فصل اوّل
كلياتي دربارة كمكهاي اوليه، وسايل كمكهاي اوليه،
و مسئوليتهاي امدادگر
1-2 هدفهاي كمكهاي اوليه
كمكهاي اوليه با سه هدف عمدة زير اجرا ميشود:
الف) نجات جان مصدوم
ب) جلوگيري از بدتر شدن حال مصدوم
ج) بالا بردن احتمال بهبودي مصدوم
1-3 ضرورت و اهميت دانش كمكهاي اوليه
بين افراد يك تا سي و هشت سال حوادث علت اصلي مرگاند. در سنين بعدي نيز همچنان حوادث يكي از علل مرگ و معلوليتاند. توجه به اين نكته ضرورت فراگيري كمكهاي اوليه را براي هر فردي در اجتماع مسلّم ميسازد.
در حادثه گاهي حيات فرد به دقيقهها و حتي ثانيهها بستگي دارد و از اين روست كه در دسترس بودن فردي مطلّع و ماهر در امر كمكهاي اوليه ممكن است از مرگ يا شدت صدمه جلوگيري كند.
1-4 راهنماييهاي عمومي در كمكهاي اوليه
چنانچه كمكهاي اوليه انجام ميدهيد، ممكن است با موقعيتهاي دشوار روبرو شويد; تصميمات و اقدامات شما ممكن است برحسب شرايطي كه موجب بروز حوادث ناگهاني شدهاند، برحسب عدة افراد مبتلا يا درگير در حادثه، محيط حادثه، فراهم بودن يا نبودن تجهيزات و نيز وسايل زخمبندي فوري و امكان ياري گرفتن از ديگران تغيير كند. بايد آنچه را كه دربارة كمكهاي اوليه آموختهايد با شرايط موجود سازش دهيد يا برحسب موقعيت از يك روش ابتكاري استفاده كنيد.
گاهي براي نجات افراد بايد اقدامات فوري به عمل آيد و گاه نيازي به شتابزدگي نيست; كوششها بايد در جهت جلوگيري از صدمات بيشتر، كمك گرفتن از ديگران و ايجاد اعتماد به نفس بيشتر در حادثه ديده انجام گيرد.
1- 5 مسئوليتهاي امدادگر
نقش امدادگر ، نجات جان مصدوم از مرگ يا جلوگيري از تشديد صدمه است كه اين وظيفه با در نظر داشتن موارد زير حاصل ميشود:
الف) درك موقعيت
ب) تشخيص بيماري يا حالتي كه به مصدوم دست داده است
ج) به كار بردن روشهاي درماني مناسب و كافي، بدون اتلاف وقت
د) انتقال مصدوم به بيمارستان يا مطب پزشك بدون اتلاف وقت
1-6 جعبة كمكهاي اوليه و نگهداري آن
به منظور انجام كمكهاي اوليه وسايل زير بايد در باشگاههاي ورزشي در دسترس مربيان يا اماكني كه احتمال وقوع صدمه وجود دارد باشد
كيسة يخ، باندهاي كشي در اندازههاي مختلف، چسب زخم باند استريل در اندازههاي مختلف (سه عدد متوسط ، يك عدد بزرگ و يك عدد خيلي بزرگ)، محلول شستشوي زخم (ساولن)، نوار چسب و نمد و ابزارهايي مانند قيچي، سنجاق قفلي، دماسنج، دستكشهاي پلاستيكي يك بار مصرف، چراغ قوه، انبرك و تورنيكت (رگبند).
شكل 1-1 وسايل و محتويات جعبة كمكهاي اوليه
نكاتي كه بايد در حفظ و نگهداري وسايل كمكهاي اوليه مد نظر قرار گيرد:
وسايل كمكهاي اوليه بايد از نظر بهداشتي حفاظت شود. چنانچه وسايل در جاي مناسب نگهداري نشود يا بعد از تاريخ انقضا مصرف شود، حتي ممكن است صدمات فرد را تشديد كند; لذا بايد اين وسايل هميشه در مكاني خشك و تميز نگهداري شود و در موقع مصرف به تاريخ انقضا توجه شود و از نگهداري آنها در جاي مرطوب مثل حمام و رختكنهاي ورزشي خودداري گردد.
فصل دوم
شناخت علايم حياتي بدن
هدف مرحلهاي
آشنايي با علايم حياتي بدن و نحوة كنترل آنها در مصدومين
هدفهاي آموزشي رفتاري
تعريف و اهميت گرفتن نبض را بدانيد.
نقاط لمس نبض را در بدن بشناسيد.
مهمترين نقطة لمس نبض را در بدن بدانيد.
فاكتورهاي مؤثر در نوسانات نبض را نام ببريد.
بتوانيد عمل گرفتن نبض را انجام دهيد.
شناخت علايم حياتي بدن
در موقع بروز حادثه معاينة سراسري، سريع و در عين حال صحيح مصدوم از مقدماتيترين كارهاي امدادگر است. براي انجام اين آزمايش علايم تشخيصي مانند نبض، جريان تنفس، رنگ چهره، فشارخون و وضعيت مردمك چشمها بررسي ميشود.
ب) نقاط لمس نبض در بدن و مشخصات آن
تمام سرخرگها داراي نبض هستند امّا نبض را در جاهايي كه سرخرگ از روي استخوان عبور ميكند يا سرخرگهاي قطور و سطحي بدن ميتوان حس كرد، سرخرگ زند زبرين رايجترين محل گرفتن نبض است كه در ناحية سطح داخلي مچ دست قرار دارد. ساير سرخرگهايي كه نبض در آن قابل لمس است به شرح زير است:
سرخرگ صورتي (فاسيال) در نزديكي زاوية فك زيرين
سرخرگ گيجگاهي، سرخرگ سباتي، سرخرگ بازويي، سرخرگ راني و سرخرگ پُشت پايي
ج) ضربان نبض و عوامل مؤثر در آن
ضربان نبض تحت تأثير عوامل مختلفي مانند سن، جنسيت، فعاليت، وضعيت هوا، تغذيه و حالات روحي است. در جنين ضربان نبض بين 140 تا 160 بار در دقيقه ، در نوزاد بين 130 تا 140 و در بزرگسالان بين 60 تا 80 بار در دقيقه است.
شكل 2-1 مهمترين نقاط گرفتن نبض در بدن
نبض در زنان كمي از مردان تندتر ميزند و تحت تأثير حالات روحي مانند عصبانيت، هيجانات و ... است.
كمترين ضربان نبض در حالت درازكش و حالت استراحت است و هرقدر فعاليت شديدتر باشد، ضربان نبض نيز افزايش مييابد; هرقدر سطح آمادگي جسماني بدن بالاتر باشد ضربان نبض نيز كاهش مييابد.
عوامل غيرطبيعي نيز ممكن است باعث افزايش يا كاهش ضربان قلب شود.
اين عوامل عبارتاند از:
خونريزيها، كم خونيهاي شديد، اضطراب شديد، نارسايي قلب، بيماري تندي ضربان قلب ، بيماري كندي ضربان قلب معروف به براديكاردي .
شكل 2-2 گرفتن نبض در مچ دست و جايگاه نبض در گردن
د) طريقة گرفتن نبض
در اينجا به عنوان نمونه نحوة گرفتن نبض را در زند زبرين (راديان) شرح ميدهيم (شكل 2-2).
1. بيمار در وضعيت استراحت قرار ميگيرد (نشسته يا خوابيده).
2. ساعد فرد بايد به محلي (روي تخت، ميز يا زمين) تكيه داشته باشد. و در حالت سوپيني شن كمي خم باشد.
3. پيش از شمارش نبض بهتر است چند لحظه چگونگي ضربان نبض احساس شود و نبض به مدت يك دقيقة كامل به وسيلة ثانيه شمار ساعت شمارش شود.
4. در معاينه بايد نوك سه انگشت مياني را روي سرخرگ (در محل نبض) گذاشت بهنحوي كه انگشت اشاره در طرف چين آرنج قرار گيرد و انگشت شست معاينهكننده پشت دست بيمار را لمس كند. نبايد با انگشت شست نبض را لمس كرد، زيرا در اين حال ممكن است معاينه كننده ضربان نبض شست خود را به جاي ضربان نبض بيمار بشمارد.
5. بعد از قرار دادن انگشت مياني روي محل نبض، بايد كمي روي سرخرگ فشار آورد. اين فشار نبايد به حدي باشد كه جريان خون را در سرخرگ قطع كند.
6هنگام معاينه متوجه شديد كه حجم نبض زند زبرين ضعيف است و يا اصلاً اين نبض حس نميشود، لازم است نبض سرخرگ بازويي را مورد معاينه قرار داد.
2-2 تنفس
هدفهاي آموزشي رفتاري
ويژگيهاي تنفس را براي شناسايي وضعيت بيمار بدانيد.
با نحوه مشاهده وضعيت تنفسي در مصدومين آشنا شويد.
سطح طبيعي تنفس را در گروههاي سني مختلف بدانيد.
یكي ديگر از علايم سنجش وضعيت باليني بدن، وضعيت تنفس است. عواملي مانند منظم يا نامنظم بودن تنفس (ريتم دم و بازدم)، ساده يا دشوار بودن، سطحي و عمقيبودن، تعداد و صداي تنفس ممكن است در حكم شناساگر عمل كنند. بهتر است وضعيت تنفس را بدون اطلاع قبلي بيمار مشاهده كرد زيرا آگاهي مصدوم وضعيت تنفس را تغيير ميدهد. تعداد حركات تنفس، ريتم و سطح آن را ميتوان با نگاه به قفسه سينه بررسي كرد.
در اغلب مردان حركات تنفسي در سطح ميان پرده (ديافراگم) واضحتر است در حالي كه در بيشتر زنان اين حركات در سطح استخوان ترقوه آشكارتر است.
راهنمايي كلّي در مورد ميزان تنفس اين است كه اين ميزان در اكثر افراد بالغ بين 12 تا 15 بار در دقيقه است. اين ميزان در نوجوانان 16 تا 20 بار در دقيقه و در كودكان 5 تا 12 ساله حدود 26 تا 32 بار در دقيقه است.
در حالت شوك، خصوصاً زماني كه شوك بعد از يك خونريزي زياد يا حملة قلبي حادث شده باشد، فشارخون كاهش مييابد. پايين آمدن فشارخون دليل آن است كه در دستگاه قلب و عروق شخص فشار كافي كه خون را به تمام نقاط بدن برساند وجود ندارد و به همين دليل بعضي از اعضاي بدن در اثر نرسيدن خون كافي ممكن است دچار آسيب گردند. در مواقع فوريتها بايد به سرعت علت كمي فشارخون را دريافت و آن را درمان كرد.
در بالا رفتن فشارخون احتمال آسيب ديدن عروق زياد است. همچنين ثبت اطلاعاتي از وضعيت افزايش يا كاهش فشارخون در اولين ساعات وقوع صدمه و دادن آن اطلاعات به پزشك معالج كمك قابل توجهي به درمان بيمار ميكند. ميزان فشارخون در سنين مختلف متفاوت است.
^شكل 2-3 دستگاه فشارسنج
2-4 درجة حرارت
هدفهاي آموزشي رفتاري
درجة حرارت معمولي بدن را بدانيد و با نوسانات آن در موقعيتهاي مختلف زندگي آشنا شويد.
بدانيد كه حرارت بدن را با چه وسيلهاي و چگونه اندازهگيري ميكنند.
بتوانيد درجة حرارت بدن خود را اندازهگيري كنيد.
حرارت معمولي بدن 37 درجة سانتيگراد است. اين ميزان در شبانهروز مقدار كمي نوسان دارد كه طبيعي است. به علاوه، درجة حرارت بدن در دو هفتة اول بعد از عادت ماهانة خانمها و ماههاي اول حاملگي كمي بيشتر از 37 درجه است كه در اين گونه موارد نيز طبيعي است.
براي اندازهگيري حرارت بدن از حرارت سنج (ترمومتر) استفاده ميشود كه براي اندازهگيري حرارت بدن آن را زير بغل و يا زير زبان قرار ميدهند.
2- 5 وضعيت مردمك چشمها
هدفهاي آموزشي رفتاري
نقش وضعيت مردمك چشم را در سلامتي يا عدم سلامتي بدن بدانيد.
اندازة مردمك چشمها در شخص طبيعي يكسان است. تغييرات در اندازة مردمك يك يا هردو چشم در مواقع فوريتها حائز اهميت است. يك مردمك منقبض (كوچكتر از اندازه عادي) بيان كنندة سالم نبودن بدن خصوصاًمسموميتهايي است كه در نتيجة مواد مخدر ايجاد شدهاست.
شكل 2-4 وضعيت مردمك چشمها در حالت طبيعي و غيرطبيعي
يك مردمك بزرگتر از حدّ معمول نيز به همين صورت مبين اختلالاتي در سلامت بدن است. براي مثال، معمولاً در حالت اغما يا معاينه پس از ايست قلبي مردمك چشم گشادتر ميشود
واكنشنكردن مردمك چشم به نور مستقيم ممكن است به علت مسموميت حاد با داروهاي مخدر، مشروبات الكلي يا حالتهاي ديگر باشد. در حالت مرگ مردمكها گشادند و عكسالعملي نسبت به نور نشان نميدهند.
2-6 رنگ پوست
هدفهاي آموزشي رفتاري
تغييرات رنگ پوست را در ارتباط با ناسالم بودن بدن بدانيد.
وضعيت رنگ پوست نيز نشانهاي براي بررسي وضعيت جسماني است. اگرچه رنگ پوست تا حدود زيادي به نژاد و رنگدانههاي پوستي مربوط است، پوست قرمز غيرطبيعي، سفيد رنگ پريده و رنگ آبي (كبودي) در پوست نشاندهندة اختلالاتي در سلامتي بدن به شرح زير است:
پوست قرمز رنگ در بيماريهاي فشار خوني و بعضي از مراحل مسموميت با اكسيد دوكربن ديده ميشود. (مراحل مقدماتي مسموميت)
پوست رنگ پريده و سفيد خاكستري بيان كنندة گردش خون ناكافي، حالت شوك، حمله قلبي يا ترس شديد در افراد است.
پوست آبي رنگ كه به آن سيانوز ميگويند در مواقعي كه خون بدن از اكسيژن اشباع نميشود، مانند ضعف قلب، انسداد مجاري تنفس و در مراحل پيشرفتة برخي مسموميتها، ديده ميشود.
فصل سوم
كمكهاي اوليه در مواقع اورژانس
هدف مرحلهاي
آشنايي با نحوة برخورد مصدوم، شناخت صدمه، دادن كمكهاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان
كمكهاي اوليه در مواقع اورژانس
امدادگر بايد در هر شرايط با سرعت، آرامش و به درستي وارد عمل شود تا بتواند باعث نجات و جلوگيري از بدتر شدن وضع مصدوم و بالا بردن احتمال بهبودي فرد شود. براي رسيدن به اين هدف مهم بايد موارد زير را مدنظر قرار دهد:
نحوة برخورد او سريع و همراه با آرامش باشد.
موقعيت سانحه و وضعيت مصدوم را سريعاً درك كند.
تشخيص درستي از وضعيت سانحه براساس نحوة وقوع حادثه و عوارض و نشانهها داشته باشد.
بدون معطلي روشهاي درماني متناسب با حال مصدوم را به كار بندد.
با توجه به سطح جراحت و وضع مصدوم، ترتيب انتقال سريع او را به بيمارستان يا مطب پزشك بدهد.
ج) تعيين اولويتهاي درماني
براي آنكه بفهميد چه كاري را بايد زودتر انجام دهيد، بلافاصله آزمايش كنيد كه آيا راه تنفس مصدوم باز است و مصدوم نفس ميكشد يا خير. اگر نفس نميكشد سريعاً تنفس مصنوعي را شروع كنيد. در صورت وجود خونريزي سعي كنيد جلوي آن را بگيرند، خصوصاً در خونريزيهاي شديد. چنانچه مصدوم بيهوش است يا تنفس صدادار است، فرد را در وضعيت بهبود قرار دهيد و سطح هوشيارياش را آزمايش كنيد. اگر احتمال ميدهيد كه مصدوم دچار شكستگي ستون فقرات شده است او را حركت ندهيد و در صورتي كه در نتيجة ضربات شديد حالت شوك به او دست داده است، او را گرم و آرام در حالت خوابيده نگه داريد.
گاهي مربيان ورزشي در اردوها و مسابقات با مصدوميتهاي گروهي مواجه ميشوند .
امدادگر در اين گونه موارد بايد ضمن رعايت كلية جوانب گفته شده، سريع تشخيص دهد كه كدام يك از مصدومين وضعيت وخيمتري دارد تا ضمن تصميمگيري كلي، اينگونه افراد در اولويت درمان قرار گيرند.
3-2 تشخيص
هدفهاي آموزشي رفتاري
راههاي تشخيص نوع صدمه را در مصدوم بدانيد.
نحوة بررسي چگونگي وقوع حادثه را بدانيد.
منظور از عوارض را در صدمات جسماني بياموزيد.
نحوة بررسي نشانههاي باقيمانده از علت صدمه را بشناسيد.
سطوح مختلف هوشياري را بدانيد.
با طريقة معاينة مصدوم آشنايي پيدا كنيد.
الف) چگونگي وقوع حادثه
اين موضوع مربوط به مطالعة كلية مواردي است كه نحوة ايجاد حادثه را براي امدادگر مشخص كند. در مواقعي كه بيمار بهوش باشد، ميتوان از خودش سؤال كرد يا از اطرافياني كه شاهد وقوع صدمه بودهاند اطلاعاتي به دست آورد. در صورتي كه مصدوم بهوش و فرد ديگري هم در اطراف او نباشد ميتوان از طريق معاينه و بررسي نشانهها، كه توضيح داده خواهد شد، صدمه را شناسايي كرد.
ب) عوارض
عوارض پيامدهايي است كه در نتيجة وقوع صدمه در فرد ايجاد شده است. اين پيامدها دو دستهاند:
پيامدهايي كه براي ديگران محسوس نيست، مثل درد كه فقط فرد صدمه ديده محل و مقدار آن را مشخص ميكند و يا سرگيجه و حالت تهوع.
پيامدهاي ديگري كه امدادگر يا ساير افراد ميتوانند آن را ببينند، مثل خونريزي و پريدگي رنگ چهره.
سطح هشياري : بين هشياري و بيهوشي درجات مختلفي به شرح زير وجود دارد:
بيمار به طور عادي به سؤالات پاسخ ميگويد و صحبت ميكند (هوشياري).
فقط ميتواند به سؤالات مستقيم پاسخ بگويد.
به صورت مبهم به سؤالات پاسخ ميگويد.
به سؤالات پاسخ نميدهد و فقط از دستورات ساده اطاعت ميكند.
فقط به درد واكنش نشان ميدهد.
اصلاً واكنشي نشان نميدهد.
پس از انجام معاينة اوليه، امدادگر بايد مصدوم را از محل حادثه خارج كند.
لازم است جابه جايي و حمل مجروح مطابق اصول باشد و حداقل حركت در اندامهاي فرد ايجاد شود. اگر شدت صدمه براي شما مشخص نيست، فرض را بر بالابودن شدت بيماري بگذاريد و سپس مقدمات حمل مصدوم را فراهم كنيد.
در حمل مصدوم نبايد اجازه داد كه مصدوم خودش حركت كند. بايد به او فهماند كه خزيدن و لنگيدن بر روي عضو صدمه ديده كار اشتباهي است.
به طور كلي، قبل از حركت مصدوم بايد سه نكتة مهم زیر را در نظر داشت:
ارزيابي اوليه انجام شده و اطمينان حاصل شدهاست كه مصدوم تنفس و نبض قابل قبولي دارد.
در صورت وجود خونريزي، خونريزيهاي عمده و متوسط كنترل شده است.
هيچ علامتي دال بر آسيب جدّي ستون فقرات يا گردن وجود نداشته باشد.
حمل گهوارهاي . زماني كه مصدوم كودك يا سبك وزن باشد از اين روش استفاده ميشود. امدادگر يك دست را در زير رانهاي مصدوم و دست ديگر را دور تنه و بالاتر از كمر قرار ميدهد و مصدوم را حمل ميكند.
حمل تكيهگاهي . اين روش براي حمل مصدوميني است كه در قسمت يك پا آسيب ديدهاند به صورتي كه پاي آسيب ديده را به طور آرام و با فشار كمتر ميتواند روي زمين بگذارد در اين روش امدادگر در يك سمت مصدوم قرار ميگيرد (هر دو در حالت ايستاده) مچ دست مصدوم را ميگيرد و دور گردن خود قرار ميدهد و دست ديگرش را در پشت كمر و پهلو قرار ميدهد و هر دو حركت را بسيار آرام، آهسته و هماهنگ انجام ميدهد (شكل3-2).
شكل 3-3 حمل يك نفره به روش كولي
حمل كولي . از اين روش در مواقعي استفاده ميشود كه لازم است امدادگر مصدوم را در مسافت طولاني حمل كند، مثل حمل مجروح در مناطق جنگي مشروط بر آنكه مصدوم از ناحية نخاع و احشاي داخلي آسيبي نديده باشد.
براي حمل مجروح لازم است ابتدا كمك كنيد تا مصدوم بايستد، سپس در كنار بيمار قرار بگيريد (زانوها خم) مچ دست مصدوم را با دست چپ خود بگيريد و سپس سر خود را از زير دست مصدوم بگذرانيد به طوري كه دست مصدوم در پشت گردن امدادگر قرار گيرد. و در اين موقع مصدوم را با ملايمت روي شانة خود قرار دهيد (شكل 3-3 الف). آنگاه دست راست خود را دور پاهاي مصدوم (پشت زانوها) حلقه كنيد و با ملايمت بلند شويد تا وزن بيمار روي شانههاي شما بيفتد و حركت كنيد (شكل 3-3 ب) .
ب) حمل دو نفري مصدوم
در اين روش دو نفر از به هم پيوستن دست راست يك امدادگر و دست چپ امدادگر ديگر محلي براي نشستن و از دستهاي ديگر آنها محلي براي تكيهگاه مصدوم در حالت حمل ساخته ميشود (شكل 3-4).
از اين روش بيشتر زماني استفاده ميشود كه مصدوم بهوش باشد و ستون فقرات او آسيب جدي نديده باشد.
ج) حمل مصدوم به كمك سه نفر
زماني كه مصدوم آسيبهاي كليتري ديده باشد، مخصوصاً احتمال وقوع صدمه در ستون فقرات او باشد، امكان حمل مصدوم توسط دو نفر (آن هم بدون وسايل كمكي) مشكل و نادرست است. در اين گونه موارد بايد از سه نفر كمك گرفت.
شكل 3- 5 حمل سه نفري مصدوم به روش مسند دستي
با سه نفر امدادگر مصدوم را ميتوان به دو شيوه حمل كرد
1- حمل مصدوم به حالت نشسته و
2- حمل مصدوم به حالت خوابيده.
1. حمل مصدوم به حالت نشسته . زماني كه بيمار بهوش باشد و ستون فقرات او آسيب نديده باشد، ميتوان با استفاده از دو نفر مطابق شكل 3- 5 دستها را به همديگرجفت كرد و مسند دستي درست كرد. در اينجا مصدوم روي دستها قرار ميگيرد و فرد سوم پشت مصدوم را ميگيرد. در این روش بهتر است مصدوم دستهايش را دور شانه و گردن امدادگران بيندازد.
2. حمل مصدوم به حالت خوابيده . چنانچه بيمار بهوش نيست يا به ستون فقرات او آسيب رسيدهاست، براي حمل و جلوگيري از صدمات بعدي، به شكل خوابيده به شرح زير جابه جا ميشود:
مطابق شكل فرد كمكي اول يك دست را زير گردن و دست ديگر را زير كمر، فرد كمكي دوم يك دست را زير كمر و دست ديگر را زير لگن و فرد سوم يك دست را زير زانو و دست ديگر را پشت پاشنه قرار ميدهد.
حملمصدومدراينروشبايدباهماهنگيكهقبلاًبين
افرادشدهبهطورهمزمانانجامگيرد.
در اين روش قبل از گذاشتن مصدوم روي برانكار
بايد بيمار ابتدا به سمت سينه امدادگران بچرخد.
روش پيادهكردن مصدوم روي برانكار مثل بلند كردن آن از زمين انجام ميشود، منتها به صورت برعكس
شكل 3-7 روش قراردادن بيمار روي برانكار
د) حمل مجروح به وسيلة برانكار
چنانچه مصدوم دچار ضايعات شديدي شده است حمل آن بايد توسط برانكار، و براي انتقال به نقاط دورتر بايد آمبولانس مورد استفاده قرار گيرد، حمل بيمار روي برانكار باعث ميشود كه جابجايي اعضأ و مفاصل به حداقل خود برسد.
طرز ساخت برانكار
در صورت در دسترس نبودن برانكار ميتوان از وسايل ديگري برانكار ساخت. به كارگيري وسايل براي ساخت برانكار بستگي به موقعيت حادثه دارد.
در محيطهاي ورزشي ميتوان از وسايل ورزشي مثل تور، ميلة بدمينتون و لباسهاي ورزشي استفاده كرد.
در محيطهاي جنگي و جبهه از چادر، تفنگ و لباسهاي نظامي
درصحنة تصادفات نيز به همين ترتيب از وسايل موجود استفاده ميشود.
براي ساختن برانكار همچنين ميتوان از دو يا چند كت يا پيراهن و دو عدد چوبدست استفاده كرد.
براي اين كار آستينهاي لباسها را به داخل تنة آنها وارد ميكنيم، زيپ آنها را ميكشيم (دكمه را ميبنديم) و سپس با قرار دادن دو چوبدست در آستين به صورت طولي، برانكار آماده ميشود. براي اطمينان بيشتر بهتر است آستين لباسها را ابتدا داخل تنه قرار داد. امّا ميتوان آستينها را در بيرون نيز قرار داد .
ساخت اين گونه برانكارها بيشتر در عمليات نظامي و مناطق جنگي به كار ميآيد.
فصل چهارم
صدمات ارتوپديك
هدف مرحلهاي
شناخت مقدماتي صدمات ارتوپديك شامل شكستگي، دررفتگي، گرفتگي و كشيدگي عضلاني و طريقة انجام كمكهاي اوليه در اين گونه صدمات
صدمات ارتوپديك
صدمات ارتوپديك شامل شكستگيها و ترك خوردگيهاي استخواني، پيچخوردگي و دررفتگي مفاصل و گرفتگي و كشيدگي عضلات است.
4-1 شكستگيها
هدفهاي آموزشي رفتاري
تعريف شكستگي را بدانيد.
انواع شكستگي استخوان را نام ببريد.
با علل ايجاد شكستگي آشنا شويد.
با نحوة تشخيص شكستگي آشنا شويد.
عوارض شكستگي را بدانيد.
شكل 4-1 شكستگي بسته
الف) تعريف و انواع شكستگي
از بين رفتن بهم پيوستگي بافت استخواني در يك يا چند نقطه را شكستگي ميگويند. شكستگي را ميتوان از نظر آسيبهاي پوستي و بافتهاي زيرپوستي و ماهيچهاي، از نظر تعداد قطعات و از نظر شكل خط شكستگي تقسيمبندي كرد. .
شكستگي از نظر آسيبهاي پوستي به دو نوع بسته يا ساده و مركب يا باز تقسيم ميشود.
شكستگي بسته يا ساده ، كه در آن پوست پارهنشده است و سر استخوان شكسته نمايان نيست. گاهي ممكن است در محل شكستگي يا نزديك آن خراشيدگي يا لهشدگي پوست مشاهده شود، ولي به هر حال سر استخوان شكسته از بيرون ديده نميشود (شكل 4-1).
شكستگي مركب يا باز، كه در آن پوست و بافتهايي كه روي استخوان را ميپوشانند پاره ميشوند و معمولاً استخوان شكسته با بيرون ارتباط مييابد و ممكن است سراستخوان شكسته در محل زخم نمايان شود (شكل 4-2). شكستگي باز ممكن استاز ابتدابه علت واردآمدن نيرو از خارج و پارگيبافتهاي نرمهمزمانباشكستگي استخوانايجاد شود.گاهينيز در شكستگيهاي بسته، به علت حركتدادن اندام و دستكاري آن، انتهاي شكستةاستخواناز داخلبهبافتهاينرموپوست روي آن فشار ميآورد وآنهارا پارهميكندو شكستگيبستهبه شكستگيبازتبديلميشود(شكل 4-2).
شكل 4-3 شكستگي براثر ضربة غيرمستقيم در ورزش اسكي
ب) علل شكستگيها
شكستگي بر اثر واردشدن ضربه به اندام به وجود ميآيد. ضربه ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم باشد.
ضربة مستقيم شايعترين علت شكستگي است، مثل تصادف با وسايط نقليه يا سقوط از ارتفاعات در كوهپيمايي و غيره كه در اين حالت ضربه به يك نقطه از اندام وارد ميشود و استخوان از همان نقطه ميشكند.
گاهي اوقات نيرو و ضربه به يك نقطه از اندام وارد ميشود ولي شكستگي استخوان در محلي دورتر از آن نقطه پديد ميآيد. اين نوع ضربه را ضربة غيرمستقيم ميگويند.
شكستگي براثر ضربة غيرمستقيم در ورزش اسكي زياد ديده ميشود (شكل 4-3).
ج) تشخيص شكستگي
با شناخت نشانهها و علايم باليني در اماكن ورزشي و عمومي و مشاهدات پرتونگاري در بيمارستانها و درمانگاهها تشخيص شكستگي امكانپذير است.
شكستگي معمولاً با تظاهرات مختلفي همراه است كه بعضي از آنها را مصدوم بيان ميكند. به اين دسته از تظاهرات نشانهميگويند. بعضي از آنها توسط معاينهكننده پيدا ميشوند كه به آنها علامتميگويند.
نشانهها. اگر شخص آسيبديده بهوش باشد ميتواند علت ايجاد شكستگي را شرح دهد; ممكن است وضع خود را قبل از حادثه به خاطر آورد. مثلاً بتواند چگونگي زمينافتادن يا برخورد خود با چيزي را بيان كند
گاهي مصدوم با آگاهي از محدوديتهاي حركتي كه در نتيجه صدمه در او ايجاد شده، همچنين مشخصكردن محل درد، اطلاعات مناسبي به امدادگر ميدهد. نشانههاي شكستگي فقط توسط مصدوم بيان ميشوند و در مواردي كه شخص بيهوش است براي تشخيص بايد به علامتهاي شكستگي كه هنگام معاينه يافت ميشوند توجه كرد.
د) اگر پس از اين اقدامات و پس از يك ساعت شوك همچنان ادامه داشته باشد بايد به وجود خونريزي مشكوك شد. در بعضي از شكستگيهاي استخوان، شوك شديد به علت خونريزي ايجاد نميشود، زيرا بهطور موضعي خون زيادي از دست نميرود (مانند شكستگي استخوان درشت ني). عوارض موضعيشاملدونوع زودرس و ديررس هستند. عوارض زودرس معمولاً در لحظه ايجاد حادثه بهوجودميآيند، مانندآسيبي كهبهاعصاب يارگهادرلحظه شكستگياستخوان وارد ميشود و يا عفونت كه در روزهاي اولية درمان ممكن است ايجاد شود (شكل 4-4).
نمودار 4-1 ميزان وقوع صدمه شكستگي و ترك خوردگي استخوان در كشتي
مچ و انگشتان دست بيشتر در فن خمگيري و بيني و گوشها در نتيجة برخورد با زانوي حريف صدمه ميبيند.
نمودار 4-2 ميزان شكستگيهاو تركخوردگيهاياستخوانيرادركل استخوانبندي نشان ميدهد و همانطور كه مشاهده ميشود ميزان وقوع اين صدمه را در ساق پا نسبت به ساير قسمتهاي بدن بيشتر بوده است.
نمودار 4-3
نمودار زیر مربوط است به ضايعات شكستگي و ترك خوردگي استخوان در ورزش واليبال مشاهده ميشود كه اين آسيب به ترتيب در استخوانهاي مچ و انگشتان دست و مچ و انگشتان پا نسبت به ساير بخشهاي بدن بيشتر بوده است. در واليبال، نواحي سر و صورت و تنه مصون از اين عارضه بودهاند.
شكستگي در مچ و انگشتان پا عموماً در حالت فرود از پرشهاي اسپك و دفاع و شكستگي انگشتان دست و برخورد توپ با دست در هنگام دفاع و توپگيري از اسپك رخ دادهاست.
نمودار 4-4 نشان ميدهد كه شكستگي و تركخوردگي استخوان در ناحية مچ و انگشتان پا و ناحية مچ و انگشتان دست به ترتيب بيشتر از نواحي ديگر بوده است و استخوانهايي چون ران و بازو در ورزش تكواندو و كمتر در معرض خطرند.
نمودار مزبور شكستگي ناحية سر و گردن را به ميزان 13% از كل صدمات نشان ميدهد; اين عارضه بيشتر در نواحي دندانها و بيني حادث شدهاست.
.
شكل 4-5 وضعيت طبيعي مفصل آرنج شكل 4-6 دررفتگي در مفصل آرنج
الف) تعريف و انواع دررفتگي مفصلي
تغيير مكان يا بيرون آمدن انتهاي استخوان را از داخل حفرة مفصل دررفتگي ميگويند.
دررفتگي ممكن است كامل يا ناقص باشد.
در دررفتگي كامل، سراستخوان كاملاً از حفرة مفصلي بيرون ميآيد و كپسول مفصلي و وترهاي اطراف مفصل بهطور نسبتاً وسيعي آسيب ميبيند. شكل 4-5 وضعيت طبيعي مفصل آرنج و شكل 4-6 همين مفصل را در حالت دررفتگي نشان ميدهد.
در دررفتگي ناقص، سراستخوان از محل خود تغيير مكان جزئي ميدهد و ساختمان مفصل آسيب نميبيند.
ب) علل دررفتگي مفصل
دررفتگي در اثر چرخش غيرطبيعي عضو حول محور مفصل ايجاد ميشود. مفاصل مختلف بدن دامنة حركتي محدودي دارند كه چنانچه حركت عضو به هر دليل خارج از دامنة حركت طبيعي انجام شود، امكان جابهجا شدن سر استخوان در مفصل وجود دارد. مفصل شانه، آرنج، انگشت دست و مچ پا بيشتر در معرض آسيب دررفتگي قرار دارند.
گاهي اوقات دررفتگي از بدو تولد موجود است; اين حالت در مفصل لگني - راني نسبت به ساير مفاصل بيشتر ديده ميشود.
4-3 كمكهاي اوليه در شكستگيها و دررفتگيها
هدفهاي آموزشي رفتاري
كمكهاي اوليه را در شكستگي استخوان بدانيد.
كمكهاي اوليه را در دررفتگي مفاصل فراگيريد.
به منظور انجام كمكهاي اوليه به بيمار، لازم است اقدامهاي زير مرحله به مرحله و به ترتيب انجام شوند:
در صورت وجود اختلال تنفسي، به بيمار تنفس مصنوعي بدهيد.
در صورت دسترسي به آمبولانس و پزشك، از آنها كمك بخواهيد.
چنانچه احتمال شكستگي در ناحية ستون فقرات را ميدهيد، فرد آسيبديده را حركت ندهيد تا حد امكان اندام آسيبديده و مفاصل مربوط به آن را حركت ندهيد.
اندامهاي شخص آسيبديده را بدون آنكه در عضو مشكوك به شكستگي اختلالي ايجاد كند بالا نگه داريد.
اگر سرويس آمبولانس مجهز در دسترس نيست، قبل از هرگونه حركت حتماً موضع شكستگي آتلگذاريشود.
چنانچه سراستخوان درآمده از مفصل در زير پوست محسوس است سعي در بازگرداندن آن به جاي خودش نشود.
چنانچه هنگام شيرجه رفتن داخل استخر كم عمق آسيب به گردن يا نخاع وارد آمدهباشد، بايد مصدوم را به حالت شناور در آب و بدون اينكه كمر يا گردن وي خم شود به كنار آورد; نبايد بدون حفاظِ پشت او را بلند كرد و از آب خارج ساخت.
در شكستگيهاي باز، علاوه بر انجام اقدامهاي فوق، به طريق زير عمل ميشود:
لباس بيمار را در آوريد; در صورت وجود مشكل لباس را قيچي كنيد.
روي زخم را با پوشش استريل و با فشار بپوشانيد تا خونريزي متوقف شود.
از شستن زخم و دستكاري آن تا حد امكان خودداري كنيد.
اگر قطعة استخوان از محل زخم برون آمده باشد تمام زخم را با گاز استريل بپوشانيد. چنانچه گاز استريل در دسترس نيست با پارچة تميز آن را بپوشانيد.
اندام آسيبديده را بالا نگه داريد تا خونريزي و تورم آن كاهش يابد. در صورت وجود چند نوع شكستگي در بدن كه معمولاً در تصادفات ايجاد ميشود درمان شكستگي باز به شكستگي بسته اولويت دارد.
شكل 4-7 گذاشتن بالشتك بين ساق پاها
با گذاشتن آتل قطعات شكسته و مفاصل مجاور بيحركت ميشوند، در نتيجه درد بيمار كاهش مييابد و از بروز شوك جلوگيري ميشود. آتل همچنين هنگام انتقال بيمار، اندام را در مقابل آسيب بيشتر حفظ ميكند.
يك تكنيك ساده براي آتلگذاري فوري، مثلاً در شكستگي ساق پا، گذاشتن بالشتك بين دو ساق پا و بستن ساق پاي آسيب ديده به پاي سالم است (شكل 4-7).
اگر استخوان بازو در حالي كه آرنج خميده است بشكند، بازو را مستقيماً به سينه ميبنديم، ولي اگر آرنج در وضعيت مستقيم باشد، آن را به پهلوي بيمار ميبنديم. براي مچ دست و ساعد، دو تخته در دو طرف ساعد ميگذارند و سپس با باند يا هر پارچة ديگر آن را ميبندند و با باند سه گوش آن را به گردش آويزان ميكنند (شكل 4-8).
اگر ساق پا شكسته باشد، دو تخته در طرفين ساق پا ميگذارند و با باند آن را ميبندند (تخته از مچ تا بالاي زانو باشد).
شكل 4-8 آتلبندي بازو
براي شكستگي ران نيز مثل ساق پا عمل ميكنند; يك تختة كوتاهتر يا پتوي تا شده را در بين دو پا و يك تختة ديگر در كنارة خارجي ران شكسته قرار ميدهند و با باند آن را ميبندند (شكل 4-9).
شكل 4-10
شرايط آتل
آتل بايد به اندازة كافي بلند انتخاب شود تا بتواند مفاصل بالا و پايين محل شكستگي را بيحركت نگهداري كند.
آتل بايد كاملاً پنبهگذاري شده باشد تا حد فاصل بين پوست بدن و آتل كاملاً پر شود.
گره آتل نبايد خيلي محكم بسته شود .
نوك عضو صدمه ديده (مثلاً سرانگشتان) لازم است از باند بيرون و قابل رؤيت باشد. چنانچه مصدوم در مدت بانداژ و آتلگذاري از احساس سوزش و گزگزشدن يا ناتواني در حركت انگشتان يا شست خود شكايت داشته باشد و يا انگشتان به رنگ آبي تيره درآمده باشد، علامت اين است كه آتلبندي شما خيلي سفت و محكم بسته شدهاست.
علايم ديگر كه ناشي از گره محكم و سفت است عبارتند از:
عضو بانداژشده در اثر گره محكم سرد ميشود.
در عضو بانداژشده در اثر گره محكم ورم ايجاد ميشود.
در عضو درد ايجاد ميشود.
به خاطر بسپاريد با وجودي كه مصدوم اغلب قادر است قسمت پايين عضو شكسته را بدون درد يا با مختصري درد حركت دهد، به او يادآوري كنيد كه از حركتدادن عضو آسيبديده خودداري كند.
گره آتل نبايد بيش از اندازة شُل باشد; شُلبودن گرة آتل باعث ميشود آتل و بانداژ روي عضو صدمه ديده جابهجا و ايجاد درد و مزاحمت اضافي براي مصدوم كند.
در صورتي كه براي آتلگذاري لازم باشد عضو شكستهاي را از حالت خميده به حالت مستقيم درآوريد، اقدامات زير بايد انجام شود:
با يك دست بالا و با دست ديگر پايين محل شكستگي را نگه داريد.
در موقع جابهجايي مواظب باشيد براي بيمار درد شديد توليد نكنيد، چون ممكن است دچار حالت شوك شود.
در شكستگي ساق، يك نفر بايد انتهاي اندام آسيبديده را بگيرد و با ملايمت هرچه تمامتر بكشد. اين كشش بايد بهگونهاي باشد كه اندام را به حالت مستقيم درآورد تا بتوان به راحتي آن را داخل آتل گذاشت.
شكل 4-11 انواع آتل براي اعضاي مختلف بدن
4-5 گرفتگي عضله
هدفهاي آموزشي رفتاري
تعريف گرفتگي عضله را بدانيد.
با علل ايجاد گرفتگي عضله آشنا شويد.
اصول پيشگيري و كمكهاي اوليه را در گرفتگي ماهيچه فرا بگيريد.
الف) تعريف
گرفتگي انقباض دردناكي است كه در برخي از عضلات بدن ايجاد ميشود و با از دسترفتن مقطعي قابليتهاي حركتي عضو همراه است. وقوع اين صدمه در عضلة دو قلوي ساق پا در ورزش شنا شايع است.
ب) علل ايجاد گرفتگي عضله
عواملي مثل سرما، اختلال در تعادل نمك و آب بدن در نتيجة تعريق زياد، ضربه يا كشيدگي بيش از حد ماهيچههايي كه آمادگي ندارند ممكن است سبب بروز اين صدمه در افراد شوند. مخصوصاً زماني كه ورزشكار تمرينهاي سخت و طاقتفرسايي در هواي خيلي گرم داشته باشد، فعاليت مزبور باعث دي هيدراسيون ميشود كه فرد را مستعد ابتلا به كرامپ عضلاني ميكند.
بعد از درمان ناراحتي اينگونه مصدومين، بهتر است نمك بيشتري در برنامة غذايي آنها گنجانده و محل انقباض گرمتر نگه داشته شود. هرگاه در يك تيم ورزشي بهطور معمول گرفتگي در عضلات شايع باشد، بايد ميزان نمك مصرفي هر ورزشكار را در غذاها و نوشيدنيها افزايش داد. اين صدمه خصوصاً در آب و هواي گرم و مرطوب در ميان ورزشكاران شايعتر است.
در بررسي علت گرفتگي عضلات، مربي ورزش بايد عوامل ديگري را نيز كه موجب نقص در گردش خون ميشوند، مانند تنگي جورابها، محكم بستن بند كفشها، هواي سرد، عفونت و تجمع اسيدلاكتيك، مورد توجه قرار دهد.
4-6 كشيدگي عضلاني
هدفهاي آموزشي رفتاري
عارضة كشيدگي عضلاني را تعريف كنيد.
با انواع كشيدگي عضلاني آشنا شويد.
ميزان وقوع صدمة كشيدگي عضلاني - وتري را در ورزشهاي مختلف بدانيد.
كمكهاي اوليه را براي درمان صدمة كشيدگي انجام دهيد.
تعريف :
كشيدگي عضلاتي عبارت است از پارگي و كشيدگي تارهاي عضلاني موجود در يك عضله كه با درد و از دست رفتن فوري تواناييهاي ماهيچه و حساسيت موضعي آن همراه است. كشيدگي عضلاني يا استرين ممكن است به دو صورت حاد و مزمن ايجاد شود و با توجه به شدت ضايعه به سه درجة 1 و 2 و 3 تقسيم شده است. استرين مزمن بيشتر به علت استفادة بيش از اندازه از واحد عضلاني - تاندوني يعني زماني كه شخص انقباضهاي متوالي و پشت سرهم را در عضله ايجاد ميكند يا با وجود خستگي شديد عضلاني به فعاليت خود ادامه ميدهد اتفاق ميافتد.
صدمة كشيدگي عضلاني - وتري در ورزش
نتايج يكي از تحقيقات بيان ميكند در حالي كه در حوادث ورزش بريدگي و ايجاد شكاف كمتر رخ ميدهد، كوفتگي ناشي از كشيدگي تاندوني عضلاني به ميزان زيادي (17%) ديده ميشود . اين تحقيق همچنين وجود اين صدمه را در ورزشكاران دختر و پسر و اثر سن را مطالعه كرده و نشان داده است كه كشيدگي تاندونها و عضلات در دختران بهطور معنيداري بيشتر از پسران بوده است و با افزايش سن ميزان وقوع اين صدمه در فرد نيز افزايش مييابد.
پارگي و كشيدگي عضلاني در پاي چپ نسبت به پاي راست بيشتر رخ ميدهد زيرا در 65 درصد انسانها، پاي چپ 8% سانتيمتر از پاي راست بلندتر است و پارگي و كشيدگي تاندونها بيشتر در جواني كه هنوز رشد آنها متوقف نشده اتفاق ميافتد و در افراد بالغ اين صدمات در ناحية اتصال عضلات به استخوانها ديده ميشود تغييرات درجه هوا نيز يكي از عوامل مؤثر در ايجاد پارگيها عضلاني است. سرما و رطوبت هوا امكان پارگي عضلات را بيشتر ميكند . در مقايسه بين كشيدگيهاي عضلاني در ورزشهاي قدرتي و استقامتي، معمولاً ورزشكاران استقامتي به دليلاستفادة بيش از ظرفيت بدن بيشتر دچار كشيدگي عضلاني تاندوني ميشوند.
كمكهاي اوليه در كشيدگي عضلاني - وتري
در كشيدگي عضلاني - وتري با توجه به اينكه تارچههاي عضلاني پاره ميشوند، براي كاهش خونريزي بايد قبل از هر اقدامي موضع را سرد كرد. براي اين منظور استفاده از كمپرس آب سرد مفيد است. به علاوه، لازم است موضع را به مدت 30 دقيقه بهطور فشرده باندپيچي كرد. بالا نگهداشتن عضو صدمه ديده نيز به منظور كاهش سرعت خونريزي توصيه ميشود. براي درمان كشيدگي عضلاني از روز دوم به بعد بايد از حرارت و ماساژ و كيسة آب گرم استفاده شود. البته با توجه به شدت آسيبديدگي، شروع استفاده از حرارت و آب گرم يا ماساژ متفاوت است. توصيه ميشود مربيان ورزش براي جلوگيري از وقوع صدمة كشيدگي عضلاني - وتري توجه بيشتري به مرحله گرمكردن بكنند.
. در تنظيم برنامة غذايي از نظر مواد معدني به ويژه نمك نيز بايد به ورزشكاران توجه لازم بشود.
فصل پنجم
نارسايي و وقفه در دستگاه گردش خون، تنفس
و كمكهاي اولية مربوط به آن
هدف مرحلهاي
شناخت نارساييهاي دستگاه گردش خون و تنفس و فراگرفتن روشهاي كمكرساني به مصدومين قلبي - ريوي
5 -1 مفاهيم اوليه در نارسايي و وقفة قلبي - تنفسي
هدفهاي آموزشي رفتاري
مفاهيم و اصطلاحات مربوط به نارساييهاي قلبي - ريوي را تعريف كنيد.
علل ايجاد نارسايي قلبي - تنفسي را بشناسيد.
مرگ ظاهري را از مرگ حقيقي در مصدوم با توجه به علايم مربوط تشخيص دهيد.
5 -2 علل نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي
نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي براثر عوامل بسيار اتفاق ميافتد. منظور ما در اينجا بيشتر يادآوري عواملي است كه شخص را دچار نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي ميكند و زندگي او را به خطر مياندازد، ولي اگر عمليات نجات به موقع و با روش درستي شروع و اجرا شود، ممكن است از مرگ نجات يابد. اين عوامل ممكن است در نتيجة بروز سانحه يا وقوع بيماري در فرد ايجاد شود.
نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي ناشي از سوانح
سوانح متعددي، با توجه به شدت صدمهاي كه روي فرد ايجاد ميكند، ممكن است منجر به نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي شود. در اين بخش چند نمونة شايعتر آن را ذكر ميكنيم:
غرق شدن . در اين حالت آبي كه از محيط خارج به داخل دهان و مجاري گوارش و ريوي راه يافته است مانع نفس كشيدن ميشود.
ضربه و فشار . ضربه هاي محكم روي قفسة سينه كه در نتيجة برخي حركات غلط ورزشي ايجاد ميشود يا فشار زياد روي قفسة سينه در تصادفات يا زيرآوار ماندن ممكن است حركات قلبي و تنفسي را مختل كند. در اين مورد محدوديت حركتي و كمبود اكسيژن ممكن است به حدي باشد كه آسيب ديده خفه شود.
مسموميت با گازهاي سمي . مسموميت با اكسيد دوكربن (2 CO) شايعتر از گازهاي ديگر است. اين گاز براثر سوختن ناقص ذغال يا هيزم ايجاد ميشود. گازهايي كه در اجاقگاز مصرف ميشود، گازهاي سمي بعضي كارخانهها و گاز سمي حاصل از سوختن بنزين موجب نارسايي تنفسي و وقفة قلبي - تنفسي ميشوند.
مسموميت با داروها . مسموميت با داروهاي ضعيف كننده يا كاهندة تنفس مانند تركيبات ترياك، داروهاي آرامبخش و الكل، از طريق تأثير بر مراكز عصبي تنفس، موجب كاهش يا وقفة تنفسي ميشوند. برقگرفتگي شديد، خواه از يك سيم يا وسيلة الكتريكي ديگر و خواه از آسمان به صورت صاعقه، موجب وقفة قلبي - تنفسي ميشود. .
نارسايي يا وقفة قلبي - تنفسي به علت بيماري
بديهي است پايان هر بيماري لاعلاج وقفة دستگاه قلبي - تنفسي و نهايتاً مرگ است امّا گاه شخص به صورت مقطعي دچار بيماري ميشود كه باعث وقفه يا نارسايي در دستگاه قلبي - تنفسي فرد ميشود. اين بيماريها عبارت اند از انسداد سرخرگهاي كرونر قلب و سقوط ناگهاني فشار خون.
ج) علايم ويژة مرگ حقيقي و مرگ ظاهري
در مرگ حقيقي حرارت بدن به تدريج پايين ميآيد و بدن سرد ميشود، امّا در مرگ ظاهري حرارت دروني بدن تابع درجه حرارت محيط خارج نيست.
در مرگ حقيقي ماهيچهها سخت ميشوند و اگر مدتي (بين 4 تا 10 ساعت) از مرگ گذشته باشد، بدن مرده انعطاف و نرمي خود را از دست ميدهد و سفت و سخت ميشود. بهطور كلي، با مطالعة نشانههاي مشترك و اختصاصي مرگ حقيقي و ظاهري، به اين نتيجه ميرسيم كه بازشناختن آنها از يكديگر آسان نيست و مستلزم دقت و صرف وقت است زيرا مهمترين نشانهها همان علايمي هستند كه در هر دو مشتركاند. علايم ويژه، بهخصوص در مواردي كه تشخيص فوري بين آنها مطرح است، اهميتي ندارد، زيرا سردشدن بدن و سختشدن ماهيچهها نشانههاي قابل اعتمادي نيستند، به ويژه اينكه هر دو، به خصوص سخت شدن ماهيچهها، از علايم نسبتاً ديررس هستند.
با توجه به نكات فوق، در برخورد با هر حادثهديدهاي كه به نظر ميرسد جان خود را از دست داده است، بايد دقت را با سرعت عمل توأم كرد. اگر علايم واضح مرگ حقيقي مشاهده نشود، مرگ را بايد ظاهري تلقي كرد و به سرعت و بيدرنگ عمليات نجات را شروع كرد، زيرا براثر وقفة قلبي تنفسي، مغز دچار كمبود شديد اكسيژن ميشود و بيمار به علت كمبود يا فقدان اكسيژن در مدت يك دقيقه به اغما ميرسد و سپس دچار مرگ ظاهري ميشود، اگر نجاتدهنده حتي درست در همين لحظه به كمك او بيايد، فقط پنج دقيقه، وقت دارد كه او را از مرگ برهاند.
5 -4 شناخت وضعيت مجاري تنفسي و راههاي بازكردن آن
هدفهاي آموزشي رفتاري
-وضعيت آناتوميكي (تشريحي) مجاري تنفسي را بشناسيد و عوامل مسدودكنندة آن را نام ببريد.
با روشهاي رفع انسداد مجاري تنفسي در نوزادان، كودكان، و بزرگسالان آشنا شويد.
روشهاي مختلف را براي بازنگه داشتن راه تنفسي مصدوم اجرا كنيد.
روش تنفس مصنوعي دهان به دهان را اجرا كنيد.
روش تنفس مصنوعي دهان به بيني را اجرا كنيد.
تنفس مصنوعي در كودكان را اجرا كنيد.
عمل تنفس مصنوعي را به وسيله كيسة تنفس و لوله آيروي اجرا كنيد.
تنفس مصنوعي را به روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها اجرا كنيد.
براي نجات فردي كه دچار نارسايي تنفسي شده، مقدماتيترين كار بازكردن مجاري تنفسي و سپس دادن نفس مصنوعي است.
قبل از شرح موضوع فوق شما را با وضعيت آناتوميكي مجاري تنفسي باز و در حالت بسته آشنا ميكنيم.
شكل 5 -1
الف) وضعيت مجاري تنفسي و عوامل مسدودكنندة آن
در چه وضعيتي راه تنفس بسته است؟ اگر سر بيمار به جلو خم شده باشد يا به واسطة يك تكيهگاه مانند بالش، دست و يا هر چيز ديگر از سطح تنه بالاتر باشد، فك زيرين و استخوان لامي به عقب كشيده ميشود. در اين حالت فك زيرين، زبان را كه شل است به عقب ميكشد و آن را روي جدار خلفي حلق مياندازد و در نتيجه راه تنفس در بالا بسته ميشود. همين طور، چون اپيگلوت به استخوان لامي متصل است، براثر عقب رفتن استخوان لامي، اپيگلوت هم به عقب و پايين ميافتد و مجراي تنفس در ناحية اپيگلوت بسته ميشود (شكل 5 -1).
بنابراين، به محض ديدن چنين وضعيتي، بايد بالش و يا هر نوع تكيهاي را از زير سر برداشت، و سر و گردن را در وضعيتي مناسب قرار داد كه راه تنفس باز شود.
.
شكل 5 -3 روش تنفس مصنوعي دهان به دهان
5 - 5 روشهاي مختلف تنفس مصنوعي
تنفس مصنوعي را به روشهاي مختلف ميتوان انجام داد. معروفترين و رايجترين آنها به شرح زير است:
الف) تنفس مصنوعي دهان به دهان
ب) تنفس مصنوعي دهان به بيني
ج) تنفسي مصنوعي توسط لوله آيروي و كيسة تنفس
د) تنفس مصنوعي به طريقة فشار بر سينه و كشيدن بازو از طريق فشار بر پشت و كشيدن بازو
الف) روش تنفس مصنوعي دهان به دهان
در تنفس دهان به دهان اقدامات زير به طور منظم ولي با سرعت بايد انجام گيرد:
امدادگر در حالي كه با يك دست به پشت گردن بيمار فشار ميآورد، با دست ديگر كه روي پيشاني او قرار گرفته است سر او را به عقب خم ميكند و با دو انگشت شست و سبابة همين دست سوراخهاي بيني مصدوم را كاملاً ميبندد و پس از يك دم عميق دهانش را طوري به دهان بيمار ميگذارد كه هيچ منفذ خروجي در محل تماس دهان به دهان براي هوا وجود نداشته باشد (شكل 5 -3). سپس هواي بازدم خود را مستقيماً و در صورتي كه مصدوم بزرگسال باشد با شدت به دهان او ميدمد.
شكل 5 -4 اگر گمان ميبريد چيزي در گلوي مصدوم گير كردهاست، او را به يك طرف بچرخانيد و با كف دست ضرباتي به ميان دو كتف او وارد كنيد.
سپس دهان خود را از دهان بيمار برميدارد و به او امكان ميدهد كه بازدم انفعالي داشتهباشد. اگر راه تنفس با عمل فشار فك زيرين باز شدهباشد، امدادگر سوراخهاي بيني بيمار را با گونهاش ميبندد.
امدادگر با دم اول ميتواند بفهمد كه آيا راه تنفس باز است و تهويه كافي است يا نه. اگر نجات دهنده نتواند كافي بودن تهويه را تشخيص دهد، ميتواند گونه و گوش خود را جلو دهان و بيني فرد بگذارد تا از وجود هواي بازدم او آگاهي يابد. همين كه امدادگر متوجه شد كه تهويه به اندازة كافي قابل اجراست، به سرعت چهار نفس پيدرپي در سينه بيمار ميدمد و فرصت بازدم بين اين چهار نفس را به او نميدهد.
شكل 5 - 5 برطرف كردن انسداد راههاي تنفسي در كودكان
براي برطرف كردن انسداد راه تنفس در نوزادان، امدادگر بايد با يك دست دو پاي نوزاد را از مچ بگيرد و او را آويزان كند و به پشت او (ناحية بين دو كتف) ضربه بزند.
براي برطرف كردن انسداد راه تنفس در كودكان، امدادگر بايد فوراً بچه را روي ساعد يك دست خود سرازير كند و با لبة داخلي دست نيمهباز بر پشت بچه در ناحية بين دو كتف او ضربه بزند (شكل 5 - 5).
نظير اين عمل در بزرگسالان هم انجام ميشود با اين تفاوت كه امدادگر تنة بيمار را از كمر روي صندلي يا نيمكت خم ميكند و چند ضربه در ناحية بين دو كتف او ميزند (شكل 5-6).
شكل 5 -7 روش تنفس مصنوعي در كودكان
تنفس مصنوعي در كودكان . دادن تنفس مصنوعي به كودكان با بزرگسالان تفاوت زيادي دارد و بايد امدادگر در هر شرايط وضعيت جسمي ضعيفتر كودك را در نظر داشته باشد. در كودكان امدادگر به طور همزمان دهان خود را روي بيني و دهان كودك قرار ميدهد و با ملايمت به تعداد 20 تا 30 بار در دقيقه هوا را داخل ريههاي كودك ميفرستد. از دميدن هوا با سرعت زياد به داخل ريهها بايد خودداري كرد، طبيعي است در مورد شيرخواران عمل تنفس مصنوعي به مراتب ملايمتر انجام ميشود و به جاي دميدن هوا با فشار، فقط بايد به دهان بيمار فوت كرد.
شكل 5 - 8
دهانتان را از روي بيني بيمار برداريد تا هوا خارج شود (شكل 5 -8 ب) با شست دستي كه روي دهان گذاشتهايد به پايين فشار آوريد و دهان بيمار را باز كنيد چون هواي دميدهشده بايد به راحتي خارج شود. دهان و بيني مصدوم بايد كاملاً باز باشند.
شكل 5 -9
در تصادفات كه سر و صورت بيمار آسيب ديده است، امكان استفاده از روشهاي فوق نيست. در اين موارد از لولة آيروي كه يك لولة ارتباطي استفاده ميشود. اين لوله در اندازههاي مختلف براي كودكان و نوزادان موجود است. علاوه بر اين، كيسههايي ساخته شده است كه به كمك آنها ميتوان تنفس مصنوعي را بيآنكه دهان امدادگر با بيمار تماس پيدا كند، عمل دميدن هوا را انجام داد شكل (5 -9).
كيسه تنفس مصنوعي دستگاه سادهاي است كه به كمك آن ميتوان هواي آزاد را به داخل مجاري تنفسي مصدوم دميد. اين دستگاه از يك ماسك (دهانبند) و يك كيسه دمنده متصل به آن تشكيل شده است (شكل 5 -9).
براي استفاده از كيسة تنفس، ماسك را با يك دست محكم روي دهان ميگذارند و با دست ديگر كيسه را فشار ميدهند تا هوا به داخل ريهها جريان پيدا كند. هواي بازدم از دريچههاي مخصوص دستگاه خارج ميشود; نبايد ماسك را تا برقرار شدن تنفس طبيعي از روي دهان برداشت. اين عمل 12 تا 15 بار در دقيقه تا برقراري تنفس طبيعي انجام ميشود. در اجراي اين روش نيز مانند ساير روشهاي گفته شده ابتدا لازم است مجاري تنفسي بازبيني و از وجود اشياي خارجي تميز شود.
د) روش تنفس مصنوعي به شيوه فشار بر سينه و فشار بر پشت
در مواردي كه صورت و دهان آسيبديده باشند، نميتوان از روش تنفس دهان به دهان يا دهان به بيني استفاده كرد بلكه بايد از روش ديگري به اين شرح استفاده شود:
روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها
روش فشار بر پشت و كشيدن بازوها
روش فشار بر سينه و كشيدن بازوها شامل سه مرحله است:
مرحلة ايجاد وضعيت مناسب بيمار و امدادگر . بيمار را به پشت بخوابانيد و شيئي را زير شانهاش بگذاريد تا قفسة صدري سينه بالاتر قرار بگيرد. دقت كنيد سر بيمار به جلو خم نشود. شما به عنوان امدادگر به حالت دو زانو در بالاي سر بيمار قرار بگيريد و دستهاي بيمار را از مچ با دستهاي خود بگيريد و روي يكديگر به شكل ضربدر در ناحية پايين سينه (زير آخرين دنده) قرار دهيد.
مرحلة فشردن ششها (بازدم): امدادگر ابتدا به جلو متمايل ميشود، به طوري كه دستهايش نسبت به بيمار وضعيت قائم پيدا كند، سپس روي سينة بيمار در ناحيه زيردندهها فشار وارد ميآورد كه هواي داخل ششها خارج شود (شكل 5 -11 الف).
مرحلة ورود هوا به ششها (دم): امدادگر فشار وارد بر سينه را قطع ميكند و دستهاي بيمار را تا حداكثر ممكن به بالا و دوطرف سر بيمار (شكل 5 -11 ب) ميكشد، تا سينه باز و هوا داخل آن شود. اين عمل حدود 12 تا 15 بار در دقيقه تكرار ميشود; در تمام مدت دادن تنفس، بايد مراقبت كرد كه راه تنفس بسته نشود.
تنفس مصنوعي به طريقة فشار بر پشت و كشيدن بازو
اين روش كه به نام هولگر-نيلسن معروف است تقريباً مشابه روش قبلي اجرا ميشود، با اين تفاوت كه فرد روي شكم ميخوابد و فشار وارد توسط امدادگر در مرحلة بازدم به پشت بيمار (ناحية شانهها) اعمال ميشود. از ذكر توضيحات بيشتر دربارة اين روش خودداري ميشود.
5 -6 احياي سيستم قلبي R) P. C.)
هدفهاي آموزشي رفتاري
آناتومي قفسة سينه را شرح دهيد.
عمليات قبل از ماساژ قلبي را بدانيد.
-تفاوتهاي احياي قلبيتنفسي در بزرگسالان و كودكان را شرح دهيد.
ويژگيهاي خاص احياي قلبيتنفسي را در آسيب ديدگان سوانح و حوادث بدانيد.
ماساژ قلبي را انجام دهيد.
احياي قلبي - تنفسي را يك نفري انجام دهيد.
با كمك فرد ديگري، احياي قلبي - تنفسي را دو نفري انجام دهيد.
علايم برگشت به حيات را بشناسيد.
عوارض عمليات احياي قلبي - تنفسي را شرح دهيد.
عمليات احياي قلبيتنفسي شامل سه مرحلة بازكردن راه هوايي تنفس، انجام تنفس مصنوعي و ماساژ خارجي قلب به منظور برقراري مجدد گردش خون ميشود.
شكل 5 -12 برش عرضي براي نشان دادن لايههاي جداري و احشايي پردة جنب
آناتومي قفسة سينه
قفسه سينه فضاي بالاي ديافراگم است كه به وسيلة ديواره سينه پوشش داده شده و حاوي اعضاي سينهاي است. قفسة سينه از پايين به ديافراگم، از بالا به ماهيچههاي بيندندهاي، از جلو به استخوان جناغ و از عقب به ستون مهرهها محدود ميشود. اندازة قفسة سينه در مراحل مختلف تنفس تغيير ميكند. قلب بين دو تودة استخواني قرار دارد. بين استخوان جناغ سينه و ستون مهرهها، ناي، مري، آئورت قلب، مجراي سينهاي و چند رشته عصب قرار ميگيرد. قسمتي از فضاي داخل قفسة سينه را كه ميان دو شش قرار دارد ميان سينه يا مدياستن ميگويند. بجز ششها بقية اعضاي داخل قفسة سينه در مدياستن جاي دارند.
ششها را پرده نازك و دولايهاي از جنس بافت همبند ميپوشاند كه پردة جنب نام دارد. اين پرده داراي رگهاي خوني و لنفي است; لايهاي كه سطح داخلي ديوارة قفسة سينه را ميپوشاند، لاية جداري و لايهاي كه ششها را ميپوشاند لاية احشايي ناميده می شود (شکل 5-12).
شكل 5 -13 فضاي جنبي
فضايي كه بين دولاية پرده جنب وجود دارد، فضاي جنبي ناميده ميشود و حاوي مقدار كمي مايع است (شكل 5 -13). اين مايع با كمكردن اصطكاك دو لاية جنب بر روي يكديگر، حركات تنفسي را تسهيل ميكند. دو لاية پرده جنب در اطراف و زير ناف ششها به يكديگر متصل ميشوند. اعصاب لاية جداري جنب شاخههاي اعصاب فرنيك و بين دندهاي هستند و اعصاب لاية احشايي شاخههاي اعصاب واگ و سمپاتيكاند.
احياي قلب
در بررسي وضعيت بيماراني كه احتمال از بين رفتن تنفس و ضربان قلب وجود دارد بايد توجه داشت كه زمان بسيار محدودي در اختيار است، لذا امدادگر بايد ضمن حفظ خونسردي خود هر اقدامي را در سريعترين فرصت ممكن، بدون اتلاف وقت، انجام دهد..
طرز اجراي ماساژ قلبي:
بهمنظور امداد عمليات زير را سريعاً براي شروع ماساژ قلبي انجام دهيد.
مصدوم را روي كف اتاق يا سنگفرش خيابان يا روي يك تختة پهن در وضعيت مناسب به پشت قرار دهيد;. سپس در طرف راست بيمار بنشينيد و با دوانگشت محل ماساژ را تعيين كنيد محل ماساژ خارجي قلب در قسمت مياني استخوان جناغ است. كف يك دست را پشت دست ديگر و روي محل تعيين شده به طور عمود قرار دهيد. دقت كنيد كه آرنجهاي شما به طرز عمودي قرار بگيرد و دستها خم نشود; سپس به محلي كه دستها را قرار دادهايد فشار بياوريد. فشار وارد شده بايد متناسب با وزن و تواناييهاي جسماني مصدوم بوده و بتواند حدود 4 سانتيمتر استخوان جناغ را به سمت پايين جابهجا كند. اين عمل را بايد 80-100 بار در دقيقه انجام داد و بعد از هر فشار بايد مكث كوتاهي كرد. . بايد توجه داشت كه در اين مرحله فقط فشار دستها قطع ميشود و دستها از روي سينه برداشته نميشود. پس از يك دقيقه اجراي ماساژ قلبي لازم است به بررسي وضعيت نبض مصدوم بپردازيد و چنانچه نبض دوباره برقرار شد، به ادامة ماساژ قلبي نياز نيست و امدادگر صرفاً به حفظ وضعيت مصدوم ميپردازد (شكل 5 - 15).
شكل 5 - 15
سينه را يكنواخت و به نرمي و بدون كم و زياد كردن و انقطاع فشار دهيد. مكث جزيي در آخر هر فشار موجب ميشود كه خون به ميزان بيشتري از قلب خارج شود .
شكل 5 -17
روشهاي احياي قلبي - تنفسي
عمليات نجات در احياي قلبي - تنفسي ممكن است به وسيلة يك يا دو نفر انجام گيرد.
الف) عمليات نجات دو نفري: چون لازم است ماساژ خارجي قلب توأم با تنفس مصنوعي باشد، مطلوبترين و بهترين راه نجات بيمار اين است كه عمليات امداد دونفري انجام شود به طوري كه يك نفر به مصدوم تنفس مصنوعي بدهد و ديگري ماساژ خارجي قلب او را به عهده بگيرد (شكل 5 -19).
اگر دو نجاتدهنده در محل حاضر باشند، عمليات نجات به شكل زير انجام می شود:
شكل 5 -19
دو امدادگر در طرفين بيمار قرار ميگيرند. ميزان سرعت كار بايد 80-100 ماساژ و 12 تنفس مصنوعي در دقيقه باشد (در عمل حتي 60 ماساژ قلب و 8 بار دميدنمطلوب است). بديهياست كه دميدن هوا نبايد با زمان وارد آوردن فشار روي استخوان جناغ همزمان شود. نجات دهندهاي كه تنفس مصنوعي ميدهد، بايد زمان دميدن هوا را با زمان برطرف كردن فشار از روي جناغ سينه هماهنگ كند. به اين جهت عمليات نجات دونفري مستلزم هماهنگي بيشتر در اعمال دو امدادگر است كه نياز به آموزش و تمرينهاي بيشتري دارد.
شكل 5 -20 شكل 5 -21
روش احياي قلبي - تنفسي در كودكان
روش احياي سيستم قلبي - تنفسي در كودكان همانند بزرگسالان انجام ميشود منتها با احتياط بيشتر و خيلي آرامتر. در احياي سيستم قلبي - تنفسي كودكان امدادگر يك دست را زيرشانههاي مصدوم قرار ميدهد و سر او به عقب نميبرد بلكه سر را كمي به عقب متمايل ميكند و سپس دهان خود را روي لبها وبيني كودك ميچسباند و حدود 30 نفس در دقيقه (با حجم تنفسي كمتر) و به آرامي به كودك ميدمد. ماساژ قلبي در كودكان نيز با تفاوتهايي همراه است. براي ماساژ دادن قلب در كودكان به اين ترتيب عمل ميشود كه امدادگر كودك را روي دست به نحوي نگه ميدارد كه سر كودك در كف دست قرار گيرد و ماساژ را به وسيله يك يا دو انگشت و به آرامي روي جناغ سينه انجام ميدهد.
^در كودكاني كه وزن بيشتري دارند فشار بايد به وسيلة بالشتك كف دست و با ملايمت انجام گيرد، در كودكان احياي تنفس و ضربان قلب را ميتوان به وسيله دو كمكدهنده انجام داد.
احياي قلبي - تنفسي در آسيبديدگان سوانح
در بسياري از مواقع كه مصدوم در نتيجة تصادفات ضربان قلب و تنفس خود را از دست ميدهد، شكستگي در نواحي مهرهها، گردن، صورت و يا قفسة سينه دارد. در اين موارد اجراي عمليات ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي بامحدوديتها و ويژگيهايي همراه است. براي مثال، در شكستگي و يا احتمال شكستگي مهرههاي گردني حتيالمقدور بايد از حركت مصدوم خودداري كرد. حركتهاي لازم بايد خيلي آرام و يكجا (سر نسبت به بدن حركت نداشته باشد) انجام شود. همچنين براي دادن تنفس مصنوعي و بازكردن راه تنفس نبايد سر را به عقب خم كرد و فقط فك پايين با فشار انگشتهاي شست به جلو كشيده ميشود. در آسيبديدگي صورت براي دادن تنفس مصنوعي استفاده از وسايلي مانند لولة هوايي نيز ضرورت پيدا ميكند.
5 - 8 عوارض عمليات احياي قلبي - تنفسي
عمليات احياي قلبي - تنفسي فعاليت سنگيني است كه قطعاً براي مصدوم عوارض دارد اما بايد توجه داشت كه در هر صورت اين عوارض كوچكتر از قطع تنفس يا قطع ضربان قلب به طور دائم است و پس از برگشت حيات قابل اغماض است. عوارض مزبور عبارتاند از:
الف) شكستگي دندهها و بازشدن اتصالهاي دندهاي غضروفي در ناحية جناغ سينه
ب) پارگي كبد . پارگي كبد عارضة خطرناكي است كه ممكن است در جريان احياي قلبي - تنفسي پيش آيد، ولي با اجتناب از فشار روي زايدة خنجري ميتوان از پيشآمدن آن جلوگيري كرد.
ج) اتساع معده . اين عارضه بيشتر در كودكان پيش ميآيد، راه پيشگيري آن در بازنگهداشتن تنفس و احتراز از دميدن هوا بيش از اندازه لازم است. در عمل اكثر بيماران دچار اتساع معدة مختصري ميشوند كه قابل اغماض است، اما اگر اين اتساع شديد باشد، ايجاد خطر ميكند، زيرا كبد و ديافراگم بالا ميروند و در اين حال لازم است از ماساژ خارجي قلب، تا برطرف شدن اتساع معده خودداري كرد. زيرا ادامة ماساژ ممكن است منجر به پارگي كبد شود.