ارتفاع  و  وزنه برداری

مربیگری  و  بازی شطرنج

پردازش اطلاعات وتصمیم گیری:

یکی ازمهمترین عوامل اجرای ماهرانه،تصمیم گیری است.تصمیم گیری درباره اینکه چه کاری را باید انجام دهیم وچه چیزی را نباید انجام دهیم واین تصمیم گیری هادرشرایط ویژه بایستی به سرعت وبا ضریب اطمینان بسیارخوب انجام شود.

رویکرد پردازش اطلاعات دراجرای مهارتهای انسان:                                                                                                                       درونداد             انسان              برونداد

مراحل پردازش اطلاعات:

- شناسایی محرک.                     - گزینش پاسخ.                    - برنامه ریزی پاسخ.

در مراحل مختلف پردازش اطلاعات دردستگاه حرکتی چه اعمالی صورت می گیرد؟

1- مرحله شناسایی محرک: در مرحله اول،وظیفه دستگاه حرکتی تشخیص آن است که آیا محرکی ارائه شده یا نه واگر ارائه شده آن راشناسایی کند.شناسایی محرک اصولا یک مرحله حسی است که در آن اطلاعات دریافت شده ازمحیط به وسیله

منابع مختلفی مانند بینایی،شنوایی،لامسه،بویایی تجزیه وتحلیل می شود.

2-مرحله گزینش: فعالیت این مرحله وقتی شروع می شود که اطلاعات لازم درباره ماهیت محرک محیطی از مرحله قبلی فراهم شده باشد. در مرحله گزینش باتوجه به شرایط محیطی،وظیفه تصمیم گیری درباره نوع حرکت است.دراین مرحله از بین حرکات صورت گرفته یک حرکت انتخاب می شود،مانند پاس دادن یا شوت کردن به طرف حلقه.

3-مرحله برنامه ریزی پاسخ: این مرحله بلافاصله بعد از تصمیم گیری درباره نوع حرکت آغازمی شود.این مرحله وظیفه دارد که دستگاه حرکتی را برای حرکت مورد نیاز سازماندهی کند.بنابراین پیش ازانجام حرکت،دستگاه حرکتی باید سطوح پایین تر عصبی درساقه مغزونخاع شوکی راآماده کند.

زمان واکنش وتصمیم گیری:

زمان واکنش نشان دهنده بسیار مهم سرعت تصمیم گیری وکارایی آن است.زمان واکنش به فاصله زمانی بین ارائه غیر منتظره محرک تا شروع پاسخ گفته می شود.مثال:مسابقه دوی سرعت.

زمان واکنش چه زمانی آغاز می شودوچه زمانی به اتمام می رسد؟ زمان واکنش وقتی آغار می شود که محرک ارائه شده است وهنگامی به پایان می رسدکه پاسخ شروع شده باشد. بنابراین زمان واکنش مجموع سه مرحله پردازش اطلاعات است.هرعاملی کهیکی ازمراحل پردازش اطلاعات را طولانی کند باعث افزایش زمان واکنش میشود.

عوامل اثر گذار بر زمان واکنش وتصمیم گیری:

1- تعداد محرک پاسخ. یکی از عوامل مهم واثر گذاربرزمان واکنش،تعداد محرکهایی است که هر کدام ممکن است به پاسخ جداگانه ای منجر شوند وهر زمان امکان اجرا داشته باشند.

زمان واکنش چه زمانی است؟ زمان مورد نیاز برای شناسایی محرک،انتخاب پاسخ وآغازپاسخ مناسب است.

واکنش ساده چیست؟وقتی سریعترین زمان واکنش فقط شامل یک محرک ویک پاسخ باشد به آن واکنش  ساده می گویند.

قانون هیک

تاخیر در پاسخ براثر تعداد محرک-پاسخ:وقتی که تعداد محرک-پاسخ ازیک به دو افزایش یابد،افزایش زمان واکنش بسیار زیاد می شود. یکی ازراهبردهای مهم در ورزشهای سریع این است که تعداد محرکها را برای حریف خود تاجایی که می توانید افزایش دهید واز این طریق اورا وادارکنید تا برای پاسخ،همه محرکها راپردازش کند. برای مثال:ضربه بازی تنیس یا شوت دربازی بسکتبال. این قانون براین مطلب اشاره داردکه هربارتعداد محرک-پاسخ دوبرابر شود،زمان واکنش انتخابی به میزان ثابتی افزایش پیدا می کند.

2- سازگاری محرک-پاسخ:                            ناسازگاری محرک- پاسخ:

سازگاری محرک- پاسخ یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده زمان واکنش انتخابی است.این سازگاری به دامنه ای گفته میشودکه درآن محرک وپاسخی که برای آنراه اندازی میشود به طور طبیعی به یکدیگر وابسته شوند.مثال :دریافت توپ ویا روشن شدن چراغ. به خوبی ثابت شده است که برای تعداد معینی از محرک-پاسخ،هرگاه سازگاری آنها بیشترباشد زمان واکنش انتخابی آن کاهش پیدا می کند. درناسازگاری محرک- پاسخ رابطه غیر طبیعی است.

3- تمرین:

افرادی که در کارشان ورزیده هستند می توانند بر ضررهای عدم سازگاری یا کمتر سازگاری محرک- پاسخ پیروز شوند.

دوعامل اصلی که برزمان واکنش تاثیر می گذارد،            1- نوع تمرین                         2- مقدار تمرین.

وقتی که تعدادمحرک- پاسخ مشخص است،هرچه مقدارتمرین بیشتر باشد زمان واکنش کوتاهترخواهد شد. مثال:رابطه بین چراغ قرمزوفشاردادن پدال ترمزتوسط رانند مبتدی،یا ترمزکردن در هنگام وقوع حادثه.

4- پیش بینی:

  پیش بینی کردن برای تقلیل تاخیر یکی از روشهای مناسب برای فایق آمدن برزمان واکنش طولانی این است که اجرا کننده بتواند وقوع محرک را پیش بینی کند.پیش بینی کند که چه حادثه ای در محیط وچه زمانی واقع خواهد شد.بنابر این اجرا کننده میتواند اطلاعات را از پیش پردازش کند. افراد ماهر می دانند که کدام محرک احتمالا در کجاودرچه زمانی ظاهر خواهد شد.  مثال دفاع بازیکن والیبال در هنگام فرود توپ

پیش بینی به دو صورت انجام می شود:                             1- فضائی                                2- زمانی

- یکی پیش بینی اینکه درمحیط چه اتفاقی خواهد افتاد، مثلا پیش بینی اینکه حریف در بازی تنیس ضربه محکم خواهد زد یا ضربه لوپ این امر باعث می شود که به طور موثری جاگیری کنیم.(پیش بینی فضایی)اطلاعات فضایی به ورزشکار کمک می کند تا حرکت را از پیش سازماندهی کند.

 گاهی مواقع اجرا کننده می داند که چه حادثه ای اتفاق خواهد افتاد،اما نمی داند که آن واقعه د رچه زمانی روی خواهد داد.این پدیده را(پیش بینی زمانی) می گویند. مثال:بازیکن مدافع زمان شوت زدن بازیکن حریف را پیش بینی می کند.

فواید پیش بینی: پیش بینی های فضایی وزمانی هرکدام به نوعی برای ورزشکار مفید است.اگر ورزشکار بتواند هر دو را همزمان پیش بینی کند (زمان واکنش را به حداقل رسانده).

عوامل اثر گذار برزمانبندی پیش بینی:

1-قابل پیش بینی بودن محرک                                               2-مقدار سرعت محرک

3-مدت زمانی که صرف مشاهده ومرور محرک شده                      4-مقدار تمرین

5-سن اجرا کننده

راهبردهای پیش بینی:

-راهبرداول :این است که برای جلوگیری ازپیش بینی درست حریف، هرچه ممکن است حرکات را به طور غیر منتظره وتصادفی انجام دهیم.(چه در نوع وچه درزمان اجرا).این امرباعث می شود که حریف نتواند به طورموثرپیش  بینی کند،دراین حالت حریف مجبورمی شود که بدن پیش بینی وفقط ازطریق عکس العمل حرکت کند.

- راهبرددوم:راهبرد دوم این است که به حریف اجازه پیش بینی بدهید ولی نهایتا  حرکتی را انجام دهید که مخالف پیش بینی اوست.مثال:زننده پنالتی درفوتبال اگر بتوانید حریفتان را به دام پیش بینی نادرست قرار دهیدبراو برتری خواهید یافت. لذا رمز موفقیت در این است که حرکات را تصادفی وغیر قابل پیش بینی انجام دهید.

تصمیم گیری واجرا تحت تنش وانگیختگی:

تعریف انگیختگی: انگیختگی را میتوان سطح هیجان یا فعالیت به وجود آمده دردستگاه عصبی مرکزی تعریف کرد. بنابر این سطح پایین انگیختگی به حالتهای شبیه به خواب است وسطوح بالای آن با حالتهای هوشیاری وآشفتگی شدید همراه است.

اصل یووارونه:

مهارتهای پیچیده با سطح انگیختگی پایین تر،بهتر می شودوبا اندکی افزایش درسطح انگیختگی،افت پیدا می کند. در ورزش والیبال،مناطق انجام بازی در تعیین سطح انگیختگی نقش دارد.مانند بازیکن پاسوروآبشار زن. به طورکلی پیش ازاجرای مهارتهای ورزشی،انگیختگی ورزشکاربسیارزیاد است ودرورزشهای تنش-مهاری سعی می شود که پیش ازمسابقه واجرای ورزشی انگیختگی ورزشکار کم کنند.

خلاصه اصل یووارونه :

- افزایش انگیختگی،اجرای مهارتهای ورزشی را تاحد معینی بهبود می بخشد.

- افزایش بیشتر در انگیختگی،سطح اجرا را پایین می آورد.

- مهارتهایی که شامل تصمیم گیری اندک وحرکات عمده اند،انگیختگی بیشتری را می طلبند.

باریکی ادراکی:

باریکی ادراکی یکی از تغییرات مهم در پردازش اطلاعات با سطح انگیختگی زیاد است. در باریکی ادراکی نمی توانیم خوب اطلاعات را پردازش کنیم، چون به جهت انگیختگی بالا فرد هیجان زده شده وتصمیم گیری درست انجام نمی شود.ووقتی که اطلاعات درست نباشد پردازش دچاراشکال می شود. مثال:باریکی ادراکی راننده ای که هوشیار نیست تا جایی که حادثه غیر منتظره ای رخ ندهد قابل قبول است.ولی وقتی یک حادثه غیر منتظره مانند یک بچه به وسط خیابان رخ دهد،عمل راننده می تواند منجر به تصادف شود. انگیختگی در اوج خود منجربه«گوش به زنگ بودن شدید»یا آشفتگی می شود.چنین حالتی به «پانیک »معروف است.مثال:وقتی کنترل اتومبیلی در جاده یخ زده از دست خارج می شود، راننده بی تجربه دچاروحشت شده باعلم به نادرستی کار،ترمزمی کند وفرمان را ثابت نگه می دارد.به دلیل باریکی ادراکی،شدید،تصمیم گیری درحالت آشفتگی بسیار محدود خواهد شد.  چراانگیختگی زیاد،کنترل حرکات را ضعیفتر می کند؟چون پردازش اطلاعات درست انجام نمیشود وانگیختگی زیادهم ،موجب باریکی ادراکی می شود،لذا اعمال صحیح انجام نمی شود

توجه:

محدودیت د رتوانایی پردازش اطلاعات  توجه یک پدیده طولی است که درآن تمرکز روی یک موضوع دیگر معطوف خواهد شد. اگرامکان باشد می توان توجه را دریک زمان روی دو موضوع متمرکز کرد. توجه بعضی مواقع بر محرک حسی خارجی (درک حرکات حریف) وزمانی بر اعمال ذهنی داخلی (تلاش برای به یاد آوردن یک تکنیک خاص)وگاهی نیز بر اطلاعات حسی داخلی (حس حرکتی ناشی ازعضلات ومفصلها)متمرکزمی شود. زمانی که تکا لیف اصلی نسبتا ساده است و به توجه زیادی نیاز ندارد،بخش بیشتری از ظرفیت به   سایر تکالیف حرکتی اختصاص پیدا می کند. موقعی که تکلیف اولیه پیچیده است،مقدار توجهی که برای تکلیف حرکتی ثانوی باقی می ماند کمتر است.

ویژگیهای توجه:

- توجه یک پدیده طولی است ودرهر لحظه از منبعی به منبعی دیگر منتقل می شود.

- ظرفیت توجه محدود است.

- توجه تلاش زیادی می طلبد وبه انگیختگی وابسته است.

- توجه توانایی انجام همزمان بخشهای مشخصی از تکالیف حرکتی را محدود می کند.

در چه زمانی تکالیف با یکدیگر تداخل می کنند؟

یکی ازاین راهها ، مطالعه مجدد مراحل پردازش اطلاعات است.

در مرحله شناسایی محرک ،پردازش ممکن است به طور موازی انجام شود(بدون نیاز به توجه).پردازش اطلاعات در مرحله حسی به طور موازی انجام می شود.

در مرحله گزینش پاسخ،پردازش موازی کمتری صورت می گیرد درمرحله برنامه ریزی پاسخ که به وجود آورنده حرکت است،تداخل بسیاری صورت می گیرد.  پردازش خود کار وکنترل شده.انتخاب یک پاسخ از بین چندین پاسخ تحت پردازش کنترل شده هستند.بنابراین پردازش اطلاعات خودکار فقط پس از تمرین زیاد میسر است.

برنامه ریزی پاسخ: سازمان حرکت زنجیره ای است.مثال شمشیر باز

مشخصه های پردازش خودکار وکنترل شده

پردازش خودکار

پردازش کنترل شده

سریع

آهسته

بدون نیاز به توجه

نیاز به توجه

موازی

زنجیره ای

اختیاری

اختیاری

 

دوره بی پاسخی روانشناختی:

تأخیر در پاسخ به دومین محرک را دوره بی پاسخی روانشناختی می گویند.

مرحله برنامه ریزی پاسخ همانند دهنه یک بطری است،که خروجی باریکی داردکه می تواند در هر لحظه فقط یک حرکت را سازمان دهدوآغاز نماید. اگر فاصله بین دو محرک کوتاه باشد،تأخیردر حداکثر انجام می شود،چرا؟چون مرحله برنامه ریزی اولین پاسخ را تازه آغاز کرده است.بنابر این اولین پاسخ باید پیش از آغاز پاسخ دوم انجام شود. همچنین زمانی که فاصله بین دو محرک زیاد باشد،قسمت اعظم پاسخ اول آماده شده است.لذاوقتی محرک دوارائه شود،تأخیرکمتری درپاسخ به آن وجود خواهد داشت.

grouping پدیده جمع بندی:

درپدیده دوره بی پاسخی روانشناختی نکته ای وجود داردوآن این است که موقعی که فاصله بین دو محرک بسیار کم است،مثلاکمتر از 40هزارم ثانیه،دستگاه حرکتی به محرک دوم به شکل متفاوتی پاسخ می دهد.دستگاه به اولین ودومین محرک طوری پاسخ می دهد که گویی هر دوی آنها یکی است.وهر دوپاسخ را همزمان تولید می کند.

انتقال یادگیری transfer of learning

انتقال یادگیری: به کاربرد یادگیری کسب شده در یک تکلیف یا وضعیت اجرای تکلیفی دیگر مربوط می شود.(تکلیف ملاک)گفته میشود.

نقش انتقال در یادگیری مهارت: هر زمان که فراگیرنده تکلیفی را تمرین کند با این امید که یادگیری به دست آمده د راجرای شکل دیگری از آن تکلیف موثرباشد،انتقال را مد نظر قرار دادهاست.

انتقال را چگونه می سنجند؟ سنجش انتقال به سنجش یادگیری مربوط می شود.اساسا سطح اجرای یک مهارت(تکیف ملاک)با آثار نسبتا پایدار تمرین سنجیده می شود.

ارزشیابی یادگیری درموقعیتهای عملی: برای ارزشیابی وپیشرفت فراگیرنده باید بر اساس یک آزمون یاداری یا انتقال که با تاخیر انجام می شود ارزشیابی کرد.فاصله زمان آزمون با تمرین باید آنقدر طولانی باشد که در آن فاصله،آثار موقتی تمرین ناپدید شوند.

کاربرد های مربوط به ارزشیابی یادگیری

1-در مرحله تمرین، سطح اجرا به وسیله عوامل متعددموقت کاملا تغییرمی یابند،چنین سطوحی را برای ارزشیابی ونمره دادن انتخاب نکنید.

2-پیشرفت یادگیری هر فردرابااستفاده ازآزمون انتقال یایادداری ارزشیابی کنید.

3-این آزمون باید نسبتا از مرحله تمرین جدا باشدوپس از استراحت انجام گیرد.

4-سطح پیشرفت افراد مختلف باید در شرایطی ارزشیابی شود که فرد خسته نباشد ومدتی از تمرین گذشته باشد.

نکات اصلی مفهوم انتقال

- انتقال را میتوان به عنوان افزایش یا کاهش تبحر در یک تکلیف،درنتیجه تمرین یا تجربه در یک تکلیف دیگر تخمین زذ.

- انتقال یا منفی است یا مثبت.این امر به ویژگیهای تکلیف بستگی دارد.

- انتقال را می توان به صورت تقریبی از درصد پیشرفت در تکلیف ملاک که از تمرین تکلیف قبلی ناشی می شود تخمین زد.

تعلیم یا تمرین برای انتقال

انواع انتقال:                            1-انتقال نزدیک                                  2-انتقال دور

انتقال نزدیک : یک جنبه مهم در بسیاری از زمینه های تمرینی دامنه ای است که تمرین درآن دامنه به زمینه های مشابه دنیای واقعی منتقل می شود.این پدیده به انتقال نزدیک معروف است که درآن هدف،یادگیری تکلیفی نسبتا با تکلیف تمرینی است.مثال:تمرین بسکتبال وکسب مهارت د رطول هفته برای اجرای مسابقه.

انتقال دور: آموزش مهارتها برای فراگیرندگان برای پیشرفت قابلیتهای عمومی ترومورد استفاده قرار گرفتن آن در سالهای بعد.مثال:آموزش پرتاب،پرش ودویدن وانتقال این فعالیتها به آینده در زمینه های متفاوت است.

بهترین سنجش انتقال یادگیری عملکرد تکلیف ملاک است(شرکت در یک بازی یا مسابقه)

مراحل یادگیری:

الف)مرحله کلامی-شناختی                           ب)مرحله حرکتی                          ج)مرحله خودکار

مرحله کلامی –شناختی:

در مرحله کلامی-شناختی،تکلیف برای فراگیرنده کاملا تازه است.اولین مشکلی که فراگیرنده با آن مواجه میشوددر مرحله کلامی-شناختی است که سوالاتی درباره شناسایی هدف،ارزشیابی اجرا،عمل را چه زمانی انجام دهیم،چگونه بایسیم.......است. نمایشها،استفاده از وسایل سمعی بصری وسایر اطلاعات کلامی در این مرحله مفیدند.یکی از اهداف آموزش این است که فراگیرنده را وادار کرد تا اطلاعات را از یادگیرهای قبلی به سطوح آغازین مهارت منتقل کند. بهره یادگیری وتسلط دراین مرحله بسیار زیاد وسریع است. در این مرحله نگران مکث داشتن ،نامطمئن بودن وزمان بندی ضعیف حرکت نسبت به محیط خارجی نباشید. این مرحله صرفاًنقطه آغازی برای کسب تسلط بعدی است. برخی از فراگیرندگان دراین مرحله با خود بسیارصحبت می کنند. ودر طول انجام عمل خود را به طور کلامی هدایت می کنند. این فعالیت کلامی در مرحله ابتدای موثر است .چرا؟چون برآورد سریع وتقریبی مهارت راتسهیل می کند،ولی بعد ها باید آن را ترک کرد. آموزش های کلامی در سرتاسر تمرین به طور پراکنده به کار گرفته شود.

مرحله حرکتی:

بعد ازمرحله کلامی اجراکننده وارد مرحله حرکتی می شود.

- در این مرحله تمرکز بر سازماندهی الگوهای حرکتی که برای ایجاد حرکت موثرند،معطوف می شود.

- در این مرحله سطح مهارت فردبالا رفته به طوری که ثبات وکنترل یکنواختی را از خود نشان می دهد.

- اعتماد به نفس افزایش می یابد وکارکردن بر نکات ظریفتر تکلیف آغاز می شود.

- یکپارچگی در حرکت بتدریج افزایش می یابدواجرای حرکت یکدست می شود.افزایش کارایی حرکت هزینه انرژی را کاهش می دهد.

- پیش بینی حرکت بسرعت پیشرفت می کند وحرکت را نرم وبدون شتاب جلوه می دهد.

- فراگیرنده نظارت بر بازخورد وشناسایی خطاهایش را می آموزد.

- این مرحله بیشتر ازمرحله کلامی-شناختی طول می کشد.

(شایدچند هفته یا چند ماه واگر فراگیرنده مشکلاتی دریاد گیری داشته باشد کمی هم بیشتر از آن طول بکشد.)

مرحله خودکار:

فراگیرنده پس از تمرین زیاد وارد مرحله خودکار می شود،که شامل اعمال غیر ارادی است ونیازی به توجه ندارد. در این مرحله برنامه های حرکتی تکامل یافته اند وحرکت را برای زمانی نسبتا طولانی کنترل می کنند.مانند ژیمناستی که به مدت چندین ثانیه حرکاتی را به طور متوالی به عنوان یک واحد برنامه ریزی شده انجام می دهد. کاهش نیاز به توجه،به فردآزادی بیشتری برای اجرای عالی تر فعالیتهای شناختی می دهد.

عبارت کلیدی که ویژگیهای سه مرحله یادگیری را بیان می کنند

مرحله کلامی-شناختی:

- فراگیرنده می آموزد که اهداف چه هستند وچه باید انجام دهد.                      - پیشرفت سریع است.

-حرکات ناشیانه وپراکنده اند.                                                            -نیاز به توجه بسیار زیاد است.

 مرحله حرکتی:

- فراگیرنده شروع به پیشرفت در یک برنامه ویژه حرکتی می کند.             - بریکنواختی حرکت بسرعت اضافه می شود.

- پیش بینی وزمانبندی بهبود می یابد.                                             -خود گفتاری کاهش می یابد.

- پیشرفت در اجرااندکی از مرحله قبل کمتر است.

 مرحله خودکار:

- فراگیرنده بسیارمتبحرشده.                                               - نیاز به توجه بسیار کم شده است.

-حرکات وتحلیلهای حسی خودکار شده اند.                              - پیشرفت در اجرا به آهستگی ادامه می یابد

انگیزش برای تمرین: بعضی از فراگیرنده گان همیشه در هدف معلم برای یادگیری مشارکت نمی کنند.فراگیرنده ای که اصلا برانگیخته نشده است،تمرین نمی کند ویادگیری اوکم یا ناچیز است. معلمان ومربیان چگونه می توانند این انگیزش را برای یادگیری فراهم کنند؟

1-معرفی مهارت برای ایجاد انگیزه: مثل نمایش بازیهای گرهی یا انفرادی در سطح جهانی یا المپیک

2-هدف گزینی برای یادگیری: معلم باید شاگرد را تشویق کند که برای خود اهدافی واقعی تعیین کندکه با تمرین وتلاش قابل دسترسی باشد.

یادگیری مشاهده ای:

وسایل کمک آموزشی بصری،مانند فیلم,یا نوارویدئو،نمایش مهارت توسط فراگیرنده ماهر یا مربی،مکمل خوبی برای آموزشهای پیش از تمرین است.این فرایند،رایادگیری مشاهده ای می گو.یندکه در آن فراگیرنده اطلاعات را از طریق تماشای اجرای دیگران به دست می آورد.

اصول بنیادی تمرین:

مهمترین نکته ای که باید در امر تمرین ویادگیری به آن توجه کرد، یکی مقدار تمرین ودیگری کیفیت تمرین.

مهمترین عامل یادگیری تمرین است.وبرای تکمیل مهارت ،تمرین بسیار لازم است در کنار تمرین زیاد کیفیت تمرین هم اهمیت دارد.

یادگیری در مقابل اجرا در طول تمرین:

معلمان ومربیان هنگام هدایت کردن ودستورالعمل دادن به شاگردان درحین تمرین مکرراًآنها را تشویق می کنند که در هر تلاش بهترین اجرای خود را نمایش دهند.این پدیده دو هدف را به دنبال دارد:

هدف اول:اجرای هر چه بهتر.                                  هدف دوم:یادگیری هر چه بیشتر.

جلسات تمرین وجلسات آزمون:

یکی از راههای جداسازی اهداف متضاد تمرین منظور کردن دو فعالیت اساسی در طول تمرین است،

1-جلسات تمرین                                 2-جلسات آزمون.

جلسات تمرین: ابتدا جلسات تمرین را جایی برگزار کنید که به فراگیرندگان به طور ساده آموزش دهید.فراگیرنده باید بداند که کیفیت اجرا در این مرحله از تمرین اهمیت نداردوهدف فقط کشف راههای جدید برای انجام مهارت در دراز مدت است.

جلسات آزمون: بعد از گذشت تمرین معلم اعلام می کند که چند حرکت بعدی آزمون محسوب خواهد شد.در مرحله آزمون

فراگیرنده با استفاده از بهترین الگوی حرکت بهترین اجرا را انجام می دهد.  تقسیم یک جلسه کلاس به مرحله تمرین ومرحله آزمون دارای فواید زیر است

این تقسیم بندی اهداف متضاد تمرین واجرارا ازیگدیگرجدا می کندوتاثیر هر کدام را افزایش می دهد. مراحل تمرین به دلیل اینکه فراگیرندگان می توانند روشهای مختلف حرکت را بدون نگرانی درباره اجرا امتحان کنند موثرتر است. مراحل خودآزمایی انگیزاننده است وبه فراگیرنده گان درباره میزان پیشرفتشان به منظور مقایسه خود با قبل یا با دیگران اطلاعاتی می دهد.

فنون راهنمایی:

در فنون راهنمایی فراگیرندگان به وسیله آنها به طرق مختلف در طول الگوسازی حرکت راهنمایی می شود. مهمترین هدف این است که خطاهاکمترشود.اهمیت این هدف زمانی بیشتر است که حرکت خطرناک باشد،مانند حرکات ژیمناستیک یاشناکردن یک شناگر مبتدی.

انواع راهنمایی یادگیری:

- راهنماییهای جزئی: مثل راهنمایی کلامی مربی در حین بازی فوتبال

- راهنماییهای کلی: مربی می تواند حرکات شاگرد را به طور فیزیکی محدود کند.

تمرینات راهنمایی شده تا چه اندازه کارآمد هستند؟

وقتی راهنمایی در طول تمرین انجام شود برای اجرا مفید است. ولی نباید به شکلی باشد که در آزمون واقعی فراگیرنده  دچار مشکل شود.زمانی که برای انجام آزمون یادداری راهنمایی راحذف کنیم اجرا به سطحی مساوی یا پایین تر از گروهی که هرگز راهنمای نشده بودندتنزل می کند.این پدیده به معنای این است که راهنمایی یک متغیر یادگیری نیست. زمانی که راهنمایی در تمرین به کاررود بسیار قوی وموثر است،بنابر این راهنمایی یک متغیر اجرایی است.

فرایندهای تمرین راهنمایی شده ویادداری:

راهنمایی بدنی احساس حرکت را تغییر می دهد.وقتی که مربی به شاگرد می گوید چه کاری را انجام دهد،تصمیم گیری تغییر                      می یابد.بنابر این شاگرد نه فرصتی برای خطا کردن دارد ونه موقعیتی برای اصلاح. راهنمایی مانع تمرین کردن بر مبنای پردازش اجزای حرکت است. مشکل این است که فراگیرنده تا زمانی که راهنمایی می شود خوب عمل می کند.امامعیار ارزشیابی اجرای مهارت در بازی یا مسابقه بعدی است که درآن راهنمای وجود ندارد.

شرایط اثر بخشی راهنمایی در یادگیری:

در تمرینات اولیه. که در آن پایه های ابتدایی مهارت کامل می شوند فرایندهای راهنمایی ممکن است مفید باشند. راهنمایی باعث می شود که جنبه های اصلی مهارت نمایان شود، و فراگیرنده را به راهی سوق دهد که برای اجرای مهارت تلاش کند. ممکن است در فرایند راهنمایی زیاده روی شودکه در این صورت باید آن را فوراٌحذف کرد. زمان حذف راهنمای وقتی است که فراگیرنده مهارت را بطور مستقل آغاز می کند.

در تکالیف خطرناک.

(فصل نهم)

سازماندهی وبرنامه ریزی تمرین:

برخی از مربیان به جای اینکه به اثر بخشی تمرین علاقمند باشند به افزایش زمان تمرین یا به سود بخشی زمان مشخصی از تمرین علاقه دارند.  زمان تمرین،مهمترین عامل برنامه ریزی نیست،لذا کیفیت تمرین نیز باید در نظر گرفته شود.ازسازماندهی تمرینات برای افزایش اثر بخشی آن بسیار با اهمیت است.   برای اینکه معلمان ومربیان بدانند که دریک جلسه تمرینی، مهارتهای  مختلف را چگونه وبا چه نظمی تمرین دهند تا یادگیریبیشتری صورت گیرد ،در این رابطه دو نوع تمرین مطرح شده است.                                  1-تمرین مسدود                                             2-تمرین تصادفی

تمرین مسدود:

اگر شاگردان شما بخواهنددریک جلسه تمرین سه مهارت جداگانه(مهارت 1،2،3)رابیاموزند.برنامه ریزی معمول این است که اول تمرین روی مهارت1راانجام دادوپس از اتمام آن مهارت دوم را شروع کردوبه همین ترتیب مهارت بعدی را آغاز کرد.که به این روش، تمرین مسدود می گویند. که درآن تمام کوششهای تمرینی یک مهارت پیش از شروع تمرین مهارت بعدی،کامل شده است. این نوع تمرین روش خوبی است چرا که به شاگرد اجازه داده می شود تاروی مهارت تمرکز وآن را پالایش واصلاح کند.

تمرین تصادفی:

در تمرین تصادفی ترتیب ارائه مهارتها آرایش تصادفی دارد، در این نوع تمرین فراگیرنده می تواند هر کدام از سه مهارتی را که قبلاً مثال زده شد بدون ترتیب مشخصی تکرار کند، ویک مهارت راهرگز دو بار به صورت متوالی انجام ندهد.

آثار این دونوع برنامه تمرینی بر یادگیری چیست؟

نکات مهم مربوط به تمرین مسدود وتصادفی:

•          روش مسدود باعث اجرای تمرین بهتری نسبت به روش تصادفی می شود.

•          کسانی که با آرایش تصادفی تمرین کرده اند،در آزمون یادداری امتیازات بهتری به دست می آورند.

•          هر چند تمرین تصادفی در طول مرحله یادگیری کمتر موثر است،برای یادگیری از تمرین مسدود بهتر است.

چرا تمرین تصادفی موثرتر است؟

تحقیقات نشان می دهد تمریناتی که آرایش تصادفی دارند نسبت به تمرینات مسدودآثار سود بخشی دارند. برای تشریح وتوجیه این نتایج چندین نظریه وجود دارد.

فرضیه فراموشی یا فاصله دهی: طبق این فرضیه،وقتی فراگیرنده پس ازتکلیف اول،تکلیف دوم را انجام می دهد،  فرایند های درگیر در انجام تکلیف دوم باعث می شود تافرایندهای تولید تکلیف اول فراموش شود.وقتی تکلیف اول پس از چند بار کوشش مجدداًارائه شود،فراگیرنده مجبور است روش انجام آن را تکرار کند.بنابراین عملکرد او در تمرین نسبتاً ضعیف است.

از طرف دیگر در تمرین مسدود اجراکننده روش انجام حرکت  در هر کوشش تمرینی را به خاطر دارد وآن را در کوشش بعدی به کار می برد.این پدیده دفعاتی راکه باید روش انجام حرکت را تولید کند کاهش می دهد.بنابراین در تمرین مسدود عملکرد بسیار خوب است،زیرا همه ی حرکات در یک زنجیره از کوششها به یاد خواهد ماند.با وجود این یادگیری ضعیف است زیرا فراگیرنده مجبور نیست که مکرراًروش انجام حرکت را به وجود آورد.  مثال:کودک10ساله ای که می خواهد به طور ذهنی چندین عمل تقسیم را انجام دهد.مثلاً21تقسیم بر7، 18تقسیم بر6،  12تقسیم بر4.در شرایط تمرین مسدود تقسیم راانجام می دهد.    دراین تمرین ابتداعدد21تقسیم بر7 است،پس از چندی تأمل وتلاش پاسخ 3راپیدا می کند. در کوشش بعدی باز هم همان اعداد تکرار می شودوبه آسانی پاسخ قبلی را به خاطر می آورد.همین عمل برای بار سوم تکرار می شودوباز هم به آسانی عدد3به دست می آید.عملکردشماکه به روش مسدود انجام شده است،اساساً کامل است .ولی مجبور نبودید فرایندهای ذهنی لازم را برای ایجاد راه حل انجام دهید (به جزبار اول).

از سوی دیگردرتمرین باآرایش تصادفی، ابتدا21بر7سپس18 رابر6وپس ازآن12بر4 تقسیم می شود.در کوشش چهارم مجدداً تقسیم عدداول انجام می شود.تاآن زمان پاسخ این مسئله  فراموش شده است،بنابراین فراگیرنده مجبور است که آنرا دوباره انجام دهد.بنابراین اجرا آهسته وتکلیف سخت است،اما یادگیری بیشتر است،چراکه فراگیرنده مجبور است هربار پاسخ را پیدا کند.

تمرین بازیابی: پیداکردن راه حل را تمرین بازیابی می گویند. زیرا فراگیرنده مجبور است اطلاعات لازم برای اجرا راازحافظه درازمدت بازیابی کند.فراگیرنده در طول تمرین تصادفی باید درهرکوشش برنامه متفاوتی را بازیابی وپارامترهای حرکت را باآن ترکیب کند،زیرا انتخابهای قبلی فراموش شده اند.  اما در تمرین مسدود،فراگیرنده از یک برنامه حرکتی وپارامترهای آن در نوبت های متوالی تقریباًبدون تغییر استفاده می کند.

خلاصه آثار سود مند تمرین تصادفی نسبت به تمرین مسدود

•          آرایش تصادفی تمرین باعث می شود که فراگیرنده راه حلهای کوتاه مدت مسئله حرکتی را پس از هر تغییر تکلیف فراموش کند.

•          این فراموشی فراگیرنده را وادار می کند تا در نوبت بعدی  مجدداًراه حل رامجدداًایجادکند که این امر برای یادگیری سودمند است.

•          تمرین تصادفی فراگیرنده راوادارمی کندتا به روش فعلی فعالتری در فرایند یادگیری درگیر شود.

•          تمرین تصادفی به فراگیرنده، حافظه معناداترومتمایزتری نسبت

به تکلیفهای گوناگون ارائه میکند.این امر حافظه را تقویت می کند.

تمرین مسدود وحس کاذب مهارت:تناقض برنامه مسدود در این است که درطول تمرین اجرای خوبی را بوجود می آورد،بدون اینکه یادگیری پایدار را باعث شده باشد.

مهارت ملاک: مهارت ملاک یعنی اعمال بخصوص وزمینه ای که فراگیرنده نهایتاًبرای آن تمرین می کند،از عمل مسدودی  که در تمرین انجام میشودبسیارمتفاوت است. تمرین مسدود در زمین تمرینی،مهارت ملاک را بخوبی شبیه سازی نمی کند.هدف کلی شبیه سازی این است که مهارت آموخته شده را به تکلیف ملاک انتقال دهید.

چگونه از تمرین تصادفی در آموزش استفاده می شود؟

در ابتدای یادگیری یک مهارت یعنی در مرحله کلامی-شناختی، ممکن است تمرین مسدود کمی از تمرین تصادفی مفیدتر باشد.این برتری شاید به این دلیل باشد که فراگیرنده فقط یک بار به کوششهای مکرر برای انجام صحیح حرکت نیاز دارد. پس از اینکه فراگیرنده یک الگویی از حرکت بدست آورد وبه عملکردمورد نظرنزدیک شدجای تمرین مسدود را باید به تمرین تصادفی داد. پس از مرحله اول یادگیری،مربی باید برای پرهیز از تمرینات تکراری به روشهای مختلفی اقدام کند.یکی از این روشها این است که در یک کلاس دستورالعمل چندین تکلیف را تعیین وشاگردان را وادار کند تا به نوبت آنها را انجام دهند.مثال:بازیکنان فوتبال نباید یک تاکتیک را به طور متوالی انجام دهد.بلکه باید در هر نوبت یک تاکتیک متفاوت را تمرین کند.در تمرین تصادفی لازم نیست حرکاتی که به طور متناوب تمرین می شوند به هم شبیه باشند.

تمرین تصادفی وتمرین مسدود: درتمرین تصادفی تفاوت بین تکلیفهای حرکتی اهمیتی ندارد.زیرا تاکید اصلی براین است که هر تکلیف درنوبت بعدی تکرار نشود. تفاوت بین تمرین تصادفی وتمرین مسدود در ترتیب انجام این تکلیفهاست.

تمرین به دو نوع تقسیم می شود:

تمرین ثابت:تمرینی که فقط یک حرکت از تکلیفهای حرکتی را انجام می دهند.مثل تمرین پاس از فاصله20متری.

تمرین متغیر: تمرینی است که از زاویه هاوفاصله های مختلف انجام می شود.مثل یک بازیکن پاسوردر والیبال  ویا یک توپ پخش کن ماهر در فوتبال .از فاصله 10،20،30متری.

تغییر پذیری تمرین یک الگویی در ذهن ایجاد می کندکه طرح واره نام دارد.

تمرین متغیر وتمرین ثابت:تمرین متغیر شامل تمام مهارتهای یک گروه بخصوصی ازحرکات است مانند پاس توپ فوتبال.که ممکن است در طول چند بعد تغییرکند،مانند فاصله پرتاب یا سرعت حرکت.ولی تمرین ثابت فقط تغییر یک بعد از حرکت راشامل می شود.تمرین متغییر در مقایسه با تمرین ثابت تغییرات بیشتری را در برمی گیرد.

تفاوت بین تمرین تصادفی ومسدود وتمرین متغیر وثابت:

•          تمرین تصادفی شامل انجام حرکاتی از گروهای حرکتی مختلف است.در حالی که تمرین متغیرتغییر در یک گروه حرکتی را شامل می شود.

•          تمرین تصادفی ومسدود هر دوشامل چندین تکلیف گوناگونند،ولی در چگونگی اجرای حرکات متفاوتند.

•          تمرین تصادفی به وسیله ایجاد راه حل مسا له حرکتی یا افزایش معنی داربودن بازنمایی حرکت،یادگیری را افزایش می دهد،در حالی که تمرین متغیر،طرحواره های موثرتری را تولید می کند.

عوامل تمرینی که در تکامل خودکار شدن نقش دارندکدامند؟

نقشه ریزی همسان ونقشه ریزی متغیر:

تمرین موثر برای خودکار شدن عبارت است ازنقشه ریزی همسان ونامتناقض اطلاعات مربوط به محرک به منظور حرکت به سوی هدف. نقشه ریزی همسان ونامتناقض یعنی اینکه یک محرک همیشه به یک پاسخ ویژه منجر شود.ودر این تمرین خودکار شدن پس از چند صد بار تکرار به وجود می آید .(300کوشش) در صورتی که در نقشه ریزی متغیر یک محرک گاهی به یک پاسخ وگاهی به پاسخ دیگری منجر می شود.

یادگیری انتقال وتعمیم:

تعمیم وانتقال اهداف مهم تمرین است. تعمیم یعنی اینکه یادگیری حاصل از تمرین به موقعیتهای دیگری مانند بازی یا مسابقه انتقال یابدیادر آن کاربرد داشته باشد.

(فصل دهم)

بازخوردبرای یادگیری مهارت:

بدون شک یکی از مهمترین فرایندهای یادگیری استفاده از بازخورد در اعمالی است که در تمرین انجام می شود. بازخورد کلامی تحت کنترل مستقیم مربی است.مثلاً:

1-مربی در وسط یک تمرین به ورزشکار خود می گوید«ادامه بده،خوب انجام می دهی».

2-بعداز یک پاس موفق به بازیکن بسکتبالیست می گوید«آفرین».

هرکدام از این جملات نوعی بازخورد در باره برخی جنبه های عملکرد  فراگیرنده است.وهر جمله حامل پیامی مختلف ونوع متفاوتی از اطلاعات است که بر یادگیری واجرای آن اثر می گذارد.

تعریف بازخورد:

واژه بازخورد به تحلیل کنترل حلقه بسته بازمی گردد،  وبه معنای خبرهایی درباره تفاوت بین اجرا وحالت هدف است. درکنترل حلقه بسته،بازخورد به معنای خبر درباره خطاست. مفهوم کلی بازخورد ،یعنی هرگونه خبر حسی درباره حرکت،نه فقط خطا،اطلاق می شود.

انواع بازخورد:

1- بازخورد درونی :

بازخورددرونی راگاهی بازخوردذاتی می گویند،یعنی خبرهایی است که به عنوان پیامد ذاتی انجام یک عمل فراهم شده است. یعنی اطلاعاتی که فرد از درون ادارک می کند.ازطریق عوامل حسی مثل:بینایی شنوایی لامسه بویایی وحسهای عمقی.

2- بازخورد بیرونی:

بازخورد بیرونی را بازخورد افزوده نیز می گویند،که شامل خبرهایی است که در نتیجه اجراحاصل می شودو به وسیله عواملی مانند صدای مربی،امتیاز داور،فیلم بازی به فراگیرنده ارائه می گردد.بازخورد بیرونی،اطلاعاتی است که مربی برآن کنترل داردومیتواندآن راارائه نکندیادرزمان دلخواه وبه شکلی که بریادگیری تاثیر بیشتری بگذارد،ارائه کند.

انواع بازخورد بیرونی:

-          آگاهی ازنتیجه knowledge of results  : (KR)

آگاهی از نتیجهkRیکی از مهمترین انواع بازخورد بیرونی است.kR ،خبرهای کلامی درباره موفقیت یک عمل با توجه به هدف محیطی است.

-          آگاهی ازاجرا(KP )knowledge of performance  :

آگاهی ازاجراکه گاهی به ان بازخورد جنبشی می گویند،اطلاعات افزودهای درباره الگوی حرکتی است که فراگیرنده آنراانجام داده است. این بازخورد مکرراً توسط معلمان ومربیان مورد استفاده قرار می گیرد.

توجه: kp برخلافkR الزاماًدرباره،موفقیت حرکت از نظر رسیدن به هدف محیطی خبر نمی دهد.نکته مورد نظردربازخورد جنبشی ، موفقیت درساختن الگویی است که فراگیرنده آن را پدیدآورده است.

اعمالی که بازخورد بیرونی انجام می دهد:

1-انگیزش ایجاد می کندیا به فراگیرنده برای افزودن تلاش،انرژی می دهد.

2-موجب تقویت اعمال صحیح وغلط می شود.

3-درباره خطاها،خبرهایی را به عنوان اساس اصلاح فراهم می کند.

4-وابستگی به وجود می آوردکه هنگام نبود بازخورد باعث بروز مشکلات می گردد.

ویژگیهای انگیزشی بازخورد:

یکی ازمهمترین عملکردهای بازخورد،ایجاد انگیزه برای تللاش بیشتر وتحمل تکلیف است. در صورتی که در دادن بازخورد افراط نشود،فراگیرندگان آن را دوست دارند.سعی کنید از تمرینات طولانی مدت که بدون بازخورد انجام می شودبپرهیزید.زیرا صورت انگیزش از بین می رودوتمرین ناموثر یامتوقف می شود. آگاهی فراگیرندگان از پیشرفتشان معمولاًبه تلاش بیشتربرای انجام کار منجر می شودونتیجه نهایی آن یادگیری است. اگر بازخورد به طور عمومی مطرح شود،باعث انگیزش بیشتر می شود.

اطلاعات کاربردی در ارتباط با بازخورد:

1- به طور نسبی بازخورد دهید تاانگیزش حفظ شود.

2- سعی کنید در هر تلاش بازخورد ندهید.زیرا اثر انگیزشی آن کم می شود.

3- بازخورد را برای مدت طولانی قطع نکنید.زیراتمرین طولانی   بدون بازخورد انگیزش را از بین می برد.

4- بازخورد را بطور عمومی اعلام کنید.بویژه بازخوردهایی راکه مربوط به تلاش فوق العاده در تمرین یا پیشرفت عالی است این عمل اثر انگیز شی زیادی دارد.

5- ازاعلام نمره ها وامتیازات همراه با نام افراد پرهیز کنید، (به جای آن ازکد استفاده کنید).

ویژگیهای تقویتی بازخورد:وقتی بازیکنی تکنیک خوبی را اجرا کردبا گفتن «آفرین»از طرف مربی این تشویق اثر مهم بازخورد را کهحالت تقویتی آن است را نشان می دهد.

قانون اثر:

عملی که به وسیله محرکی فراخوانی وباپیامدی مطبوع یاپاداش دنبال شود،باظهوردوباره محرک،میل به تکرارآن خواهدشد در این دیدگاه تمرکز بر بازخوردهای تقویت کننده است. هنگامی که تقویت احتمال بروز پاسخ آتی را افزایش دهد،مثبت نامیده می شود.وتقویت زمانی منفی است که این احتمال را کاهش دهد.

تقویت ناپیاپی:

یکی از اصول مهم یادگیری وسیله ای ،تقویت ناپیاپی است که درآن بازخورد فقط در هنگام لزوم ارائه می شود وبرای یادگیری موثرتراززمانی است که بازخورد در هر کوشش داده می شود.  معمولاًیادگیری رابراساس عملکرددر یک آزمون خاموش سازی تخمین می زنند.

آزمون خاموش سازی:

 آزمونی است که درآن رفتاررا پس ازحذف تمام تقویتها ارزشیابی می کنند.دراین آزمون آزمودنیهایی که تقویت ناپیاپی دریافت کرده اند،زمان بیشتری به پاسخ دادن ادامه می دهند. مهمترین مولفه بازخورد در یادگیری حرکتی،خبری است که بازخورددرباره الگوهای حرکت فراهم می آورد.

درزمان دادن بازخوردباید بدانیم که فراگیرنده از چه نوع اطلاعاتی بیشترین  استفاده را خواهد برد.(مثلاًدرباره حالت عضو،زمانبندی حرکت عضو،هماهنگی)چگونگی ارائه اطلاعات(کلامی،ویدئویی)درچه زمانی ارائهشوند(بلافاصله پس از عمل،باقدری تاخیر)باچه فاصله ای ارائه شوند(درهر تلاش یا در بعضی ازتلاشها)

درآزمون یادداری: زمانی که بازخورد حذف می شود،اجرای فراگیرنده بسیار ضعیف خواهدشد.زیرا وی توانایی انجام حرکت مستقل را بدست نیاورده است.

بازخورد برنامه راقبل ازبازخورد پارامترها ارائه کنید:

به طور کلی بهتر است که بازخورد مربوط به اصلاح خطای الگوی بنیادین حرکت را قبل ازبازخورد مربوط به متغیرهای پارامتری ارائه کرد.مثلاًدر آموزش پرتاب توپ بسکتبال،سعی کنید درباره طرح یابی حرکت مانند چرخش توپ،قوس توپ وهماهنگی حرکت مچ وزانو بازخورددهید.فراگیرنده نباید نگران متغیرهای ظاهری باشد.مثل کوتاه یا بلندبودن پرتاب. این توصیه راتازمانی ادامه دهید که الگوی مناسب حرکت به دست آید.پس ازاین بازخورد مربوط به پارامترهارامی توان  ارائه داد.    به طور کلی،بازخوردهای متعددرایکجا ارائه نکنید.زیرا اطلاعات بسیار زیاد مفید نیستند. بهتراست ابتدا،مهمترین خطا شناسایی وبازخورد داده شود.وزمانی که فراگیرنده دریک جنبه تبحر پیدا کرد بازخورد بعدی داده شود.  بازخورد باید به آسانی فهمیده شودومربوط به یک جنبه از حرکت باشد.

تواتر مطلق وتواتر نسبی بازخورد:

تواتر مطلق: به تعدا بازخوردهایی که در طول یک رشته ازکوششهای تمرینی به فراگیرنده داده میشود،تواتر مطلق می گویند.مثلاًاگر 300 کوشش تمرینی انجام شده باشدومربی در100کوشش آن بازخوردبدهد، تواترمطلق بازخورد عدد100است.

تواتر نسبی: به درصد کوششهایی که بازخورد دریافت کرده اند،تواتر نسبی می گویندکه از تقسیم تعدادبازخوردهای داده شده برتعداد کوششها،ضربدر100به دست می آید.یعنی33%ازکوششها بازخورد داده شده است.

بازخورددامنه ای:

اگر حرکت در دامنه صحیح انجام گرفت،بازخوردی داده نمی شود، اما اگرحرکت در خارج از دامنه صورت گرفت،بازخوردی که نشان دهنده مقداروجهت خطاست داده می شود. بازخورد دامنه ای، به یادگیری کمک می کند.بازخورد فقط زمانی داده می شود که حرکت درخارج از دامنه صحت انجام پذیرد.