یاد گیری حرکتی
یاد گیری حرکتی
نقش تمرینات ذهنی در یاد گیری حرکتی
استفاده از تصویرسازی ذهنی وسیله مناسبی برای نیل به آرامش روانی و تحقق یافتن یادگیری و اجرای موفق یادگیرنده است و در کل تغییرات مناسبی را در رفتار حرکتی ایجاد میکند.
تصویرسازی نه یک رمز است و نه یک افسون و جادو بلکه قابلیتی است نهفته در وجود انسان که بسیاری از افراد در پروراندن آن کوتاهی میکنند و فقط برخی از قهرمانان بزرگ آن را به بالاترین حد خود رساندهاند.
مطالعات متعددی وجود دارد که نشان میدهد تمرین بدنی بهمراه تمرین ذهنی برای بهبود عملکرد موثر است اما در مجموع تمرینات ذهنی برای دانش آموزان پیشرفته مفیدتر از دانش آموزان مبتدی است زیرا آنان در تمرینات ذهنی نیز مهارت کسب کرده اند.
بشر از آغاز تا پایان زندگی به صورتهای مختلف با فرآیند یادگیری در ارتباط بوده است و دائماً به نوعی در حال یادگیری دانش مهارتهای مختلف میباشد. از جمله انواع یادگیری، یادگیری مهارتهای حرکتی است که از بدو تولد شروع و در طول زندگی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
تربیت بدنی، که وظیفه انتقال مهارتهای حرکتی پایه تا مهارتهای پیچیده ورزشی را بر عهده دارد، در جایگاه خاصی قرار گرفته است. به طوری که، یادگیری حرکتی با تأکید بر کسب مهارتهای حرکتی به عنوان قلب تربیتبدنی و تجارب ورزشی میباشد.
در طول سالهای گذشته محققین کوشیدهاند تا اطلاعات ضروری در مورد عوامل متغیرو فزاینده یادگیری مهارتهای حرکتی را بشناسند. با اینکه یادگیری حرکتی جز با انجام دادن و تمرین عملی بدست نمیآید. اما، روشهایی نیز وجود دارد که به عنوان مکمل تمرین عملی برای یادگیری بهتر و سریعتر مهارت مورد توجه مربیان و ورزشکاران میباشد.
یکی از مهمترین این روشها تمرین ذهنی است. که در این روش، از فراگیران میخواهیم که بدون انجام دادن آن، مهارت موردنظر را به طور ذهنی مرور کنند، ورزشکاران در این تمرین ذهنی که گاهی به آن مرور ذهنی نیز میگویند، درباره مهارتی که در حال آموختن آن هستند، فکر میکنند. مراحل انجام آن را به نوبت مرور میکنند و تصور میکنند که حرکات را به طور موفقیتآمیز انجام میدهند و حتی برنده مسابقات قهرمانی میشوند.آیا این روش واقعاً در یادگیری مؤثر است؟ با اینکه شواهد و مدارک موجود اجازه نتیجهگیری و جمعبندی قطعی به ما نمیدهند.
اما، این موضوع قابل ذکر است که در نتیجه تفکر در مهارتهای حرکتی، پیشرفت ایجاد میشود. به نظر میرسد، سطح مهارت و میزان آشنایی یاد گیرنده با مهارت و ترکیب تمرین ذهنی با عملی، همگی اثرات مثبتی بر این نوع یادگیری داشته باشند.
با توجه به مطالب ذکر شده این تحقیق بر آن است، تا تأثیر و راههای استفاده تمرینات ذهنی را بر یادگیری مهارت های ورزشی دانش آموزان مورد بررسی قرار دهد.
تعریف تصویرسازی و تمرین ذهنی:
افرادی که با مطالعه کتب و مقالات علوم ورزشی و به ویژه روانشناسی حرکتی و علم تمرین سروکار دارند به فراوانی با واژههای «تصویرسازی»، «تجسم کردن»، «تمرین ذهنی» و «مرور ذهنی» برخورد کردهاند. که این واژهها برخی اوقات تعریف مستقلی دارند ولی در یک معنای کلی به مفهوم تجسم نمودن اجرای موفقیتآمیز یک مهارت حرکتی و یا تصویری آرامبخش در ذهن بدون هیچگونه تمرین بدنی و تجربه خارجی است. پس به طور کلی تمرین ذهنی فرآیندی است که در طی آن، شخص، واکنشها و مهارتهای حرکتی آموخته شده را به صورت درونی و ذهنی (بدون اجرای آن) به تصویر کشیده و با تکرار و تجسم آنها در ذهن خود این مهارتها و حرکات را تقویت میکند. این تمرین به منظور بهبود عملکرد و اجرا انجام میشود.
تأثیر تمرینات ذهنی بر روی یادگیری
1- کاهش مشکلات تدریس:
یکی از اثرات مهم تمرین ذهنی به عنوان قسمتی از تدریس، کاهش مشکلاتی است که در تدریس وجود دارد. این مشکلات عبارتند از: وجود شاگردان زیاد در یک کلاس، نبودن وسایل کافی و یا زمانی که شاگردی آسیب دیده باشد.
2- مرور مهارت:
نکته دوم اینکه تمرین ذهنی روش موثری است برای مرور مهارتهااین نوع تمرین تقریباً در هر زمان انجامپذیر است. مثلاً بین نوبتهای تمرین، بین روزهای تمرین، هنگام استراحت در منزل یا در اتوبوس و هنگام رفتن به مدرسه.
از آنجائی که تمرین ذهنی به هیچ وسیله و یا ابزار خاصی نیاز ندارد. بنابراین بسیاری از افراد میتوانند آن را به طور همزمان انجام دهند.
3- افزایش تمرکز و اطمینان و کاهش اضطراب:
تمرینات ذهنی میتواند مشکلات کوچک در فنون ورزشی را رفع کند. این امر به از بین رفتن افکار منفی مانند تصور کردن شکست، کمک میکند و از پراکنده شدن توجه وتمرکز ورزشکار پیشگیری مینماید.
از تأثیرات دیگری که میتوان برای تمرینات ذهنی بر شمرد این است که تمرین ذهنی اطمینان به وجود میآورد و اجراکننده میتواند حالات هیجانی آسیب زننده ماننده تنش و اضطراب را کنترل کند. شواهد علمی زیادی وجود دارد که تصور اجرای موفقیتآمیز باعث آرامش میشود و اجراکننده بر آنچه که باید انجام دهد تمرکز میکند و به آنچه پس از شکست اجرایش رخ خواهد داد، فکر نمیکند. هرچند این فرآیندها عموماً به ورزشکاران با تجربه مربوط است، لیکن برای ورزشکاران تازهکار نیز که اضطراب و نگرانی بسیار دارند کاربرد دارد.
4- اخذ تصمیمات مناسب:
دانشآموزان میتوانند با استفاده از تمرینات ذهنی، ذهنیت خویش را در طول موقعیتهای مختلفی که در یک مسابقه با آن روبرو خواهند شد بهبود بخشند ، این فرآیند را تصمیمگیری برحسب شرایط گویند که ورزشکاران را در ارزیابی شرایط و طراحی حرکت بعدی کمک میکند.
5- بهبود تاکنیک بازی:
برای بهبود ورزشهایی که تاکنیک نقش اصلی را در آنها ایفا میکند میتوان از تمرینات ذهنی استفاده کرد.
مثلاً چندین بازیکن تنیس را میتوان درنظر گرفت که در حال تماشای بازی حریفشان هستند، آنان شیوه بازی حریف خود را حدس میزنند و واکنش مناسب را نیز در مقابل آن میاندیشند تا در مقابله با او در روز مسابقه آنها را به کار گیرند. همچنین آنان نقاط ضعف حریفشان را مشاهده کرده و قبل از مسابقه با او، با استفاده از تمرینات ذهنی سعی در استفاده از این امتیاز دارند.
کاربرد تمرینات ذهنی بر یادگیری دانشآموزان
وقتی که ما در ذهن خود اجرای مهارت ورزشی را تجسم میکنیم از نوع شبیهسازی بصری استفاده نمودهایم. تجربه تصویرسازی ذهنی همانند تجارب حاصل از: احساس کردن ، شنیدن و دویدن است، اما همه آنها یکی هستند و بدون محرک خارجی صورت میگیرد.
در تصویرسازی ذهنی یا به عبارتی تمرین ذهنی تنها حس بینایی شرکت نمیکند.
هرچند که نقش آن مهم است ولی حس شنوایی و لامسه نیز در شبیهسازی مؤثر هستند. همانطور که میدانیم دانشآموزان سه مرحله یادگیری را پشت سر میگذراند:مرحله ابتدائی، میانی، پیشرفته. بکارگیری شبیهسازی ذهنی در مراحل میانی و پیشرفته بسیار مفید است.پس بهتر است نقش تصویرسازی ذهنی در هر یک از مراحل سهگانه یادگیری توضیح دهیم.
مرحله ابتدائی
مسلماً مشاهده دانشآموزان ورزشکار ماهر یا گوش دادن به آموزش میتواند برای یادگیری سایرین در مرحله اولیه کافی باشد. و از این طریق میتوانند الگوی مناسبی از نحوه اجرای مهارت را تصور نمایند. همچنین تمرین ذهنی میتواند پس از مشاهده و احساس مهارت و کسب الگوی مناسب و ثبت برنامه حرکتی آن، مفید واقع شود. مشاهده اجرای مهارت ممکن است تصویرسازی آن را در دانشآموزان مبتدی بهبود بخشد. اما برای توسعه حس حرکت مهارت، نمیتواند مفید واقع شود. پس تا زمانیکه دانشآموزی یک مهارت را عملاً انجام ندهد نمیتواند حس اجرای صحیح را کسب کند و تصور مؤثر آن امکانپذیر نیست
مرحله میانی
هدف عمده از بکارگیری تمرینات ذهنی برای دانشآموزانی که مرحله میانی آموزش یا یادگیری هستند حفظ شیوه صحیح اجرای مهارت است. بنابراین باید تعادل مناسبی در بکارگیری تمرین ذهنی و تمرین بدنی وجود داشته باشد. چراکه وجود تمرین ذهنی میتواند مکمل باارزشی برای برنامه تمرین بدنی دانشآموزان محسوب شود.
مرحله پیشرفته
تمرین ذهنی میتواند برای مهارتی که خوب یاد گرفته شده است بسیار مؤثر واقع شود. تمامی مهارتها در مرحله اجرا باید با استفاده از تمرین ذهنی و تمرین بدنی بهبود یابند. لذا تمرین ذهنی برای کلیه رشتههای ورزشی قابل استفاده میباشد.
همچنین تمرین ذهنی در این مرحله برای کنترل اضطراب دانشآموزان در رشتههای مختلف ورزشی قابل استفاده است. بنابراین وقتی مهارتی به خوبی یاد گرفته شد ممکن است تمرین بدنی، کمتر مورد توجه قرار گیرد و درنتیجه یک معلم ورزش میتواند به جای کمیت، بر کیفیت تمرین تأکید کند.
چه مواقعی از تمرینات ذهنی استفاده کنیم
در طول جلسه تمرین اگر یک یا تعدادی از دانشآموزان در اجرای مهارتی مشکل دارند تمرین ذهنی احتمالاً میتواند مؤثر واقع شود. بنابراین در این مواقع معلم باید تمرین را متوقف کند از آنها بخواهد که در مورد آنچه که باید انجام دهند قدری فکر کنند.
هنگام آسیبدیدگی که تمرین بدنی غیرممکن است اگر یک یا چند تن از دانشآموزان مصدوم باشند و نتوانند در تمرینات و آموزشها شرکت داشته باشند، بهتر است که یک معلم با تمرینات ذهنی آنان را در امر یادگیری یاری نماید.
در هنگام رفع خستگی:
برای اینکه مهارت به طور خودکار و در سطح عالی انجام گیرد نیازمند تمرین و تکرار بدنی زیادی است. که بیتردید خستگی مفرط را در پی خواهد داشت و درنتیجه موجب انحراف افکار دانشآموزان در هنگام اجرای مهارت خواهد گردید. و این شرایط ممکن است اشتباهات زیادی را به دنبال داشته باشد.
بنابراین بهتر است معلم در چنین شرایطی تمرین بدنی را رها کرده و از تمرینات ذهنی به جای آن استفاده نماید.
در هنگام سرما و فصل زمستان که امکان انجام فعالیت های ورزشی در حیاط مدرسه وجود ندارد ، بهتر است که معلم با استفاده از تمرینات ذهنی در فضاهای سرپوشیده ، تمرینات عملی را که در طول سال آموزش داده است تکمیل نماید.
نتیجه گیری و پیشنهادات
تمرین ذهنی شیوه ای موثر برای کمک و یادگیری و اجرای مهارتهای ورزشی است که این روش بیش ازحد زمانی میتواند مفید باشد که دانش آموزان در مرحله پیشرفته یادگیری باشند.
انجام تمرینات ذهنی در مواقع ذیل پیشنهاد میگردد.
1- در طول یک جلسه تمرین
2- درهنگام آسیب دیدگی.
3- در هنگام نامساعد بودن وضعیت جوی.
4- در هنگام رفع خستگی
5- در هنگام عدم دسترسی به وسایل ورزشی.
انواع یادگیری
با توجه به تعریفی که از یادگیری میشود و آن را تغییرات کم و بیش دائمی رفتار در نتیجه تجربه میدانند، میتوان تصور کرد که با انواع یادگیری در زندگی مواجه خواهیم بود، به این دلیل که فرد از زمان تولد تا سالمندی تجارب مختلفی در حوزههای مختلف کسب میکند. تلاشهای مکرر برای راه رفتن ، سخن گفتن ، غذا خوردن ، ارتباط با همسالان ، دفاع از خود ، مطالب آموزشگاهی ، مهارتهایی مثل رانندگی ، یادگیری مشاغل و ... نمونههایی از یادگیریهایی هستند که فرد در طول زندگی خود به شیوههای مختلفی آنها را یاد میگیرد. نظریه پردازان مختلف انواع مختلف یادگیری را معرفی کردهاند.
یادگیری کلامی
یادگیری
کلامی نوعی از یادگیری است که زمانی حاصل میشود که محتوای
آموخته شده بوسیله فرد شامل واژهها ، هجاهای بیمعنی ، یا مفاهیم میشود. زمانیکه دانش آموزی سعی میکند زبان
جدیدی را یاد بگیرد و شروع میکند به یادگیری کلمات و لغات
، در واقع از یادگیری کلامی بهره میبرد. همچنین دانش آموزی که سعی
میکند بخشی
از کتاب زیست
شناسی را یاد
بگیرد، مثل اصطلاحات و مفاهیم مربوط که در آن بخش ارائه شده است
در واقع از
یادگیری کلامی استفاده کرده است
یادگیری
کلامی در مقابل یادگیری حرکتی قرار دارد و هر چند فرض
میشود که یادگیری کلامی از لحاظ و شناختی در سطح بالاتری
قرار دارد. این مساله یادگیری کلامی را در مقامی ممتازتر از یادگیری
حرکتی قرار
نمیدهد. ابزاری که برای بررسی یادگیری کلامی مورد استفاده فراوان و
سودمند قرار
گرفته است، لیست مربوط به هجاهای بیمعنی بوده است. در این نوع از
آزمایشات
فهرستی از هجاهای بیمعنی را به آزمودنیها میدادند یا برایشان میخواندند
و در فواصل
زمانی معین از آنها میخواستند هجاهای خوانده شده را یادآوری کنند. میزان مواد یادآوری شده ، معرف میزان یادگیری کلامی فرد
بوده است.
یادگیری حرکتی
یادگیری
حرکتی نوعی از یادگیری است و زمانی حاصل میشود که محتوای
آموخته شده بوسیله فرد شامل مهارتهای حرکتی است. به عبارتی زمانیکه فرد تلاش
میکند سلسلهای
از حرکات را یاد بگیرد تا بتواند مهارتی را به صورت مناسبی انجام
دهد از
یادگیری حرکتی استفاده کرده است. یادگیری شنا کردن ، پرتاب توپ ، دوچرخه
سواری و ...
نمونهای از یادگیریهای حرکتی هستند. یادگیری حرکتی میتواند طیفی از
یادگیریهای
حرکتی را شامل میشود
برخی از این
یادگیری ساده و سطحیتر هستند، مثل پرتاب یک توپ ، برخی
پیچیدگی بیشتری دارند، مثل شنا کردن و برخی از پیچیدگی و
ظرافت خیلی بالایی برخوردار هستند، مثل نواختن یک ساز مانند
ویولون
که مستلزم
یادگیری حرکتی به مقدار زیاد است. تمرین در این نوع یادگیری
اهمیت فوقالعادهای دارد. هر چه میزان تمرین فرد در این
نوع حرکات بیشتر باشد مهارت او عمیق خواهد بود.
یادگیری مشاهدهای
یادگیری
مشاهدهای عبارت است از یادگیری که از طریق آن موجود زندهای
از رفتار موجود زنده دیگر تقلی میکند، سرمشق میگیرد یا ادای آن را
درآورد. به
این نوع یادگیری سرمشق گیری و
یادگیری
اجتماعی نیز میگویند. کودکی را تصور کنید که
رفتارهای
مادر را در هنگام آشپزی یا کار خانه داری مشاهده میکند. مدتی بعد در
بازیهای خود
همان کارهایی را که از مادر در خود مشاهده کرده انجام میدهد. بیشتر
یادگیریهای
کودکان مشاهدهای است
در واقع آنها
بطور مرتب در تقلید از رفتارها و حرکاتی هستند که مشاهده میکنند. آلبرت بندورا
روان شناس و
همکارانش نقش بسیار عمده ای در تثبیت مفهوم یادگیری مشاهده داشتهاند.
آنان در یک مجموعه از آزمایشهای خود به نحو متقاعد کنندهای
اثبات کردند
که کودکان گاهی از رفتار پرخاشگرانه یک سرمشق بزرگسال تقلید میکنند. این مسیر تحقیق موجب شده است که
نگرانی در مورد تاخیر تماشای رفتار پرخاشگرانه بزرگسالان
سرمشق در تلویزیون بر اعمال کودکان مورد توجه قرار گیرد.
یادگیری اجتنابی
یادگیری
اجتنابی زمانی اتفاق میافتد که یک موجود زنده این توانایی
را پیدا میکند که با استفاده از نشانه یا علامتی خاص از تماس با محرکی
زیانآور
اجتناب کند. به عبارتی فرد سعی میکند ار موقعیتهایی که برایش آزار دهنده
هستند اجتناب
و دوری کند. تصور کنید که کودکی یکبار با دست زدن به یک بخاری دست خود
را میسوزاند
و از آن پس از نزدیک شدن به بخاری خودداری میکند. این کار کودک
نشانهای از
یادگیری اجتنابی است. این نوع یادگیری در بررسی علل مربوط به برخی روان
رنجوریها مثل
انواع
اضطراب مورد توجه است
به عنوان
مثال خوبی اجتماعی که نوعی ترس و اضطراب مربوط به قرار گرفتن
در محیطهای شلوغ و گروههاست، با یادگیری اجتنابی ارتباط دارد. بطوری که
فرد سعی میکند
از محیطهای پرجمعیت که برای او آزار دهنده هستند، دوری کند و این
افراد به هیچ
وجه حاضر نیستند در چنین جلساتی شرکت داشته باشند. هر چند این ترس و
اضطراب و
اجتناب نیز درجاتی متفاوت در افراد مختلف دارد.
یادگیری تصادفی
یادگیری تصادفی نوعی از یادگیری است که بدون مقصود ، تلاش یا نیت خاصی صورت می گیرد. بطوری که بدون اینکه هدف یادگیری مورد خاصی وجود داشته باشد، یادگیری اتفاق می افتد. حتما برایشان پیش آمده است که بدون تلاشی برای یادگیری شعر و محتوای یک ترانه کرده باشید و بدون اینکه حتی چنین منظوری داشته باشید یک روز متوجه میشوید که متن آزاد بطور کامل و یا قطعاتی از آنرا زمزمه میکنید.
یادگیری نهفته
یادگیری نهفته یادگیری است که در
هنگام اکتساب در عملکرد شخص به حالت پنهانی و ابراز نشده باقی
میماند. به عبارتی یادگیری در یک موقعیت زمانی اتفاق
میافتد و مدتها نهفته باقی میماند تا در موقعیت مورد نیاز خود را
نشان میدهد.
رفتارهای معلمی نمونهای از رفتارهایی هستند که به صورت یادگیری نهفته
ممکن است
آموخته شوند. فرد تا زمانیکه به عنوان یک معلم در کلاس قرار نگیرد این
رفتارها را
از خود نشان نمیدهد، در حالیکه آنها را در طول تحصیل خود از معلمان خود
آموخته است
یادگیری
نهفته اهمیت زیادی برای والدین ، معلمان و دست اندرکاران
آموزش دارد. چرا که آنها غالبا از عملکرد کودکان و دانش آموزان دچار یاس
میشوند و
گاهی فکر میکنند که فرد یا شاگردشان هیچ یاد نمیگیرند یا بسیار کم
میآموزند.
در حالیکه در آینده ممکن است آنچه یاد گرفته است به شیوه امیدوار
کنندهای
بروز کند. نباید یادگیری نهفته را با یادگیری تصادفی اشتباه کرد و یادگیری
تصادفی لزوما
پنهان نیست و ممکن است در هر مقطعی در عملکرد شخص ظاهر شود.
اختلالات یادگیری
مقدمه
بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی میکنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار میکنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه میروند و میخواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی میشوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بودهاند.
بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:
اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.
علل بروز اختلالات یادگیری
ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بودهاند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.
عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری
شواهدی در دست است که نشان میدهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونهای حاکی از نشانههای عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی بردهاند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.
عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری
گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری میشوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.
عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری
اختلالات یادگیری برخی کودکان میتواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.
از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:
عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
اختلالات در ترشحات داخلی مادر
قرار گرفتن در برابر اشعه
استفاده از دارو
از عوامل هنگام تولد میتواند به مواردی چون:
کم وزنی هنگام تولد
آسیب وارده بر سر
آمدن جفت پیش از نوزاد
تولد با پا ، اشاره کرد.
از عوامل بعد از تولد عبارتند از:
مسمومیت سرب
نارساییهای تغذیهای
محرومیتهای محیطی و ...
عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری
به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح میتواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر میرسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفتهاند.
انواع اختلالات یادگیری
کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینههای زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینههای فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینههای یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.
درمان اختلالات یادگیری
هر چند اختلالات یادگیری اصولا مسالهای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود میجویند و بدین ترتیب میکوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوههای درمانی رایج بر این اساس میتوان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.
در این شیوه تلاش میشود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.
از روشهای درمانی دیگر میتوان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوههای رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته میشود.